اخبار اجتماعیاخبار اقتصادیاخبار بین المللاخبار محیط زیست

راز زلزله‌ای که زلزله نبود: فاجعه هیمالیا و هشدار اقلیمی یک استاد

به گزارش ابرامباد، این واقعه هولناک که در ارتفاعات هیمالیا رخ داد، از دیدگاه مهدی زارع، استاد بنام پژوهشگاه زلزله‌شناسی، نمادی از عواقب فزاینده گرمایش جهانی و شکنندگی یخچال‌های کوهستان‌های بلند است.در این حادثه، فروریختن ناگهانی توده‌ای عظیم از یخ و صخره، مجموعه‌ای از بهمن‌های سهمگین، سیلاب و رانش زمین را به دنبال داشت.

این استاد برجسته با اشاره به رویداد مورخ ۲۶ اوت ۲۰۲۶ در نواحی مرزی چین و نپال توضیح می‌دهد که در ساعات اولیه، گمان می‌رفت یک زمین‌لرزه با بزرگی ۴.۴ ریشتر منطقه را لرزانده و موجبات رانش زمین و سیلاب را فراهم آورده است. اما تحلیل‌های بعدی و دقیق‌تر، این فرضیه را رد کرد. آشکار شد که لرزش‌های ثبت‌شده ریشه‌ای تکتونیکی نداشته، بلکه پیامد فروپاشی هولناک یک یخچال طبیعی و ریزش حجیم توده‌های یخ، سنگ و رسوبات بوده است.

طبق گفته زارع، نیروی ناشی از این فروریزی آنچنان مهیب بوده که برخورد توده عظیم یخ و سنگ با دامنه کوه، انرژی لرزه‌ای قابل توجهی ایجاد کرده است. این رویداد حتی در ایستگاه‌های لرزه‌نگاری سراسر جهان به عنوان یک پدیده با بزرگی تقریبی ۵.۲ ثبت گردیده است. وی تصریح می‌کند که آنچه ابتدا در اذهان عمومی و علمی به عنوان «زلزله» تلقی می‌شد، در واقع نتیجه یک فروپاشی عظیم یخچالی بوده؛ واقعه‌ای که متعاقباً زنجیره‌ای از بلایای طبیعی را به همراه داشته است.

راز زلزله‌ای که زلزله نبود: فاجعه هیمالیا و هشدار اقلیمی یک استاد

سد چند دقیقه‌ای که به دیوار آب تبدیل شد

زارع در توضیح جزئیات حادثه بیان می‌کند که فروافتادن توده عظیم یخ و سنگ، برای مدت زمان کوتاهی، مسیر رودخانه «لهنده خولا» را مسدود کرده و به این ترتیب یک سد موقت طبیعی از آوار و نخاله ایجاد کرد. او اظهار داشت که این سد طبیعی تنها برای دقایقی دوام آورد و پس از تخریب، حجم بی‌سابقه‌ای از آب، گل و لای و رسوبات را به سوی نواحی پایین‌دست روانه ساخت. این سیلاب سهمگین در دره‌های تنگ و محدود، موجب شد سطح آب رودخانه تا ارتفاعی نزدیک به ۸۰ متر فراتر از حد معمول بالا بیاید. این موج ویرانگر سپس به رودخانه «بوته کوشی» پیوست و در ادامه مسیر خود، بخش‌هایی از مناطق «راسووا»، «نواکوت» و «دادینگ» در نپال را درگیر کرد و خسارات گسترده‌ای بر جای گذاشت.

گرمایش زمین؛ حلقه اصلی زنجیره فاجعه

زارع تأکید می‌کند که ریشه اصلی این وقایع را باید در تغییرات اقلیمی و گرم شدن فزاینده منطقه هیمالیا جستجو کرد. وی اظهار می‌دارد که صعود دما در ارتفاعات بالا، روند تخریب یخچال‌های طبیعی را تسریع کرده و استحکام ساختاری دامنه‌ها و توده‌های یخی را به شدت کاهش داده است. او تصریح می‌کند که یخ‌های دائمی در نواحی کوهستانی، نقشی حیاتی همچون یک «چسب» طبیعی ایفا می‌کنند که توده‌های سنگ و یخ را کنار هم نگاه می‌دارند. با افزایش دما و ذوب شدن این لایه‌های یخی، ثبات ساختار کوهستان تضعیف شده و احتمال جدا شدن و فروریختن ناگهانی توده‌های عظیم یخ و سنگ به طرز چشمگیری افزایش می‌یابد. بنابر اظهارات این متخصص زلزله‌شناسی، یخچال‌های رشته‌کوه‌های هیمالیا و هندوکش از آغاز هزاره جدید (سال ۲۰۰۰) با سرعت نگران‌کننده‌ای در حال ذوب شدن هستند و این افزایش دما در منطقه، زمینه را برای وقوع حوادث ناگهانی و سلسله‌وار از چندین نوع خطر طبیعی مهیا ساخته است.

نقش ال‌نینو در تشدید شرایط

زارع با نگاهی به وضعیت اقلیمی سال ۲۰۲۶، نقش چرخه‌های آب و هوایی مانند «ال‌نینو» را در تأثیرگذاری بر الگوهای جریان اتمسفر و در نتیجه تغییر شرایط دما و بارش در منطقه، حائز اهمیت می‌داند. وی می‌گوید که پدیده ال‌نینو قادر است در برخی نواحی جنوب آسیا و فلات تبت، موجب افزایش دما گردد و همزمان، به بارش‌های نامنظم، بارندگی‌های شدید و موضعی و همچنین امواج گرما دامن بزند. او قاطعانه بیان می‌کند که ترکیب یخچال‌های طبیعی که پیش از این نیز گرم و ناپایدار شده‌اند با افزایش دما و به دنبال آن بارش‌های شدید، می‌تواند فرآیند ذوب و شکست در زیر توده‌های یخی را تشدید کرده و احتمال فروریزش ناگهانی را به شکل قابل ملاحظه‌ای بالا ببرد.

راز زلزله‌ای که زلزله نبود: فاجعه هیمالیا و هشدار اقلیمی یک استاد

فاجعه‌ای فراتر از یک سیل

این کارشناس پژوهشگاه زلزله‌شناسی، در تبیین وسعت این فاجعه اشاره می‌کند که آنچه در نپال اتفاق افتاد، فراتر از یک سیلاب ساده بود. این یک رویداد پیچیده با چندین خطر همزمان بود که از فروریزش یک یخچال طبیعی آغاز شد و به دنبال آن، ریزش بهمن‌های متشکل از یخ و سنگ، انسداد موقت رودخانه، تخریب سد طبیعی، جاری شدن سیلاب‌های ویرانگر و رانش زمین را به همراه داشت. در کمتر از ۲۴ ساعت پس از وقوع حادثه، بیش از ۲۷۰ مورد فوتی در نپال و سه مورد نیز در منطقه تبت چین گزارش شد، و صدها نفر دیگر نیز ناپدید گشتند. بسیاری از افراد مفقود شده، از جمله گردشگران و زائران خارجی، به خصوص مسافران هندی بودند. به گفته زارع، حداقل ۱۹ پل اصلی و ده‌ها کیلومتر از مسیرهای جاده‌ای منتهی به مرز، بر اثر سیل و رسوبات تخریب شدند. میزان خسارات وارده به زیرساخت‌های حمل‌ونقل به بیش از ۱۵ میلیارد روپیه نپال تخمین زده شده است و بخش تولید برق‌آبی این کشور نیز با صدمات گسترده‌ای روبرو گشت. گذرگاه مرزی «راسواگادی» عملاً نابود شد و تعداد زیادی از روستاها و مراکز تجاری در مسیر رودخانه، از جمله «تیمور»، «سیافروبسی» و بازار «تریشولی»، زیر حجم عظیمی از گل و لای و سنگ مدفون شدند.

هیمالیا؛ هشدار بزرگ تغییر اقلیم

زارع در نهایت و در جمع‌بندی این رویداد، معتقد است که تغییرات اقلیمی ناشی از دخالت‌های انسانی، به شکل چشمگیری شانس وقوع چنین فروریزی‌هایی را افزایش داده است. از دیدگاه او، صعود دمای هوا در ارتفاعات هیمالیا، نه تنها به عقب‌نشینی و ذوب شدن یخچال‌ها می‌انجامد، بلکه ثبات لایه‌های یخ‌زده و توده‌های سنگی را نیز تضعیف می‌کند. این استاد پژوهشگاه زلزله‌شناسی متذکر می‌شود که حادثه نپال می‌تواند به عنوان نمونه‌ای بارز از تحول در ماهیت خطرات طبیعی در مناطق کوهستانی تلقی شود؛ به این معنا که پدیده‌ای که شاید در گذشته تنها یک فرایند طبیعی و در مقیاسی محدود قلمداد می‌شد، اکنون در سایه گرمایش جهانی، این توانایی را یافته که به یک فاجعه زنجیره‌ای و مرگبار مبدل گردد. او به صراحت بیان می‌کند که فاجعه نپال نباید صرفاً یک رخداد ناگهانی و مجزا در نظر گرفته شود؛ بلکه باید آن را در بستر فرآیند بلندمدت گرم شدن کره زمین و کاهش پایداری یخچال‌های هیمالیا مورد بررسی قرار داد؛ روندی که در آینده نیز می‌تواند به تکرار حوادث مشابه منجر شود.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا