
به گزارش ابرامباد، طرح «قرار» که با همت انجمن سینمای جوانان ایران به مرحله سوم خود رسیده، فرصتی تازه برای نمایش فیلمهای کوتاه فراهم آورده است.در این دوره، سه اثر تحسینشده شامل «خداحافظ آشغال» ساخته بهمن و بهرام ارک، «و زندگی برای همه» به کارگردانی محسن اصدقپور، و «در چشمان یک عاشق» از رضا پردل، در سینماهای منتخب سراسر کشور به روی پرده رفتهاند. هدف اصلی این ابتکار، گشودن مسیری برای فیلم کوتاه است تا از فضای محدود جشنوارهها و مخاطبان خاص، به سمت تماشاگران عام سینما گام بردارد و تجربه تماشای مستقیم این آثار را برای عموم فراهم کند.
بحث دیرینه پیرامون جایگاه فیلم کوتاه در سینمای امروز، همواره یکی از محورهای گفتوگوی اهالی فن بوده است. آیا فیلم کوتاه تنها یک پله برای ورود به دنیای فیلمهای بلند محسوب میشود، یا اینکه این فرم هنری خود به تنهایی یک مدیوم مستقل با قابلیتهای داستانی و بصری منحصربهفرد است؟ حقیقت آن است که پاسخی قطعی برای این سوال وجود ندارد. عدهای از فیلمسازان، ساخت فیلم کوتاه را فرصتی برای کسب تجربه و ورود به عرصه ساخت فیلم بلند میدانند، در حالی که گروهی دیگر، با وجود تمایل به ساخت فیلمهای سینمایی، همچنان فیلم کوتاه را میدان مستقلی برای آزمودن ایدههای شخصی و بیان جهانبینی خود میبینند.

در مصاحبهای با محسن اصدقپور، کارگردان «و زندگی برای همه» و رضا پردل، خالق «در چشمان یک عاشق»، هر دو هنرمند بر استقلال این مدیوم تأکید دارند. اصدقپور از علاقه عمیق خود به فرآیند تولید فیلم کوتاه و همکاری مجدد با تیمش سخن میگوید و پردل نیز معتقد است که یک فیلم کوتاه میتواند به تنهایی تمامی اجزای ضروری برای خلق یک تجربه سینمایی کامل را در خود جای دهد. با این حال، در کنار این دیدگاه، هر دو کارگردان به مشکلات مالی تولید فیلم کوتاه و فقدان امکان بازگشت سرمایه اشاره میکنند؛ موضوعی که شاید یکی از بزرگترین موانع برای تداوم فعالیت در این عرصه به شمار رود.
از تأمل در دلایل ادامه حیات تا روایتی از چرایی زیستن
محسن اصدقپور، کارگردان «و زندگی برای همه»، طرح اولیه فیلمش را از مجموعهای از افکار و تجربیات شخصی خود الهام گرفته است. او بیان میکند که سالها پیش، پیش از ساخت اولین فیلم کوتاهش، ذهنش درگیر موضوع خودکشی و بهویژه عواملی بود که میتوانند فرد را از چنین تصمیمی بازدارند.
اصدقپور در خصوص شکلگیری ایده اولیه فیلمش توضیح میدهد: «چند سال پیش، قبل از شروع ساخت اولین فیلم کوتاهم، برای مدتی درباره مسئله خودکشی فکر میکردم؛ نه به این معنا که قصد انجام آن را داشتم، بلکه برایم سوال بود که چرا برخی انسانها، با وجود گذراندن شرایط دشوار، دست به چنین کاری نمیزنند. به این نتیجه رسیدم که شاید یکی از مهمترین دلایل، وجود عزیزان و دوستانی است که انسان را همچنان به این دنیا پیوند میدهند.»
به گفته او، این ایده بعدها با یک تجربه واقعیتر پیوند خورد و بستر داستان «و زندگی برای همه» را فراهم آورد. اصدقپور ادامه میدهد: «با خودم فکر کردم جالب خواهد بود اگر جهانی را تصور کنیم که در آن، همین مسئله به شکلی ملموستر اتفاق بیفتد. چند سال از آن ایده گذشت تا زمانی که میخواستیم روی فیلمنامه فیلم دومم کار کنیم. یکی از دوستانم در آن مقطع، به تازگی یکی از دوستان صمیمی خود را بر اثر خودکشی از دست داده بود. بنابراین این مسئله برای او نیز بسیار قابل لمس بود و علاقه داشت که روی این موضوع با یکدیگر کار کنیم. در نهایت با هم نشستیم، ایده را نوشتیم و آن را گسترش دادیم تا به فیلم کوتاهی رسیدیم که امروز با عنوان «و زندگی برای همه» ساخته شده است.»
فیلم کوتاه «و زندگی برای همه» داستان مردی را روایت میکند که پس از اقدام ناموفق به خودکشی، در دنیای خیالی خود به دنبال دلیل زنده ماندنش میگردد.

«و زندگی برای همه» در راه فستیوالهای جهانی
«و زندگی برای همه» پس از تولید، در مسیر حضور در جشنوارههای داخلی و بینالمللی نیز قرار گرفته است. اصدقپور در مورد وضعیت اکران و پخش جشنوارهای فیلم میگوید که این اثر تا به امروز در سه جشنواره جهانی نسبتاً معتبر به نمایش درآمده و یکی از این تجربهها به جشنوارهای در نیویورک مربوط بوده است.
او درباره این مسیر اظهار میدارد: «فیلم تاکنون در سه جشنواره جهانی نسبتاً معتبر حضور داشته که تجربه خوبی بود و آخرین مورد نیز در جشنواره بروکلین نیویورک به نمایش درآمد. به دلیل محدودیتهای موجود و افزایش هزینههای سفر، حضور شخصی فیلمساز در جشنوارهها و امکان گسترش ارتباطات در این فضا دشوارتر شده است.»
اصدقپور ادامه میدهد: «با توجه به شرایطی که در پی رویدادهای اخیر و همچنین اختلالات اینترنتی به وجود آمد، آنطور که باید نتوانستم روی ادامه این مسیر و گسترش پخش بینالمللی فیلم تمرکز کنم. البته همچنان ممکن است فیلم برای جشنوارههای رده پایینتر یا جشنوارههایی که محدودیتهای کمتری برای ساخت و نمایش آثار دارند ارسال شود، اما بخش اصلی و جدی پخش جشنوارهای آن تا حد زیادی به پایان رسیده است.»
او در ادامه به دشواریهای اقتصادی ساخت فیلم کوتاه اشاره میکند؛ موضوعی که از نظر او صرفاً به مرحله پخش محدود نمیشود و از همان زمان تولید خود را نمایان میسازد.
فیلم کوتاه؛ گذرگاه یا سرزمینی برای ماندن؟
در بحث پیرامون ارتباط میان فیلم کوتاه و فیلم بلند، اصدقپور با وجود آنکه تجربه فیلم کوتاه را فرصتی برای آموختن و کسب تجربه میداند، معتقد نیست که فیلم کوتاه حتماً باید به ساخت فیلم بلند منتهی شود. او توضیح میدهد: «در ابتدای مسیر، زمانی که تصمیم گرفتم فیلم کوتاه بسازم، تا حدی این نگاه را داشتم که فیلم کوتاه یکی از مراحل ضروری است که فیلمساز باید برای رسیدن به فیلم بلند طی کند. به هر حال، نمیتوان بدون تجربه قبلی به سراغ ساخت فیلم بلند رفت و پروژههای کوچکتر میتوانند فرصتی برای یادگیری و محک زدن تواناییهای فیلمساز باشند.»
اما این دیدگاه برای او به این معنا نیست که فیلم کوتاه را صرفاً یک سکو برای رسیدن به سینمای بلند بداند. اصدقپور در ادامه تأکید میکند: «امروز اگر به ساخت فیلم کوتاه بعدی فکر میکنم، دلیل اصلیاش این نیست که تصور کنم با ساخت فیلم کوتاه باید خودم را برای فیلم بلند آماده کنم. فیلم کوتاه، مخاطبان خاص خودش و دوستانی که با آنها فیلم میسازم را دوست دارم و علاقهمندم دوباره این تجربه را با آنها داشته باشم. خود فرآیند فیلمسازی برای من تجربهای بسیار لذتبخش است.»
او این فرآیند را تجربهای توأمان دشوار و لذتبخش توصیف میکند؛ تجربهای که به گفته او، فیلمساز را با تمام قابلیتها و محدودیتهایش روبرو میسازد: «ساخت فیلم برای من، در عین حال که تجربهای بسیار لذتبخش است، فرآیندی دشوار و فرساینده نیز محسوب میشود. فیلمسازی انسان را به مرز تواناییهای روحی، روانی و جسمانیاش میرساند. با این حال، در همان لحظاتی که درگیر ساخت یک فیلم هستید، احساس میکنید زندهاید و همین تجربه برای من بسیار ارزشمند است.»
به همین دلیل است که او حتی با وجود امکان تلاش برای جذب سرمایه یا ورود به مسیر تولید فیلم بلند، فعلاً ساخت فیلم کوتاه دیگری را برگزیده است: «با همین دو فیلمی که ساختهام، شاید میتوانستم به دنبال جذب سرمایه یا تهیهکننده برای ساخت فیلم بلند بروم، اما در حال حاضر تصمیمم این است که اگر قرار باشد فیلم دیگری بسازم، یک فیلم کوتاه دیگر باشد.»
فیلم کوتاه؛ مدیومی با استقلالی تمامعیار
رضا پردل، کارگردان «در چشمان یک عاشق»، نیز دیدگاهی متمایز نسبت به رابطه فیلم کوتاه و فیلم بلند دارد. او باور دارد که فیلم کوتاه به واسطه ساختار و محدودیت زمانی خود، لزوماً نسخهای کوچکشده از فیلم بلند نیست و میتواند به عنوان یک مدیوم مستقل، تجربهای جامع و کامل برای تماشاگر بیافریند.
پردل در توضیح نگاه خود میگوید: «به نظر من فیلمهای کوتاه، مدیومهایی قائم به ذات خودشان هستند. شما میتوانید یک قصه ۱۵، ۲۰ یا ۲۵ دقیقهای را روایت کنید و در همان زمان، تمام عناصری را که برای یک تجربه سینمایی نیاز دارید در اختیار داشته باشید. احساساتی که مخاطب در یک فیلم بلند تجربه میکند، میتواند در فیلم کوتاه نیز به وجود بیاید.»
او با همین دیدگاه، ساخت فیلم کوتاه را الزاماً مقدمهای برای ورود به سینمای بلند نمیداند: «من فیلم کوتاه را صرفاً سکوی پرش برای رسیدن به فیلم بلند نمیبینم. اگرچه طبیعی است که فیلمساز ممکن است در مقطعی به ساخت فیلم بلند نیز فکر کند، اما این مسئله نباید باعث شود هویت مستقل فیلم کوتاه نادیده گرفته شود.»
پردل همچنین معتقد است فیلم کوتاه میتواند برای فیلمساز فضایی برای تجربه کردن و آزمودن زبان شخصی باشد؛ تجربهای که حتی ممکن است در سینمای بلند به دلیل محدودیتهای تولید و ساختارهای حرفهای، دشوارتر شود.
«اگر قرار باشد فیلم کوتاهی بسازم، برای من مهم است که در آن چیزی را تجربه کنم؛ چه از نظر فضایی که میخواهم خلق کنم و چه از نظر فرم و شیوه روایت. این مسئله برایم اهمیت دارد، چون میخواهم خودم را به چالش بکشم و ببینم تا چه اندازه میتوانم قصهای را که در ذهن دارم، به شکل تصویری روایت کنم و در عین حال امکان همذاتپنداری مخاطب را فراهم کنم.»

«در چشمان یک عاشق»؛ انعکاس خاطرات جاودان نوجوانی
«در چشمان یک عاشق» از مجموعهای از خاطرات و تصاویر دوران نوجوانی رضا پردل الهام گرفته شده است؛ تجربههایی که به گفته او، طی سالها در ذهنش ماندگار شده و سرانجام به یک ایده سینمایی بدل گشتهاند.
پردل درباره شکلگیری فیلم میگوید: «معمولاً برای ساخت یک فیلم کوتاه توصیه میشود که فیلمساز از جهان شخصی خودش برای شکل دادن به قصه استفاده کند؛ چراکه به آن جهان مسلطتر است و میتواند مخاطب را به سفری در جهان شخصی خود ببرد. من نیز از خاطرات و تصاویری که از دوران نوجوانی داشتم استفاده کردم؛ دورهای که احساس میکردم جهان برایم حالوهوایی منحصربهفرد دارد. دوستانم نیز خاطرات مشابهی داشتند و بخشی از این تجربهها را برای من تعریف کرده بودند. مجموعه این تصاویر و خاطرات طی چند سال در ذهنم باقی ماند و به تدریج ایدهای شکل گرفت که در نهایت به «در چشمان یک عاشق» رسید.»
این فیلم داستان باران، دختر پیانیستی را روایت میکند که به دندانپزشک خود علاقهمند شده و با نزدیک شدن به پایان جلسات دندانپزشکی، دغدغه اصلیاش این است که چگونه میتواند همچنان او را ببیند.
او درباره مسیر جشنوارهای فیلم میگوید: «فیلم ابتدا مسیر خود را از داخل ایران آغاز کرد و در جشنواره مستقل ایسفا که به شکل آکادمی برگزار میشود، توانست جایزه تدوین و بهترین بازیگری را دریافت کند. سپس در جشنواره فیلم کوتاه تهران نیز در بخش تدوین نامزد شد. در ادامه در چند جشنواره خارجی از جمله جشنوارهای در مقدونیه، جشنوارهای در کالیفرنیا و یک جشنواره در کانادا حضور پیدا کرد.»
اقتصاد؛ عامل تحول علاقه به فیلم کوتاه به انتخابی دشوار
اگرچه فیلم کوتاه از نظر زمان تولید و مقیاس اجرایی، در مقایسه با فیلم بلند کوچکتر به نظر میرسد، اما هزینههای تولید آن در سالهای اخیر به یکی از اصلیترین نگرانیهای فیلمسازان تبدیل شده است. مسئلهای که هم اصدقپور و هم پردل، هر یک از دیدگاهی متفاوت به آن اشاره میکنند.
اصدقپور درباره تجربه اقتصادی ساخت فیلم کوتاه میگوید: «ساخت فیلم کوتاه به شدت هزینهبر شده است. من فیلمهایم را با سرمایه شخصی و بخشی نیز با کمک خانواده ساختهام و از این بابت از آنها تشکر میکنم، اما واقعیت این است که بازگشت سرمایه چندانی وجود ندارد. اگر صرفاً از منظر اقتصادی به موضوع نگاه کنیم، ساخت فیلم کوتاه روی کاغذ تصمیم چندان منطقیای نیست.»
به گفته اصدقپور، حتی برخی تجربههای او در تولید فیلم کوتاه نیز به دلیل الزامات جهان داستانی، هزینه بیشتری در بر داشتهاند: «فیلم قبلی که ساختم، بسیار پرهزینه بود و عملاً نمیشد آن را با هزینه کمی تولید کرد. من میخواستم آن فیلم را در یک جهان فانتزی بسازم و به همین دلیل به طراحی صحنه و جلوههای ویژه نیاز داشتم. اگر این جزئیات را رعایت نمیکردم، احتمالاً مخاطب نیز آنطور که باید با جهان فیلم ارتباط برقرار نمیکرد.»
او با این حال معتقد است فیلمسازان جوان، دستکم بخشی از هزینه تولید را به مثابه سرمایهگذاری روی خودشان تلقی میکنند: «فیلمسازان جوان و همنسل من که فیلم میسازیم، تا حدی به این موضوع به عنوان سرمایهگذاری روی خودمان نگاه میکنیم. تلاش میکنیم تجربه کنیم، یاد بگیریم و جلو برویم تا اگر در آینده شرایط فراهم شد، بتوانیم وارد مدیومهایی مانند فیلم سینمایی یا سریال شویم؛ مدیومهایی که مخاطبان بیشتری دارند و امکان بازگشت سرمایه و تأمین هزینه زندگی از طریق آنها بیشتر است.»
به گفته اصدقپور، همین فقدان امکان اقتصادی، یکی از دلایلی است که فیلم کوتاه برای بسیاری از فیلمسازان نمیتواند به تنهایی شغل اصلی باشد:
«من کسی را نمیشناسم که صرفاً با ساخت فیلم کوتاه زندگیاش را بگذراند. معمولاً فیلمسازان در کنار چند فعالیت دیگر، فیلم کوتاه نیز میسازند. بنابراین، تنها از طریق ساخت فیلم کوتاه نمیتوان به سادگی امرار معاش کرد.»
چرا فیلمسازان فیلم کوتاه همچنان به ساختن ادامه میدهند؟
در شرایطی که بازگشت سرمایه برای فیلم کوتاه بسیار دشوار است، شاید سوال مهمتر این باشد که چه عاملی فیلمساز را همچنان به خلق اثر جدید ترغیب میکند.
برای اصدقپور، پاسخ را باید در خود تجربه فیلمسازی جستوجو کرد. او میگوید: «برای من، ساخت فیلم صرفاً یک مسیر برای رسیدن به نتیجه نهایی نیست. خود فرآیند ساختن برایم اهمیت دارد. همکاری با دوستانی که با آنها فیلم میسازم، تجربه کردن، یاد گرفتن و حتی عبور از دشواریهای تولید، بخشی از جذابیت این مسیر است. به همین دلیل است که با وجود تمام مشکلات اقتصادی، همچنان به ساخت فیلم کوتاه علاقه دارم.»
