اخبار اجتماعیاخبار اقتصادیاخبار بین المللاخبار سیاسی

روایت معاون اول رئیس‌جمهور: ۲ سال بحران، ایستادگی و برنامه ایران برای فردا!

به گزارش سایت ابرامباد، محمد رضا عارف، معاون اول رئیس‌جمهور، یادداشتی تحلیلی با عنوان «ایستادیم تا بسازیم؛ از دل بحران، سرمایه‌ای برای فردا» منتشر کرده است که در آن به بررسی رویدادهای دو سال اخیر و چشم‌انداز آینده کشور پرداخته است.متن کامل این یادداشت به شرح زیر است:

دو سال گذشته، دورانی بی‌سابقه در تاریخ معاصر این سرزمین بود. دولتی که در ابتدای کار خود با تورمی افسارگسیخته و ناترازی‌های انباشته دو دهه‌ای مواجه شد، در ادامه مسیر با دو جنگ تحمیلی، شهادت رهبر فرزانه انقلاب و فرماندهان عالی‌رتبه نظام و نیز روزهای تلخ دی‌ماه دست‌وپنجه نرم کرد. پیش از هر کلامی، یاد همه شهدای این دوران، از جبهه‌های نبرد تا خیابان‌های کشور را گرامی می‌دارم و به خانواده‌های داغدار تسلیت می‌گویم. این یادداشت، نه برای برشمردن دستاوردها، بلکه گفت‌وگویی صادقانه با مردم درباره آنچه گذشت و آنچه در پیش روست، است.

چهار ستون مقاومت ایران در بحران

آنچه ایران را در این دو سال، به ویژه در سخت‌ترین ماه‌های آن، پایدار نگاه داشت، بر چهار ستون استوار بود. باور دارم که شناخت صادقانه این چهار رکن، همراه با کاستی‌ها و زخم‌های جانبی، هم حق مردم است و هم چراغ راه ما برای آینده.

ستون نخست، ایستادگی آگاهانه مردم بود. دشمنان این ملت گمان می‌کردند فشار نظامی و اقتصادی می‌تواند میان مردم و نظام جدایی اندازد و کشور را به سوی فروپاشی داخلی سوق دهد. اما آنچه دیدند، خلاف این تصور بود: حضور متین و هوشمندانه مردم در خیابان‌ها، در شهرهای جهان، در مراسم‌های وداع، و در صحنه‌های همبستگی ملی، پیامی روشن به داخل و خارج ارسال کرد. البته می‌دانم که در جامعه‌ای بزرگ و متنوع مانند ایران، همه به یک شکل به رویدادها نمی‌نگرند و این امری طبیعی و قابل قبول است؛ اما مهم این است که در لحظه‌ای که پای سرزمین در میان بود، این ملت انتخاب خود را کرد.

و نکته‌ای که به گمانم باید دستاورد بزرگی از این دوران دانست، این است: ایرانیان با هر گرایش فکری، سبک زندگی و دیدگاه سیاسی، چه در داخل و چه در میان ایرانیان مقیم خارج، در لحظه‌ای که پای ایران در میان بود، اختلافات خود را کنار گذاشتند و متحد ایستادند. این وحدت، نه محصول دستور و بخشنامه، بلکه نتیجه تعلق خاطر عمیق این ملت به سرزمین و هویت مشترکش بود. اما باید صادقانه بگویم: این سرمایه اجتماعی شکننده است؛ اگر آن را به سازوکارهای پایدار مشارکت و اعتماد تبدیل نکنیم، به مرور کم‌رنگ خواهد شد. این هشدار را با تمام جدیت به خود و همکارانم می‌دهم.

در کنار مردم و رزمندگان میهن، باید از حضور درخشان دانشمندان و متخصصان جوان ایرانی نیز با احترام یاد کنم؛ آنان که می‌توانستند در آرامش و رفاه کشورهای غربی یا منطقه به کار و زندگی خود ادامه دهند، اما ترجیح دادند دانش و توان علمی خود را در اختیار میهن بگذارند و در عرصه‌های نظامی، اقتصادی و اجتماعی، سهمی برجسته در دفاع از این سرزمین ایفا کنند. این انتخاب، نشانه‌ای از همان تعلق خاطری است که پیش‌تر از آن سخن گفتم؛ و در سال‌های پیش‌رو، باید قدر این سرمایه انسانی را بدانیم و بستری بسازیم که این انتخاب، بیش از پیش تکرار شود.

باید با صداقت کامل، از تجربه تلخ دی‌ماه گذشته نیز سخن بگویم. آنچه در آن روزها رخ داد، زخمی عمیق بر پیکره این سرزمین بود. از دست دادن جان هموطنان‌مان؛ جوانانی که هرگز نباید قربانی هیچ بحرانی شوند.

فاجعه‌ای که با اعتراض به حق مردم به وضعیت اقتصادی آغاز شد ولی توسط دشمنان و مزدوران‌شان به انحراف، خشونت و تخریب کشور کشانده شد، نمی‌توان و نباید آن را کوچک شمرد یا به‌سادگی از خاطر و چهره این کشور زدود. مسئولیت روشن‌شدن کامل حقیقت این رویداد و پاسخگویی به خانواده‌های داغدار را جدی گرفتیم؛ دولت باور دارد تنها با شفافیت واقعی، پاسخگویی و گفت‌وگوی صادقانه با مردم درباره ریشه‌های نارضایتی و نه با انکار یا سرکوب می‌توان اعتماد از دست‌رفته را بازسازی و از تکرار چنین روزهای تلخی در آینده این سرزمین پیشگیری کرد.

ستون دوم، هوشمندی و رشادت نیروهای مسلح کشور بود. در برابر حملاتی که با هر معیار انسانی و بین‌المللی، ناجوانمردانه و غیرقابل توجیه بود، فرزندان این آب‌وخاک با هوشیاری، آمادگی و از خودگذشتگی، از حریم کشور دفاع کردند. این ایستادگی و مقاومت، سپری شد که امنیت روزمره میلیون‌ها خانواده ایرانی را حفظ کرد و مهر تأیید دوباره‌ای زد به استقلال و توان ایستادگی ایران سرافراز.

در کنار این افتخار، صادقانه اعتراف می‌کنم که وقوع این حملات، خسارت‌ها و آسیب‌های جبران‌ناپذیری همچون از دست دادن رهبری و برخی فرماندهان ارشد کشور ایجاد کرد و درسی سخت و گران برای ساختار امنیتی و دفاعی کشور بود؛ درسی که باید با جدیت و بدون هیچ ملاحظه‌ای از آن آموخت تا چنین آسیب‌پذیری‌هایی تکرار نشود. امروز به جرأت می‌گویم که براساس آموخته‌های ما از دو جنگ گذشته، میزان آمادگی و سطح فناوری و دفاعی ما بسیار بالاتر از گذشته و حتی روزهای پایانی جنگ رمضان است. این با مشارکت علمی و جهادی دانشمندان جوان و فرماندهان نظامی محقق شده است.

ستون سوم، عرصه دیپلماسی عزتمندانه و فعال کشور بود. دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی، در یکی از پیچیده‌ترین دوره‌های تاریخ معاصر، مذاکراتی را پیش برد که به تفاهمی بی‌نظیر و تاریخی انجامید؛ تفاهمی که درآن، طرف مقابل ملزم به احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران و تعهد به خودداری از تعرض و مداخله مجدد شد. باید صریح بگویم: هنوز مسیر سخت و دشواری تا دور کردن کامل سایه جنگ و تعرض از کشور باقی مانده و مسائل مهمی همچنان در دست مذاکره‌اند. صداقت‌ورزی و پایبندی طرف مقابل نیز برای ما محل تردید جدی است. با این‌همه، اصل دستیابی به چنین چارچوبی، از موضع اقتدار و نه تسلیم، دستاوردی است که ارج می‌نهیم؛ و با چشمانی باز، برای هر مسیر و سناریویی که پیش‌رو باشد، آماده‌ایم.

ستون چهارم، عرصه اقتصاد و مدیریت اقتصادی کشور بود. در یکی از تنگ‌ترین حلقه‌های تحریم و محاصره اقتصادی که این ملت به خود دیده، دولت نه‌تنها از مدیریت روزمره اقتصاد کشور بازنایستاد، بلکه اصلاح ساختارهای معیوب اقتصادی را نیز با وجود همه هزینه‌های سیاسی و اجتماعی آن، در دستور کار خود نگاه داشت. یکسان‌سازی نرخ ارز و حذف رانت ارز ترجیحی، اصلاحی بود که دولت‌های پیشین سال‌ها از آن طفره رفتند؛ ما آن را با علم به هزینه‌های کوتاه‌مدتش پذیرفتیم و مسئولیت آن را می‌پذیرم. اما باید با شما صادق باشم: کاهش نرخ رشد تورم به این معنا نیست که رشد قیمت‌ها متوقف شده‌اند؛ قیمت‌ها همچنان، هرچند با شتابی کمتر از گذشته، در حال افزایش‌اند و فشار بر سفره خانوار واقعی است. همچنین می‌دانم مهار تورم اگر به بهای تعطیلی کارگاه‌ها و از دست رفتن مشاغل مردم تمام شود، ارزشی نخواهد داشت؛ توجه به رونق تولید، به‌اندازه مهار رشد قیمت‌ها برای‌مان اهمیت دارد.

در کنار این چهار ستون، نکته‌ای هست که باید صریح و روشن بیان کنم: به‌رغم همه تنگ‌نظری‌ها، مقاومت‌ها و سنگ‌اندازی‌هایی که در مسیر با آن مواجه بودیم، پای تعهدمان به مردم درباره صیانت از فضای مجازی و بازگشایی اینترنت ایستاده‌ایم. این وعده را نه به‌عنوان یک لطف، که به‌عنوان حق مسلم هر شهروند ایرانی به رسمیت شناختیم و با وجود همه فشارها و مخالفت‌های درون و بیرون از دولت، آن را محقق کردیم. دسترسی عادلانه، پایدار و بدون تبعیض به اینترنت، از این پس، خط قرمز ما در تعامل با مردم خواهد بود.

چرا به فردا امیدواریم؟

آنچه از این دو سال آموختیم، این است که ایران توان تاب‌آوری‌ای دارد که شاید خودمان هم دست‌کم گرفته بودیم. اما تاب‌آوری به‌تنهایی کافی نیست؛ باید آن را به توانمندی ساختاری تبدیل کنیم. برای همین، اولویت‌های دو سال پیش‌رو را نه به‌عنوان یک برنامه اداری، بلکه به‌عنوان یک تعهد به شما مردم اعلام می‌کنم.

پنج اولویت مهم برای دو سال آینده

۱. تاب‌آوری اجتماعی: دعوت به مشارکت نخبگان و متخصصان. مهم‌ترین درسی که در دو سال گذشته فراگرفته‌ایم، این است که تاب‌آوری اجتماعی، شاید مهم‌ترین سرمایه یک ملت در روزگار سخت باشد؛ سرمایه‌ای که نه با بخشنامه، که با اعتماد، مشارکت و کار علمی ساخته می‌شود. به همین دلیل، این را یکی از جدی‌ترین اولویت‌های دو سال آینده کشور اعلام می‌کنم. پنجره فرصتی که پس از این دوران دشوار گشوده شد، ممکن است تنها چند ماه دوام بیاورد؛ مسئولیت ما این است که آن را به سازوکارهای پایدار تبدیل کنیم: شفافیت واقعی در تصمیم‌گیری، میدان‌دادن به ظرفیت مردمی و نهادهای مدنی و پاسخگویی مستمر دولت. از همین‌جا، صمیمانه از دانشمندان، پژوهشگران و متخصصان حوزه توسعه، تاب‌آوری اجتماعی، روان‌شناسی و همه اندیشمندان کشور دعوت می‌کنم که با حضور، طرح، پیشنهاد و همکاری خود، ما را در ارتقای واقعی این سرمایه ملی یاری کنند. بخش مهمی از این مسئولیت نیز فراهم‌کردن جایگاهی واقعی برای صدای نسل جوان و نخبگانی است که در این سال‌ها وسوسه مهاجرت را پیش‌رو داشته‌اند؛ باید چنان زمینه‌ای بسازیم که ماندن و ساختن، انتخابی معنادارتر از رفتن باشد.

۲. حفاظت از معیشت مردم و مهار تورم. کاهش نرخ رشد تورم، پایان راه نیست، آغاز آن است. هدف ما در دو سال آینده، رساندن تورم به سطحی است که خانواده‌های ایرانی بتوانند دوباره برای فردا برنامه‌ریزی کنند، نه فقط برای امروز دوام بیاورند. تأکید می‌کنم که فشار این دوران بر همه خانواده‌ها یکسان نبوده است؛ حمایت هدفمند از اقشار کم‌درآمد و آسیب‌پذیر، در کنار مهار تورم عمومی، همچنان در اولویت جدی ماست. در کنار این، تقویت ظرفیت و استقلال نهادهای پولی کشور را نیز در دستور کار جدی خود قرار می‌دهیم.

۳. بازسازی با مشارکت مردم، نه صرفاً برای مردم. تجربه تلخ بازسازی کُند جنگ تحمیلی هشت‌ساله نباید تکرار شود. بازسازی مناطق آسیب‌دیده و بازگرداندن خانه و کاشانه هموطنانی که در این دوران آن را از دست داده‌اند، باید مشارکتی، سریع و غیرمتمرکز باشد؛ تصمیم باید در محل، با حضور مردم همان منطقه گرفته شود. این فرصت را نیز غنیمت می‌شماریم تا به چالش‌های دیرینه‌ای همچون بحران آب و محیط زیست، که سال‌ها به تعویق افتاده‌اند، جدی‌تر بپردازیم.

۴. تثبیت گشایش دیجیتال و بهره‌گیری جدی از هوش مصنوعی به‌عنوان موتور اشتغال و اصلاح خدمات. بازگشایی اینترنت گام اول بود، نه پایان تعهد. دولت، نهادهای حکمرانی و بنگاه‌های اقتصادی کشور باید بدون فوت وقت، فناوری و نوآوری مبتنی بر هوش مصنوعی را در اولویت جدی خود قرار دهند؛ هم برای اصلاح و هوشمندسازی فرآیندها و خدمات دولتی و هم برای ایجاد بستری پایدار و قابل‌اتکا که کارآفرینان و کسب‌وکارهای نوپای کشور بر پایه آن رشد کنند. در کنار این توسعه، متعهدیم حریم خصوصی شهروندان و صیانت از داده‌های آنان را نیز جدی بگیریم؛ توسعه هوش مصنوعی نباید هرگز به بهای نظارت یا مداخله بی‌ضابطه بر زندگی مردم تمام شود. ازاین پس، یکی از معیارهای جدی ما در انتخاب و ارزیابی مدیران ارشد دولت و بنگاه‌های اقتصادی زیرمجموعه آن، میزان اهتمام و جدیت ایشان در توسعه کاربردهای هوش مصنوعی و ایجاد بهره‌وری و شفافیت واقعی در حوزه کاری‌شان خواهد بود.

۵. شفافیت، انضباط و هوشمندسازی فرآیند تصمیم‌گیری کشور. در دوران گذار، هیچ چیز به‌اندازه وضوح در مسیر تصمیم‌گیری به ثبات کشور کمک نمی‌کند. متعهدیم که سیاست‌گذاری کشور از مسیر نهادهای قانونی و پاسخگو؛ دولت و مجلس، عبور کند و هر تصمیم، مسیر روشن و قابل‌پیگیری خود را طی کند. دراین مسیر، بهره‌گیری از ظرفیت هوش مصنوعی برای شفاف‌سازی، تسهیل نظارت و طراحی ساختارهای نوین تصمیم‌گیری را نیز جدی می‌گیریم؛ نه صرفاً به‌عنوان یک ابزار فناورانه، بلکه به‌عنوان یک نوآوری نهادی برای حکمرانی روزآمد.

مردم ایران در این دو سال، بیش از آنچه از هر ملتی در هر کجای دنیا انتظار می‌رود، ایستادگی و صبوری کردند. این یادداشت، گزارشی از موفقیت نیست؛ تعهدی است که با آگاهی از سنگینی مسئولیت می‌نویسم. متعهد می‌شوم که در فواصل منظم، گزارشی صادقانه از میزان پیشرفت در تحقق این اولویت‌ها را با مردم در میان بگذارم؛ چرا که پاسخگویی، نه یک تعارف، که رکن اصلی اعتماد است. آنچه پیش روست، آسان نخواهد بود؛ اما اگر این دو سال چیزی به ما آموخته باشد، این است که این کشور، با تکیه بر مردم، دانشمندان و متخصصان جوان، نیروهای مسلح، دیپلماسی فعال و مدیریت اقتصادی مسئولانه، در سخت‌ترین شرایط از پا نمی‌افتد. سهم ما این است که شایسته این تاب‌آوری باشیم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا