آموزشیاخبار اجتماعی

جنگ، اضطراب و کینه؛ روانشناس مطرح ایرانی فاش می‌کند: بلای «بیجه» چگونه ۲۶ کودک را کشت و پشیمان هم نبود؟!

به گزارش ابرامباد، در دوران کنونی، افراد بسیاری بیش از هر زمان دیگری درگیر حالات اضطراب و پریشانی شده‌اند که این وضعیت پیامدهای ناخوشایندی به دنبال دارد.در شرایط سخت و پراسترس، توانایی افراد برای تاب‌آوری کاهش یافته و تصمیمات و رفتارهای شتاب‌زده، تنش‌های موجود در روابط را تشدید می‌کنند. این فشارهای روانی و فیزیکی شدید، سلامت کلی بدن را تحت تاثیر قرار داده و نباید از تغییرات خلقی همچون خشم و افسردگی که در پی کاهش تاب‌آوری بروز می‌کنند، غافل شد.

غلامعلی افروز، روانشناس برجسته، در گفتگویی بیان کرده است: این روزها دغدغه اصلی مردم، آینده کشور است و مرتب این پرسش مطرح می‌شود که آیا جنگ در راه است یا خیر؟ مباحث خانوادگی نیز عمدتاً حول این محور می‌چرخد. هر کسی با دیگری تماس می‌گیرد، از احتمال وقوع جنگ صحبت می‌کند. این سوال از من نیز پرسیده می‌شود، اما حقیقت این است که من اطلاعی بیش از شما ندارم. اگر از وزیر امور خارجه یا فرماندهان نظامی هم بپرسید، پاسخ خواهند داد که نمی‌دانند. همه این عبارت را به کار می‌برند، اما تاکید دارند که در صورت بروز جنگ، آمادگی کامل وجود دارد و به این ترتیب تلاش می‌کنند به مردم امید ببخشند.

دکتر افروز توصیه می‌کند: در این ایام، محور صحبت‌هایمان را خانواده قرار دهیم و آرامش را در فضای خانه ایجاد و حفظ کنیم. با این رویکرد، در دشوارترین شرایط نیز تاب‌آوری ما افزایش خواهد یافت.

متن کامل این گفت‌وگوی تفصیلی در ادامه آمده است:

6374935

نگرانی‌های عمیق مردم از آینده کشور

*در مواجهه با اضطراب ناشی از صحبت‌های جنگی، چگونه می‌توان به آرامش دست یافت؟

اساس همه چیز، سلامتی است؛ بدون آن اختلال و بیماری بر انسان غالب می‌شود. در این زمینه، دو رویکرد متفاوت داریم: یکی درمان اضطراب و افسردگی به عنوان بیماری، و دیگری نهادینه کردن آرامش در وجود انسان‌ها. مولفه اصلی یک سبک زندگی متعالی در سطح جهان، حس آرامش است. انسان دو منبع اصلی آرامش دارد: نخست و مهم‌تر از همه، یاد خدا، توکل و باور قلبی به او؛ و دوم، آرامشی که افراد در نقش‌های مختلف خود، مانند پدر، مادر، همسر و فرزند به یکدیگر می‌بخشند. در شرایطی که صحبت از جنگ است، نگرانی و اضطراب کاملاً طبیعی است و نمی‌توان کسی را به خاطر این احساسات سرزنش کرد. مردم این روزها نگران سرنوشت کشور هستند و مدام این پرسش را مطرح می‌کنند که آیا جنگی در پیش است یا خیر؟ تمامی گفتگوهای خانوادگی پیرامون این موضوع شکل می‌گیرد. هر فردی با دیگری صحبت می‌کند، درباره احتمال جنگ می‌پرسد؛ از من هم همین سوال را می‌پرسند، اما من اطلاعات بیشتری از شما ندارم. اگر از وزیر امور خارجه یا فرماندهان نیز بپرسید، می‌گویند نمی‌دانیم و امیدوارند که جنگی در نگیرد. همه آنها چنین جمله‌ای را تکرار می‌کنند، اما تاکید دارند که در صورت وقوع جنگ، آمادگی کامل وجود دارد و بدین طریق به مردم امید می‌دهند.

