
به گزارش ابرامباد، جدای از کشمکشهای پایانناپذیر میان هواداران، جدالهای لفظی در شبکههای اجتماعی و اتهامات همیشگی علیه داوران مبنی بر سوگیری، ریشهی اصلی مشکل داوری در فوتبال ایران عمیقتر از اینهاست.حجم گستردهی اشتباهات داوری نه تنها با ورود سیستم کمکداور ویدئویی (VAR) کاهش نیافته، بلکه در مواردی حتی پیچیدگی بیشتری نیز به همراه داشته است. در واقع، چالش کنونی نه به یک داور مشخص، بلکه به کالبد بیمار و ساختار نادرس داوری در کشور بازمیگردد که مسئولیت اصلی ساماندهی آن بر عهدهی فدراسیون فوتبال و کمیتهی داوران است.
انتظار میرفت که سیستم VAR بتواند پایانی بر خطاهای آشکار باشد؛ ابزاری برای تضمین عدالت بیشتر، کاستن از تنشها و احیای اعتماد عمومی به تصمیمات داوری. اما آنچه هماکنون در مسابقات لیگ برتر ایران شاهد آن هستیم، چیزی جز پیادهسازی ناکامل، ناهماهنگ و در پارهای اوقات نادرست این فناوری نوین نیست. اغلب، تصمیمات با تأخیر فراوان اتخاذ میشوند، یا حتی پس از بازبینیهای مکرر تصویری، همچنان اشتباه از آب درآمده و در مواردی، سردرگمی و ابهام بیشتری نسبت به قبل ایجاد میکنند.
اما معضل اساسی فراتر از صرفاً نحوهی استفاده از VAR است. سالهاست که داوری فوتبال ایران با کمبود شدید «نیروی انسانی متخصص» دست و پنجه نرم میکند. کافی است این پرسش ساده مطرح شود: پس از جدایی علیرضا فغانی، کدام داور ایرانی توانسته است در مسابقات سطح اول قاره آسیا، یک دیدار بزرگ و حیاتی را سوت بزند؟
پاسخ کاملاً واضح است؛ تقریباً هیچ داوری. علیرضا فغانی آخرین داور تراز اول بینالمللی واقعی بود که فوتبال ایران به خود دیده بود. او در آوردگاههای بزرگی چون جام جهانی، فینال لیگ قهرمانان آسیا و جام ملتهای آسیا قضاوت کرد و نام داوری ایران را در سطح قارهای و جهانی حفظ نمود. با کنارهگیری وی، نهتنها جانشینی درخور برایش تربیت نشد، بلکه داوری ایران به مرور زمان از مدار رقابتهای سطح بالای آسیایی خارج گشت.

این وضعیت بهوجود آمده، اتفاقی و ناگهانی نیست. سالهاست که فرآیند آموزش داوران به شیوهای مدرن و علمی دنبال نمیشود، تلاشی برای پرورش نسل جدید داوران صورت نگرفته و انتخابها بیشتر بر اساس روابط و سلایق شخصی بوده تا توانمندیها و شایستگیهای حرفهای. داورانی که برای رسیدن به اوج نیاز به فضایی باثبات برای رشد دارند، اغلب تحت فشارهای شدید رسانهای، مدیریتی و حتی سیاسی قرار گرفته و تواناییهایشان زایل شده است. حاصل این روند، داورانی با اعتماد به نفس پایین، مرتکب اشتباهات متعدد و به شدت وابسته به VAR شده است؛ آن هم VARی که اپراتورها و خود داوران استفادهکننده از آن، آموزشهای کافی و جامعی ندیدهاند.
از سوی دیگر، کمیتهی داوران همواره به جای ارائهی توضیحات روشن و شفاف، سیاست سکوت یا توجیه را در پیش گرفته است. نه دربارهی خطاهای صورتگرفته شفافسازی میشود و نه سازوکار واضحی برای تنبیه، تشویق یا کنار گذاشتن داوران متخلف یا ناکارآمد وجود دارد. در چنین بستری، تکرار اشتباهات امری طبیعی است و روحیه مسئولیتپذیری هرگز مجال بروز نمییابد.
VAR در فوتبال ایران، به جای ایفای نقش یک ابزار یاریرسان برای داور، در برخی موارد به پوششی برای فرار از پاسخگویی بدل گشته است. تصمیمات متضاد در موقعیتهای مشابه، عدم هماهنگی در رویهها و ضعف در تفسیر صحیح صحنههای حساس، به وضوح نشان میدهد که ریشهی مشکل نه در خود «فناوری»، بلکه در «انسانی است که از این فناوری بهره میبرد».
حقیقت دردناک این است که فوتبال ایران امروز نه تنها از داشتن داوران برجسته محروم است، بلکه هیچ برنامهریزی مدونی برای تربیت نسل جدید داوران تراز اول نیز مشاهده نمیشود. تا زمانی که فدراسیون فوتبال و کمیتهی داوران به جای انجام اصلاحات ساختاری ریشهای، صرفاً به مدیریت موقتی بحرانها اکتفا کنند، حتی پیشرفتهترین سیستمهای کمکداور ویدئویی نیز قادر به نجات داوری ایران نخواهند بود.
داوری، به مثابه ستون فقرات عدالت در یک مسابقهی فوتبال است. اگر این ستون دچار تزلزل و فروپاشی شود، نه VAR، نه بیانیههای توجیهکننده و نه هیچ عذر و بهانهای، نخواهند توانست فوتبال را از ورطهی بیاعتمادی عمومی رهایی بخشند.



