اخبار اجتماعی

جدال تحلیلگران: آیا ایران پس از جنگ قدرت یافت یا همچنان در چالش است؟ پاسخ‌های متفاوت!

به گزارش ابرامباد، «علی واعظ»، تحلیلگر مطرح سیاست‌گذاری و پژوهشگر روابط ایران و آمریکا، در سلسله‌توییت‌های اخیر خود بر شبکه ایکس (توییتر سابق) تأکید کرده است که هرگونه تحلیل ساده‌انگارانه درباره “برندگان” و “بازندگان” جنگ، یا قضاوت‌های شتاب‌زده بر پایه اطلاعات ناکافی، نه تنها سازنده نیست بلکه مفید هم نخواهد بود.او معتقد است که باید زمانی برای ارزیابی نتایج درگیری‌ها در نظر گرفت تا تصویر کلی و شفاف‌تری از رویدادها شکل گیرد.
واعظ در ادامه تصریح می‌کند که از منظر ایرانی‌ها، حقیقت این است که آنها از نبردی در برابر دو قدرت نیرومند جان سالم به در برده‌اند و در این مسیر، ابزارهای نفوذ و فشار جدیدی را کشف کرده‌اند که پیش از این تنها در حد ایده یا تصور وجود داشتند. با این حال، وی متذکر می‌شود که در سوی دیگر این معادله، نظامی قرار دارد که ماه‌های متوالی در وضعیت جنگی به سر برده و اکنون باید به سمت دوران پس از جنگ حرکت کند؛ وضعیتی که به عقیده او با مشکلات جدی اقتصادی، تداوم نارضایتی‌های عمومی و اختلافات شدید سیاسی داخلی همراه خواهد بود.
او همچنین به تحولات ساختار قدرت و نقش رهبر عالی کشور اشاره کرده و می‌نویسد که نخبگان سیاسی ایران در حال حاضر با تصمیمات بنیادینی درباره ادامه سیاست‌های داخلی و خارجی یا ایجاد تغییرات اساسی روبه‌رو هستند.
واعظ در بخش دیگری از تحلیلش به یادداشت تفاهم (MoU) و نقش ایالات متحده اشاره می‌کند و آن را نقطه‌ای کلیدی برای ورود به مذاکرات هسته‌ای و همچنین محلی برای مقایسه‌های اجتناب‌ناپذیر با توافق برجام می‌داند. در عین حال، او معتقد است که دولت آمریکا این فرصت را دارد که به یک توافق بهبودیافته دست یابد، به‌ویژه با توجه به توقف یک‌ساله غنی‌سازی اورانیوم توسط ایران.
وی در ادامه، کشورهای موسوم به «STEP» را به عنوان واسطه‌هایی میان ایران و آمریکا معرفی کرده و بیان می‌کند که این امر باعث شده بازیگران منطقه‌ای در مرکز توجهات دیپلماتیک قرار گیرند. به گفته واعظ، در حالی که بیشتر نگاه‌ها معطوف به روابط واشنگتن–تهران است، بهبود روابط ایران با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس نیز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار شده است.
واعظ در پایان تحلیل خود خاطرنشان می‌سازد که این درگیری، که به یک آتش‌بس ناپایدار انجامیده است، اکنون وارد فاز پساجنگ شده است؛ فازی که ابعاد آن هنوز مبهم است و بر اساس یک یادداشت تفاهم منتشرنشده شکل گرفته است. این توافق تنها چارچوب‌های کلی را ارائه می‌دهد و هنوز هیچ چیز قطعی نشده و بسیاری از جزئیات نیازمند تعیین تکلیف هستند.

پاسخ سیتریونوویچ به علی واعظ: این حقیقت غم‌انگیز است…

در واکنش به رشته‌توییت‌های علی واعظ، «دنی (دنیس) سیتریونوویچ»، تحلیلگر اسرائیلی، در یادداشتی پاسخ داد و عنوان کرد که این یکی از معدود موضوعاتی است که او با دوستش، علی واعظ، در آن اختلاف نظر دارد.
این افسر سابق میز ایران در سرویس اطلاعاتی اسرائیل، با بررسی پیامدهای درگیری‌های اخیر در منطقه، تأکید می‌کند که این جنگ، برخلاف اهداف اولیه تعیین‌شده، در نهایت به تحکیم موقعیت استراتژیک جمهوری اسلامی ایران منجر شده است؛ نکته‌ای که به باور او، تفاوت دیدگاهش با علی واعظ را نشان می‌دهد.
این تحلیلگر در آغاز تحلیل خود اذعان می‌کند که ایران بدون شک با چالش‌های اساسی متعددی روبه‌روست؛ از جمله اقتصادی شکننده، سطح پایین اعتماد عمومی به دولت، و مشکلات ساختاری عمیق که همچنان بر پیکر سیستم سیاسی فشار وارد می‌کنند. با این حال، او تأکید می‌کند که تمام این مسائل باید در برابر یک واقعیت بنیادی ارزیابی شوند: «بقای نظام سیاسی ایران.»
این تحلیلگر اسرائیلی در ادامه توضیح می‌دهد که ایران از نبردی جان سالم به در برده است که در آن دو قدرت نظامی، یعنی رئیس‌جمهور فعلی آمریکا، دونالد ترامپ، و نخست‌وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، آشکارا در پی تضعیف ساختار سیاسی، حذف چهره‌های کلیدی حاکمیت و اعمال فشار نظامی بی‌سابقه‌ای علیه این کشور بودند. با وجود این حجم از فشارها، ایران نه تنها از هم نپاشید، بلکه در نهایت در جایگاهی قرار گرفت که همچنان به عنوان یکی از طرف‌های اصلی مذاکره با ایالات متحده شناخته می‌شود.
سترینویچ در بخش دیگری از تحلیل خود خاطرنشان می‌سازد که نکته حائز اهمیت این است که این جنگ بدون تغییر نظام سیاسی مستقر، بدون نابودی قابلیت‌های اصلی ایران و بدون وقوع تحولات منطقه‌ای گسترده‌ای که برخی از حامیان این درگیری پیش‌بینی می‌کردند، به پایان رسیده است. او این مسئله را نشان‌دهنده شکاف عمیق میان “انتظارات اولیه” و “واقعیت نهایی” می‌داند.
در ادامه این یادداشت آمده است که ایران امروز در موقعیتی قرار گرفته است که کمتر کسی در آغاز جنگ آن را پیش‌بینی می‌کرد. او در این زمینه به ازسرگیری و گسترش تعاملات برخی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس با تهران اشاره می‌کند و می‌نویسد که حتی محور موسوم به “مقاومت” نیز، برخلاف انتظارها، انعطاف‌پذیری بیشتری از خود نشان داده است.
وی همچنین بر این باور است که ایران توانسته تصویر خود را به عنوان یک قدرت منطقه‌ای که در صورت تشدید تنش‌ها می‌تواند شریان‌های حیاتی اقتصاد جهانی را تهدید کند، تقویت نماید. با این حال، او تأکید می‌کند که این به معنای پیروزی کامل ایران نیست و این کشور همچنان متحمل هزینه‌های قابل توجه نظامی، اقتصادی و سیاسی شده است.
سترینویچ در ادامه، با اشاره به معیارهای ارزیابی نتایج جنگ، می‌نویسد: «اگر به اظهارات اولیه برخی مقامات در آغاز این کارزار بازگردیم، از جمله رئیس‌جمهور فعلی آمریکا، دونالد ترامپ، و نخست‌وزیر نتانیاهو، مشخص می‌شود که نتیجه نهایی فاصله قابل توجهی با اهداف اعلام‌شده داشته است.»
در بخش پایانی این تحلیل آمده است که طنز تلخ ماجرا این است که استراتژی طراحی شده برای تضعیف جمهوری اسلامی، ممکن است در نهایت به تقویت آن منجر شده باشد. حکومتی که با فشارهای اقتصادی و نارضایتی‌های فزاینده داخلی وارد این درگیری شده بود، اکنون با بازدارندگی تازه، اهمیت و جایگاه بین‌المللی بیشتر، و این انتظار رو به افزایش که واشنگتن تمایل چندانی برای تکرار چنین رویارویی‌ای در آینده نزدیک ندارد، از آن خارج شده است.
در نهایت این یادداشت تأکید می‌کند که با وجود تمام آسیب‌پذیری‌های داخلی، ایران شاید یکی از بزرگ‌ترین بهره‌برداران استراتژیک این جنگ باشد؛ نه به این دلیل که مشکلات ساختاری خود را حل کرده است، بلکه به این دلیل که توانسته از تلاشی جدی برای تغییر بنیادین موقعیت خود جان سالم به در ببرد و با سطح بالاتری از تاب‌آوری از آن خارج شود.
او در پایان نوشت: «متاسفانه این حقیقت غم‌انگیز است….»

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا