اخبار اجتماعی

تحلیل آشنا از سخنرانی پزشکیان در سازمان ملل: همزیستی مقاومت و همکاری برای آینده ایران

به گزارش ابرامباد، حسام‌الدین آشنا در یادداشتی تحلیلی به بررسی ابعاد سخنرانی مسعود پزشکیان در مجمع عمومی سازمان ملل پرداخت.به باور او، پزشکیان تلاش می‌کند تا تجربه منحصر به فرد ایران را به یک پرسش جهانی تبدیل کند: آیا قوانین بین‌المللی برای تمامی کشورها بدون استثنا اعمال می‌شوند؟

این دگرگونی از یک «مطالبه ملی ایرانی» به یک «اصول فراگیر جهانی»، از دیدگاه گفتمانی، از اهمیت بسزایی برخوردار است. یک گفتمان سیاسی تنها زمانی می‌تواند دامنه نفوذ خود را گسترش دهد که بتواند آلام یا خواسته‌های خاص خود را بازتابی از یک معضل بزرگ‌تر و عمومی‌تر جلوه دهد. از این رو، مفهوم «عدالت» که در انتهای سخنرانی مطرح می‌شود، نقش کلیدی ایفا می‌کند. عدالت این پتانسیل را دارد که ایران، فلسطین، کشورهای تحت تحریم و به طور کلی ملت‌هایی را که خود را قربانی ساختار ناعادلانه کنونی جهان می‌دانند، در یک صف واحد قرار دهد.

با این وجود، این سخنرانی حاوی یک چالش درونی و حل‌نشده نیز هست. از یک سو، لحنی به شدت تقابل‌جویانه در آن به چشم می‌خورد که واژگانی چون ترور، تجاوز، قلدری، زور، جنایت، تحریم و مقاومت را شامل می‌شود. در سوی دیگر، ادبیاتی حاکی از مذاکره، همکاری، صلح، عدالت و امنیت جمعی حضور دارد. پزشکیان در تلاش است تا بین این دو قطب ظاهراً متناقض، پیوندی برقرار کند، آنجا که می‌گوید: «برای دفاع از خود از جنگ نمی‌ترسیم و برای صلح از مذاکره نمی‌گریزیم.»

این جمله احتمالاً اساسی‌ترین تعریف از هویت ایران در این نطق است. ایران مورد نظر این گفتمان، نه کشوری است که تحت فشار مجبور به مذاکره شده باشد و نه کشوری که به کلی گفت‌وگو را رد کند؛ بلکه ملتی است که می‌خواهد به طور هم‌زمان «قابلیت مقاومت» و «فرصت دیپلماسی» را پاس بدارد. اما این توازن در سراسر متن سخنرانی به یک اندازه حفظ نمی‌شود. قسمت‌های بداهه‌گویی، به ویژه در ابتدا و انتهای کلام، خطوط بین «ما» و «آنها» را به وضوح پررنگ‌تر می‌کنند. در نقطه مقابل، بخش‌های از پیش طراحی شده سخنرانی سعی در گذر از این تقابل و ارائه چارچوبی برای یک نظم جهانی مشترک دارند. نتیجه نهایی، همزیستی دو رویکرد متفاوت در یک سخنرانی است: رویکرد پایداری در برابر فشار و رویکرد مشارکت فعال برای شکل‌دهی به نظمی نوین.

از دیدگاه نظریه گفتمان، این دوگانگی ضرورتاً به معنای تضاد نیست. عرصه سیاست دقیقاً جایی است که تلاش می‌شود مطالبات و خواسته‌هایی که ذاتاً همواره با یکدیگر سازگار نیستند، در کنار هم قرار گیرند. پرسش اصلی این است که آیا یک “نشانه‌گر مرکزی” (دال مرکزی) می‌تواند این عناصر را در یک ساختار نسبتاً پایدار کنار هم جمع کند.

در مورد سخنرانی پزشکیان، می‌توان «ایران مستقل» را به عنوان آن نشانه‌گر مرکزی در نظر گرفت: کشوری که برای ادامه حیات خود نیازمند قدرت است، برای توسعه خود به علم و دانش تکیه دارد، برای حل اختلافات به مذاکره روی می‌آورد و برای تأمین امنیت خود، مشارکت‌های منطقه‌ای را ضروری می‌داند.

به همین دلیل، جمله پایانی سخنرانی صرفاً یک عبارت مرسوم برای اتمام کلام نیست: «یا امنیت را با هم خواهیم ساخت یا ناامنی را با هم تحمل خواهیم کرد.» این عبارت، آخرین گام در ساختار زنجیره‌ای است که سخنران قصد ایجاد آن را دارد. «امنیت» دیگر صرفاً یک هدیه از سوی قدرتی بزرگ به کشورهای منطقه نیست؛ و حتی وضعیتی نیست که یک کشور بتواند به تنهایی آن را برای خود فراهم آورد. بلکه امنیت به یک موضوع مشترک و جمعی مبدل شده است. در نتیجه، محور اصلی این سخنرانی، دفاع از یک یا چند خط‌مشی سیاسی خاص نیست. بلکه نبرد اصلی بر سر چگونگی تعریف ایران است: آیا ایران «تهدیدی است که باید کنترل شود» یا «یک نیروی مستقل است که باید جایگاهش به رسمیت شناخته شود»؟

پزشکیان در نیویورک تلاش کرد تا دیدگاه دوم را مستحکم سازد: کشوری که حاضر نیست امنیت را با تسلیم شدن به دست آورد، اما در عین حال تمایلی ندارد قدرت خود را به معنای جنگ و ستیز دائمی تعبیر کند.

البته، موفقیت این رویکرد گفتمانی نه با میزان کف‌زدن‌ها و تشویق حضار در مجمع عمومی، بلکه با محک یک پرسش چالش‌برانگیزتر سنجیده می‌شود: آیا این گفتمان می‌تواند فراتر از شنوندگان هم‌فکر، تصور و درک مخاطبان مردد را نیز در مورد پیوند میان «ایران»، «قدرت»، «مقاومت»، «مذاکره» و «امنیت» دگرگون سازد؟ نبرد واقعی هر نطق سیاسی، در نهایت، همین نبرد بر سر تعریف و معنای واژه‌هاست.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا