
به گزارش ابرامباد، با مشخص شدن رقبای تیم ملی فوتبال ایران در رقابتهای جام جهانی ۲۰۲۶ (بلژیک، مصر و نیوزیلند)، تمرکز اصلی اکنون بر آمادهسازی و برگزاری دیدارهای تدارکاتی برای حضور قدرتمند در این رویداد بزرگ است.اما این آمادگی، تنها به مسائل فنی و تاکتیکی محدود نمیشود؛ چالشهای عمیقتری همچون تحریمهای اقتصادی و تنگناهای مالی، مسیر تیم ملی را دشوار کرده و برنامهریزی برای بازیهای دوستانه را با موانع جدی روبهرو ساخته است. فراتر از این مشکلات آشکار، یک مانع ریشهای و کمتر دیده شده، سالهاست که گریبانگیر فوتبال ایران است: نبود زیرساختهای استاندارد. باورنکردنی است که کشوری پهناور با منابع غنی همچون ایران، از داشتن حتی یک زمین چمن مناسب برای میزبانی بازیهای تیم ملی محروم باشد. این معضل کهن، به یک داستان تکراری تبدیل شده و هر بار بحث از پیشرفت فوتبال به میان میآید، کمبود امکانات، بهویژه زمین بازی، برجستهتر میشود.
شدت این بحران تا جایی است که تیم ملی حتی برای برگزاری دیدارهای رسمی انتخابی جام جهانی نیز با مشکلات عدیدهای دست و پنجه نرم کرده است. از خاموشیهای ناگهانی در استادیوم آزادی که حالا به بنایی نیمهویران میماند، تا کیفیت پایین و وصلهپینهای چمن استادیوم فولادشهر، همگی گواهی بر ضعف مفرط زیرساختها در فوتبال ماست. این وضعیت نشان میدهد که فوتبال ایران حتی در ابتداییترین و بدیهیترین مسائل نیز درگیر است و به نظر نمیرسد ارادهای برای حل این مشکلات وجود داشته باشد. بدون شک، تیمهای مطرح و ستارههای چند دهمیلیون دلاری فوتبال دنیا هرگز حاضر به حضور در چنین زمینهایی نخواهند شد؛ مکانی که بیشتر شبیه به مسلخ است تا زمین چمن استاندارد.
در چنین اوضاعی که فوتبال ایران از کمبود زمین رنج میبرد، وجود یک ورزشگاه مدرن و کاملاً استاندارد در شهر مشهد، پتانسیلی است که میتواند بسیاری از این کاستیها را جبران کند، اما این ظرفیت ارزشمند به طرز عجیبی از دسترس تیمهای ایرانی و حتی تیم ملی دور نگه داشته شده است.
ورزشگاه امام رضا (ع) مشهد، تنها استادیوم استاندارد کشور است که از تأییدیه A+ کنفدراسیون فوتبال آسیا برخوردار بوده و با ظرفیت ۲۵ هزار نفر، میتوانست بار میزبانیهای بینالمللی و بازیهای بزرگ را به دوش بکشد. اما شرایط ویژه و نامعلوم آن باعث شده که هیچ تیم ملی یا باشگاهیای نتواند از آن استفاده کند. برای مثال، تلاش تیم ملی برای برگزاری آخرین دیدار انتخابی جام جهانی در این ورزشگاه با مخالفت مسئولان استانی روبرو شد. همچنین درخواستهای مشابه از سوی باشگاههای پرسپولیس و استقلال نیز به دلایل نامعلومی رد شده است. این استادیوم که با بودجهای بالغ بر ۲۰۰ میلیارد تومان در سال ۱۳۹۵ به بهرهبرداری رسید، در طول هشت سال گذشته بهجز چند مسابقه محدود تیم پدیده در سه فصل قبل از سقوط به لیگهای پایینتر، عملاً بلااستفاده مانده است. پس از سقوط پدیده، تعداد بازیهای برگزار شده در آن حتی به انگشتان یک دست هم نمیرسد. به عبارتی، این سرمایه عظیم ملی، با وجود پتانسیل بالا، هیچگاه در خدمت فوتبال ملی و باشگاهی ایران قرار نگرفته است.
به راستی، چه ایرادی داشت اگر جدال بزرگ و پربیننده دربی بین پرسپولیس و استقلال در چمن بینظیر این ورزشگاه برگزار میشد؟ مایه تأسف است که چنین سرمایه کلانی در کشور بلااستفاده مانده و حتی تیم ملی نیز از آن محروم است و ناچار میشود دیدارهای دوستانه خود را در کشورهای همسایه نظیر قطر و امارات برگزار کند. این وضعیت نه تنها نشاندهنده ناکارآمدی است، بلکه به نوعی آبروریزی ملی تلقی میشود که به نظر میرسد راه حلی برای آن متصور نیست.



