
به گزارش ابرامباد، محمدرضا باهنر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، در گفتگو اخیر خود به تفصیل درباره جریانات مخالف با مذاکرات جاری و اتهاماتی که علیه برخی از مقامات بلندپایه کشور مطرح میشود، توضیحاتی ارائه کرده است.در ادامه، بخشهای مهم این گفتگو را میخوانید:
امروزه، در حالی که مذاکراتی در جریان است، شاهد مخالفتهای شدیدی از سوی برخی گروهها و چهرههای سیاسی هستیم. این افراد هم خواهان افشای جزئیات مذاکرات هستند و هم اساساً با هرگونه گفتگو مخالفند. این مخالفان چه کسانی هستند و چه اهدافی را دنبال میکنند؟ با توجه به اینکه مذاکره تصمیمی است که با تأیید رهبر کشور صورت میگیرد، دلایل اصلی این مخالفتها چیست؟
همانطور که قبلاً هم اشاره کردم، نقطه ضعف اصلی ما که دشمن نیز به خوبی آن را شناسایی کرده، مسئله فرسوده کردن مردم و دلسرد کردن آنها از عملکرد نظام است. هدف اصلی آنها ایجاد شکاف میان مردم و رهبری و در نتیجه کاهش سرمایه اجتماعی جمهوری اسلامی ایران است. گاهی مستقیماً با افکار عمومی سروکار دارند و گاهی تلاش میکنند تا جامعه ایران را به دستههای مختلف تقسیم کنند. اگر بخواهیم مثالی بزنیم، میتوانیم به باشگاههای لیگ برتر فوتبال اشاره کنیم؛ هواداران هر تیم تعصب شدیدی به تیم خود دارند. اما زمانی که یک بازی ملی در پیش است و تیم ملی برای رویارویی با قدرتهای جهانی انتخاب میشود، دیگر هواداران تیمهای رقیب، فارغ از رنگ پیراهن تیم مورد علاقه خود، از تیم ملی حمایت میکنند و دیگر اهمیت نمیدهند که بازیکن حاضر در تیم ملی از کدام باشگاه است.
رقابتهای داخلی و سیاسی در کشور ما ایرادی ندارد، اما در شرایط فعلی که به مثابه یک «بازی ملی» است، یکی از حربههای «ستون پنجم» ایجاد اختلاف و تفرقه است؛ به گونهای که عدهای موافق و عدهای مخالف مذاکرات باشند. برخی میگویند نیروهای نظامی ما جنگطلب هستند و جنگ را به کشور تحمیل میکنند، و برخی دیگر معتقدند که بدون نیروهای نظامی هیچکس قادر به انجام کاری نیست. حتی در مجامع عمومی، یکی به دیگری برچسب «خائن» میزند و خواهان محاکمه اوست، در حالی که دیگری مدعی است نام رئیسجمهوری در رسانههای بینالمللی مطرح شده که قصد براندازی حکومت را دارد. هدفشان این است که حتی در میان مردم که به طور منسجم فعالیت میکنند، دستهبندی ایجاد کنند تا عدهای طرفدار گروه «الف» و عدهای دیگر طرفدار گروه «ب» شوند.
حتی در بین نوجوانان علاقمند به فوتبال که تعصبات باشگاهی دارند، وقتی پای بازی ملی به میان میآید، باید هوشیار باشیم و دیگر بحث باشگاهی مطرح نیست. تفکیکهای چپ و راست، اصلاحطلب و اصولگرا و طرفداران آنها از میان میرود. در دولتهای گذشته، هر دولتی خدمات مثبت زیادی ارائه کرده و البته اشکالاتی هم داشته است. اگر بخواهیم از همان ابتدا بگوییم، دولت دوران جنگ به ریاست مهندس موسوی، دولت مرحوم هاشمی رفسنجانی، خاتمی، احمدینژاد، روحانی، مرحوم رئیسی و دولت آقای پزشکیان؛ هر یک خدمات شایسته و ارزشمندی به ایران عرضه کردهاند و البته هر یک نیز نقاط ضعفی داشتهاند. اگر بخواهیم یکی را کاملاً تأیید و دیگری را نفی کنیم، مشکلات بزرگی ایجاد خواهد شد.
پرسش حیاتی: اگر مسئولان جاسوس و خائن معرفی شوند، اداره پنجاه ساله کشور چگونه توجیه میشود؟
اما در مورد شکافی که به آن اشاره کردید، حتی در برخی تجمعات شبانه، شاهد توهین و فحاشی علیه برخی مقامات سابق و فعلی و حتی علیه آقای قالیباف و آقای پزشکیان هستیم…
این اقدامات یا ناآگاهانه و ناشی از عدم تعقل و تعصبات کور است، و یا با واسطه تحت تأثیر تبلیغات مخرب دشمنان قرار گرفتهاند. اگر رسانههای خارجی را رصد کنیم، میبینیم که دقیقاً همین کارها را انجام میدهند. حدود هشت روز پیش، نام یکی از رؤسای جمهور سابق را مطرح کردند که گویا با سازمان سیا همکاری دارد و در پی تغییر نظام ایران است. برخی در گذشته با روحانی و ظریف مخالفت میکردند و اکنون نیز عدهای را علیه فلان شخصیت تحریک کردهاند تا به جان هم بیفتند و انسجام ملی ما را از بین ببرند. باید بسیار هوشیار باشیم، زیرا هدف اصلی دشمن ضربه زدن به همبستگی ملی ماست.
به همین دلیل است که تأکید میکنم هر یک از دولتهای گذشته خدمات ارزشمندی داشتهاند. اگر قرار باشد یکی را جاسوس و دیگری را خائن بنامیم، این پنجاه سال حکمرانی و مدیریت کشور چگونه صورت گرفته است؟ اگر رئیسجمهوری در دوران مسئولیت خود جاسوس بوده، میتوانست در همان هشت سال کشور را به ورطه نابودی بکشاند. اینها همه ترفندهای دشمن برای القای تفرقه است. باید حواسمان جمع باشد. برخی افراد این سخنان را بر اساس باورهای غلط خود میگویند و برخی دیگر تحت تأثیر قرار گرفتهاند. البته احتمال وجود «ستون پنجم» در داخل کشور نیز هست که برای ایجاد این شکافها پول و امکانات دریافت میکنند. نیروهای مسلح همواره باید آمادهباش کامل داشته باشند و تحلیلشان این باشد که هر لحظه ممکن است حمله صورت گیرد.