در وضعیت فعلی، هر احتمالی وجود دارد و هر فردی باید خود را آماده کند. والدین باید با فرزندان خود با امید و آرامش گفتگو کنند و حس مثبت‌اندیشی را در آنها پرورش دهند که در هر شرایطی کنارشان هستند و از آنها مراقبت خواهند کرد. در این ایام، گفتگوهایمان را حول محور خانواده قرار دهیم و آرامش را در فضای خانه و خانواده ایجاد و حفظ کنیم؛ تنها به این شکل است که در سخت‌ترین شرایط، تاب‌آوری ما افزایش می‌یابد.

ضرورت پیشگیری از شکل‌گیری کینه در نوجوانان

*نوجوانان امروزه با حجم زیادی از محتوای خشونت‌آمیز مواجه‌اند؛ راهکار مقابله با این موضوع چیست؟

یکی از مهم‌ترین رویکردهای درمانی در دنیا، «بخشش‌درمانی» است. افرادی که دچار عقده‌های روانی می‌شوند، مخرب و ویرانگر خواهند شد؛ کودکان باید مهارت بخشش را بیاموزند؛ نوجوانان نباید کینه‌توز شوند. هیجان‌طلبی از ویژگی‌های بارز نوجوانان است و در حوادث اخیر، تعدادی از آنها با شور و برانگیختگی هیجانی به جمع معترضان پیوسته‌اند و مثلاً تعدادی شیشه را شکسته‌اند، اما نه نیت سیاسی داشته‌اند و نه دشمنی. اگر برای مسئولان محرز شود که این اقدامات تنها یک شیطنت لجوجانه و هیجان‌محور بوده و نه سازمان‌یافته، نه وابسته به جریان سیاسی خاصی و نه با دریافت پول یا تحریک از جانب کسی صورت گرفته، باید آنها را مورد عفو قرار دهند.

نباید اجازه دهیم کینه در نوجوانان ریشه دواند. افرادی که کینه‌شان عمق می‌یابد، به افرادی چون «محمد بیجه» تبدیل می‌شوند که ۲۵-۲۶ کودک را در پاکدشت و ورامین به قتل رساند و عقده‌ای شده بود. من دو روز پیش از اعدام با بیجه مصاحبه کردم و کتابچه‌ای تحت عنوان «بیجه چرا جانی شد؟» نوشتم و به ریشه‌های این اتفاق پرداختم. یکی از دلایل جنایتکار شدن بیجه، عقده‌های روانی او بود. وقتی با بیجه صحبت کردم، گفت که به خاطر عقده‌های روانی‌اش آن کودکان را کشته است. زمانی که عقده‌های روانی انباشته می‌شوند، به بمبی تبدیل می‌گردند؛ در واقع، خود کودک با عقده‌های روانی که دارد، مانند یک بمب است. بیجه می‌گفت که پشیمان نیست و اگر دوباره آزاد شود، باز هم کودکان را خواهد کشت. ناکامی‌های مکرر، کلافگی فکری، کوفتگی ذهنی، تعارضات روانی و عقده‌های روانی، به هر دلیلی که ایجاد شوند، منجر به انفجار خواهند شد.

موضوع عقده‌های روانی در سطح جهان جدی تلقی می‌شود و نوجوانان نیز درگیر آن هستند. عقده‌های روانی آرامش را از افراد سلب می‌کنند و این زبان تکریم، تایید، ترغیب و تشویق است که به آدمی آرامش می‌بخشد. اگر با افراد با لحن تهدید و تحقیر سخن بگوییم، مشکلات متعددی ایجاد خواهد شد.

6372208

تضمین معیشت و امنیت مردم؛ وظیفه اصلی حاکمان

*حاکمیت چه مسئولیت‌هایی برای تامین آرامش مردم خود بر عهده دارد؟

حتی خداوند نیز در قرآن (سوره قریش) حکم می‌کند که حاکمان باید دو وظیفه اصلی را انجام دهند: اول، تامین امنیت برای مردم (خانواده‌ها) و دوم، تضمین معیشت آنها. بنابراین، تحکیم آرامش در کانون خانواده‌ها و تامین معیشت مطلوب و در دسترس، رسالت حاکمیت و دولت است. بخش قابل توجهی از بودجه ما در جاهای مختلف به هدر رفته است و دولت نیز خود این موضوع را تایید می‌کند. من متخصص اقتصاد نیستم، اما زمانی که دولت، مردم و قضات از بدهی‌های چند هزار میلیاردی برخی افراد صحبت می‌کنند، می‌بینم که این ارقام بسیار عظیم هستند و می‌توان هزینه‌های ۴۰۰-۵۰۰ میلیون نفر را نیز با آنها تامین کرد؛ از این پول‌هایی که چند نفر خاص برده‌اند، برای بهبود وضعیت معیشت مردم استفاده کنید. البته معیشت تنها به خوراک محدود نمی‌شود و تمامی ابعاد زندگی مردم را در بر می‌گیرد.

ایجاد امنیت و تامین اجتماعی برای تمامی افراد جامعه ما امری حیاتی است. امنیت انتظامی ما در حال حاضر نسبتاً مطلوب است، اگرچه جای تقویت بیشتر دارد و پلیس محله‌ها باید فعال‌تر شوند. اما امنیت درمانی ما ضعیف است. در برخی کشورها مانند آمریکا، امنیت پزشکی و درمانی بالایی وجود دارد؛ مثلاً یک بانوی ۸۰ ساله، گردنبندی خاص در اختیار دارد که در صورت احساس درد در قلب، با فشردن دکمه آن، کمتر از ۵ دقیقه اورژانس به محل رسیده و او را نجات می‌دهد. امنیت پزشکی نیز خود آرامش‌بخش است، اما ما فاقد آن هستیم. در کشور ما، اگر فرد مسنی حالش بد شود، شرایط پیچیده است؛ ما پزشک خانواده نداریم؛ وکیل و مشاور خانواده هم نداریم. در بسیاری از کشورها، مشاور حقوقی ویژه‌ای برای افراد با مشکلات حقوقی در نظر گرفته شده و برای مشاوره، سلامت و سایر حوزه‌ها نیز کارشناس و پزشک متخصص وجود دارد.

عدالت و امنیت آموزشی نیز بسیار مهم است. هم‌اکنون در کشور ما به اسم کلاس‌های کنکور که عمدتاً بی‌فایده هستند، تجارتخانه‌هایی ایجاد شده است. آیا آموزش و پرورش توانایی ندارد که معلمان در همان دبیرستان‌ها به دانش‌آموزان درس دهند و نیازی به کلاس‌های کنکور نباشد و کتاب‌ها را به طور کامل در مدارس تدریس کنند؟

ضرورت رویکرد خانواده‌محور در تمام برنامه‌ریزی‌های کشور

*راهکار پیشنهادی شما برای کاهش تنش‌ها و نگرانی‌های خانواده‌ها چیست؟

من مطالب و پیشنهاداتی را ویژه تمامی مسائل فوق به روسای جمهور، وزرا و مسئولان مربوطه در دوره‌های مختلف ارائه کرده‌ام، اما متاسفانه توجهی نمی‌شود. من از بنیان‌گذاران نظام روانشناسی ایران بودم، مدتی رئیس آن بودم و هم‌اکنون نیز رئیس شورای عالی نظام روانشناسی کشور هستم. سال‌ها پیش در خصوص تخصیص پزشک، وکیل و روانشناس ویژه خانواده‌ها مطالبی نوشتم که در بسیاری از کشورها نیز اجرا شد. روسای جمهور دوره‌های مختلف همگی بر مفید بودن چنین طرحی صحه گذاشتند، اما نمی‌دانم چرا به مرحله اجرا در نمی‌آید. آن زمان پیشنهاد دادم که به ازای هر ۵۰۰ تا ۷۰۰ خانوار، یک پزشک خانواده متخصص داشته باشیم. همچنین، یک روانشناس خانواده باید با تمامی اصول مشاوره در دوران بارداری، فرزندآوری، فرزندپروری، کودکی، نوجوانی، بلوغ و غیره آشنا باشد و به خانواده‌ها یاری رساند. امکان تخصیص پزشک، روانشناس و سایر متخصصان برای خانواده‌ها وجود دارد و دولت باید برای آن برنامه‌ریزی کند؛ من پیشنهاد کرده‌ام که تمامی برنامه‌های کشور باید خانواده‌محور باشد.

ایجاد «وزارت خانواده» یکی از ضروری‌ترین وزارتخانه‌ها برای بهبود وضعیت مردم است و فعالیت صرفاً ستادها و مراکز مختلف فایده‌ای ندارد. سازمان بهزیستی بخش اعظم وزارت خانواده خواهد بود و نهادهایی چون تامین اجتماعی، معاونت امور زنان و خانواده و موارد مشابه باید زیرمجموعه این وزارتخانه قرار گیرند. با تجمیع تمامی این مجموعه‌ها و تشکیل وزارت خانواده، هماهنگی‌های لازم انجام شده و برنامه‌های مشخصی نظیر …

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا