
به گزارش ابرامباد، جزیره زیبای کیش تنها یک منطقه آزاد تجاری و اقتصادی نیست؛ بلکه این جزیره به مثابه ویترینی برای نمایش تعامل جمهوری اسلامی با مفاهیم گردشگری، سبک زندگی اجتماعی و نحوه مدیریت فرهنگی در فضاهای عمومی و آزاد به شمار میرود.
یادداشت تازهای که سخنگوی هیئت دولت در یکی از روزنامههای کثیرالانتشار به چاپ رسانده، و به بررسی کارنامه یکساله مدیریت منطقه آزاد کیش میپردازد، به نظر میرسد بیشتر در پی آرایشدادن چهره مدیریتی است که در مهمترین ابعاد حکمرانی، از جمله فرهنگ و استانداردهای اجتماعی، با چالشهای عمیقی دست و پنجه نرم میکند. این یادداشت، به جای ارائه تحلیلی همهجانبه و واقعبینانه از اوضاع جزیره، به نوعی توجیه وضعیت موجود میپردازد.
بیشک، اتمام طرحهای ناتمام، کاهش پیچوخمهای اداری و تقویت زیرساختهایی نظیر تأمین آب و برق، اقداماتی ستودنی و ضروری هستند. اما سوال بنیادیتری مطرح میشود: آیا مفهوم توسعه تنها به تسهیل جریان سرمایهگذاری و پایداری خدمات پایه محدود میشود؟ یا اینکه، طبق تعریف اسناد بالادستی و سیاستهای کلان کشور، توسعه یک رابطه عمیق و گسستناپذیر با حفظ اصالت فرهنگی، ارتقاء امنیت اجتماعی و حراست از ارزشها دارد؟
سخنگوی دولت در نوشته خود از «هماهنگی مدیریتی» و «ابتکار عمل در پیادهسازی» سخن به میان میآورد، اما در این میان، دانسته یا نادانسته از کنار واقعیتی عبور میکند که امروزه نه فقط در گستره فضای مجازی، بلکه در میان افکار عمومی و محافل رسانهای رسمی کشور، به موضوعی بحثبرانگیز و مایه نگرانی بدل گشته است: آشفتگی فرهنگی و عادیسازی رفتارهای مغایر با عرف و هنجارهای جامعه در جزیره کیش.
زمانی که در جزیرهای که به عنوان نماد و ویترین گردشگری کشور شناخته میشود، شاهد تکرار موارد آشکار هنجارشکنی، اجرای برنامههای مشکوک و بیاعتنایی مکرر به خطوط قرمز فرهنگی باشیم، ارزیابی کارنامه مدیریتی تنها بر پایه تعداد پروژههای انجام شده و سرعت تصمیمگیری دیگر کافی نخواهد بود. مدیریت واقعی و یکپارچه، لازمهاش توجه همزمان به ابعاد اقتصادی، فرهنگی و امنیت اجتماعی است؛ نه قربانی کردن یکی به نفع دیگری.
در این نوشته، ادعای «فضاسازی رسانهای» در مقابل «نتایج عملی و قابل اندازهگیری» قرار داده شده است. این در حالی است که بسیاری از انتقادات اخیر، نه ساخته و پرداخته رسانهها، بلکه انعکاسی مستقیم از پیامدهای فرهنگی مشهود و قابل رویت در کیش است. تصاویر مستند، گزارشهای میدانی و واکنشهای اقشار مختلف مردم، همگی شاهدی بر این مدعاست که چالش فعلی فراتر از یک ادعا یا پروپاگاندای رسانهای است.
آنچه بیش از پیش مایهی نگرانی است، توجیه این وضعیت نابسامان از سوی سخنگوی دولت است. او این رویدادها را نه به عنوان یک اشتباه یا کمبود قابل جبران، بلکه تحت عناوینی چون «تحول در شیوهی مدیریت» و «رویکردی نوین» تبیین میکند. اگر بناست که جسارت مدیریتی و تکیه بر جوانگرایی، به بیاعتنایی نسبت به اصول و ارزشهای جامعه ایران اسلامی بینجامد، باید با وضوح بیان کرد که چنین مسیری، نه تنها اصلاحگر نیست، بلکه انحرافی جدی به شمار میرود.
در بخش پایانی یادداشت خود، سخنگوی دولت عنوان میکند که پشتیبانی از مدیریت کیش، به معنای چشمپوشی از انتقادات نیست. اما حمایت «بیقید و شرط» و یکجانبه، به ویژه در شرایطی که مردم منتظر شفافسازی، اصلاح رویهها و برخورد با ناهنجاریهای موجود هستند، در عمل این پیام را میرساند: مسائل فرهنگی، در اولویتهای اصلی دولت قرار ندارند.
کیش فراتر از یک منطقه آزاد تجاری است؛ این جزیره نمادی از نوع مواجهه جمهوری اسلامی با گردشگری، الگوهای زندگی و تدبیر امور فرهنگی در فضاهای عمومی محسوب میشود. در صورتی که این نماد، دستخوش بیتوجهی و رهاشدگی شود، پیامدهای آن تنها به یک جزیره محدود نخواهد شد.
همگرایی در مدیریت، تنها زمانی معنی و مفهوم واقعی پیدا میکند که ابعاد اقتصادی، فرهنگی و هویتی به صورت یکپارچه مدنظر قرار گیرند. در غیر این صورت، انسجامی که به بهای از دست رفتن هویت و ارزشها تمام شود، نه تنها یک موفقیت نیست، بلکه نشانهای هشداردهنده و زنگ خطری جدی تلقی میشود.