پردل نیز از زاویهای دیگر بر همین مسئله تأکید دارد و میگوید اگر شرایط مهیا بود، مایل بود مدت بیشتری در فضای فیلم کوتاه باقی بماند: «من در حال حاضر ایدههایی که به ذهنم میرسد را بیشتر در قالب فیلمنامههای کوتاه دنبال میکنم و اگر شرایط فراهم بود، بد نمیدیدم که برای مدت طولانیتری در همین حوزه بمانم. اما سازوکارهای موجود در سینما به شکلی است که معمولاً فیلمسازان نمیتوانند برای مدت طولانی در فیلم کوتاه باقی بمانند و در نهایت باید یا به سمت سینمای بلند بروند یا شغل دیگری انتخاب کنند و در بخشهای دیگر سینما فعالیت داشته باشند.»
«قرار»؛ دریچهای برای دیده شدن فیلم کوتاه فراتر از جشنوارهها
سومین محور گفتوگو با این دو فیلمساز، طرح «قرار» و تجربه اکران فیلم کوتاه در سالن سینماست؛ طرحی که در سومین دوره خود سه فیلم را در سینماهای منتخب کشور به نمایش گذاشته است.
اصدقپور معتقد است اصل ایده اکران فیلم کوتاه در سالن سینما، رخدادی مثبت است؛ چراکه مخاطب فیلم کوتاه را از محدوده تماشاگران تخصصی خارج میکند و امکان مواجهه آن با طیف وسیعتری از مردم را به وجود میآورد.
او درباره تجربه «قرار» میگوید: «این طرح به تازگی آغاز شده، اما به نظر من اتفاق بسیار خوبی است. شاید تعبیر «عالی» کمی تبلیغاتی و اغراقآمیز باشد، اما در مجموع، اینکه فیلمساز بتواند در سالن سینما کنار مخاطبان بنشیند و فیلم خودش را همراه با آنها تماشا کند، اتفاق بسیار ارزشمندی است.»
به باور او، یکی از مهمترین دستاوردهای چنین طرحی میتواند ایجاد عادت تماشای فیلم کوتاه میان مخاطبان عمومی باشد: «مخاطبان عمومی سینما شاید از این طریق بتوانند فیلم کوتاه را بیش از گذشته به عنوان یک مدیوم سرگرمی و یک گونه مستقل بپذیرند. اگر تماشای فیلم کوتاه در سینما رواج بیشتری پیدا کند، اتفاق مثبتی برای فیلمسازان خواهد بود.»
اصدقپور در عین حال، تأثیر اقتصادی این طرح را نیز محتمل میداند؛ هرچند درباره میزان و کیفیت این اثرگذاری با احتیاط صحبت میکند: «نمیدانم این طرح دقیقاً تا چه اندازه میتواند بر افزایش سرمایهگذاری در فیلم کوتاه اثر بگذارد، اما احتمالاً هرچه فیلمها بیشتر دیده شوند، سرمایهگذاران نیز انگیزه بیشتری برای حمایت از فیلمسازان پیدا خواهند کرد. دیدهشدن، قطعاً به فیلمساز کمک میکند و میتواند از نظر روحی، روانی و حتی مالی انگیزه بیشتری برای ادامه کار ایجاد کند.»

از «مخاطب خاص» تا تماشاگر عمومی
رضا پردل نیز اهمیت اصلی طرح «قرار» را در فراهم کردن امکان اکران مستمر فیلم کوتاه میداند. به اعتقاد او، وجود بستری که فیلمسازان بتوانند به شکل منظم آثار خود را در سینما نمایش دهند، برای این گونه سینمایی بسیار ارزشمند است.
او میگوید: «هر پلتفرم یا بستری که بتواند امکان نمایش مستمر فیلمهای کوتاه را برای فیلمسازان فراهم کند، بسیار ارزشمند است. به خصوص در شهرهایی که علاقهمندان جدی سینما حضور دارند، اما برنامههای منظم و متنوعی برای نمایش فیلم کوتاه برگزار نمیشود.»
از نگاه پردل، اهمیت چنین طرحی فقط به نمایش آثار ساختهشده محدود نمیشود و میتواند در شکلگیری نسل بعدی فیلمسازان نیز اثرگذار باشد: «نمایش فیلمهای کوتاه در قالب برنامههایی مانند «قرار» میتواند حتی استعدادهایی را که هنوز وارد این حوزه نشدهاند، به سمت فیلمسازی سوق دهد. ممکن است فردی با تماشای چند فیلم کوتاه، با جهانهای شخصی متفاوتی مواجه شود و از همین طریق به این نتیجه برسد که خودش نیز میتواند چنین جهانی را خلق کند.»
او بر همین اساس، اکران فیلم کوتاه را نه صرفاً یک اتفاق تبلیغاتی، بلکه بخشی از فرآیند شکلگیری مخاطب و


