
به گزارش ابرامباد، جلسهای که قرار بود به «بررسی راهکارهای دستیابی به انسجام ملی و عبور از چالشها» اختصاص یابد و با حضور دبیرانکل احزاب، چهرههای برجسته و نخبگان سیاسی کشور برگزار شد، بیش از آنکه فضایی برای تبادل نظر باشد، به بستر مناسبی برای گشایش عقدههای اصلاحطلبان تبدیل گشت.
درست است که احزاب، فارغ از رویکردهای سیاسی خود، هنوز نتوانستهاند جایگاه واقعی و مستحکمی در عرصه سیاست ایران پیدا کنند، اما روشن است که از وضعیت موجود نیز ناراضی نیستند. آنها موقعیتهای سیاسی را به چشم فرصتهایی تصادفی میبینند و اگر بتوانند با فعالیتهای مقطعی و فصلی، در بزنگاههای انتخاباتی قدرت را به دست آورند و مناصب کلیدی را برای خود و هوادارانشان تصاحب کنند، این را حق مسلم خود میدانند و هر پیروزی را به عنوان دستاوردی بزرگ عرضه میکنند. اما ماجرا همیشه به همین سادگی خاتمه نمییابد.
وقتی کشور با حوادث گوناگون مواجه میشود و اداره امور برای دولت مستقر دشوار میگردد، واکنش این گروهها اغلب شانه خالی کردن از مسئولیت است. این رویکرد غیرمسئولانه اخیراً در قالب «فرار رو به جلو» از سوی اصلاحطلبان نمود بارزی یافته است. آنها در نشست اخیر خود با رئیسجمهور که زمانی خود را حامیان اصلی او میدانستند، به مرحله عجیبی از روابط سیاسی رسیدند؛ تا جایی که بهطور مستقیم رئیسجمهور را مورد تهدید سیاسی قرار داده و عنوان کردند که او «انتخاب مطلوبشان نبوده، اما چارهای جز انتخاب او نداشتهاند». این مواضع چیزی جز یک فرار رو به جلو نیست. شاید بتوان گفت که آن جلسه سهساعته با عنوان «راهکارهای تحقق انسجام ملی و چگونگی عبور از چالشها»، نه تنها مشکلی را حل نکرد، بلکه با تکرار مواضع قبلی حامیان رئیسجمهور، زمینه ناامیدی بیشتری را برای مسئولان فراهم آورد.
حسین کنعانی مقدم، دبیرکل حزب سبز ایران، در گفتوگو با خبرنگار ما، درباره این جلسه اظهار داشت: برخی از اصلاحطلبان با لحنی نامناسب، رئیسجمهور را بهشدت مورد انتقاد قرار دادند و حتی نوعی تهدید سیاسی را مطرح کردند؛ از جمله اینکه چرا با آمریکا مذاکره نمیکنید یا چرا تحریمها را برنمیدارید. رئیسجمهور نیز پاسخ قاطع و کوبندهای به این اظهارات داد و همانطور که در رسانهها منعکس شد، «نه» بزرگی به این نوع راهکارها گفت و از موضع قدرت، عزت، حکمت و مصلحت نظام سخن گفت. اصلاحطلبان بیشتر رویکرد انتقادی داشتند و حتی صراحتاً به آقای پزشکیان گفتند که او انتخاب مطلوبشان نبوده، اما چارهای جز انتخاب او نداشتند؛ سخنانی که جنبه تضعیفکننده برای رئیسجمهور داشت.
اصلاحطلبان این روزها در حال یک فرار رو به جلو هستند؛ گویی فراموش کردهاند که مسعود پزشکیان گزینه اصلی و مورد حمایت تمامقد آنها در انتخابات زودهنگام ریاستجمهوری بود. گویی به یاد نمیآورند که برای انتخاب وزرا، چیدمان کابینه و تعیین استانداران، جلسات، کمیتهها و لیستهای متعددی تهیه کرده و با فشاری چندلایه، رئیسجمهور منتخب را احاطه کردند تا همحزبیهایشان را وارد کابینه کند. حال که کشور با چالشهای گوناگونی در اداره امور مواجه شده، نقش خود را به کلی نادیده میگیرند و از سویی، انگشت اتهام را به سمت رئیسجمهور نشانه رفتهاند که «رویکرد او، حل کردن مسئله نیست بلکه پاک کردن صورت مسئله است.»

سالهاست که اصلاحطلبان با سراب مذاکره، میخواهند مسائل کشور را با توهمات گره بزنند. احمد زیدآبادی، فعال سیاسی اصلاحطلب، در کانال تلگرامی خود خطاب به پزشکیان نوشته بود: «اگر این حرف آقای پزشکیان را بپذیریم که آمریکا “نامرد” است، آیا عدم مذاکره با آن موجب خنثی کردن “نامردی”اش میشود یا اینکه به عکس؟» در جلسه دبیرانکل احزاب و نخبگان سیاسی کشور نیز همین خواسته یک صدا تکرار شد و آنها خواهان مذاکره با آمریکا بودند. پزشکیان در واکنش به چرایی ننشستن پای میز مذاکره، که از سوی برخی حاضران مطرح شده بود، تأکید کرد: «من در نیویورک با مکرون و اروپاییها بر سر یک راهحل به توافق رسیدم، اما آمریکاییها آن را نپذیرفتند. آنها میخواهند همه چیز را از ما بگیرند و من تن به این ذلت نمیدهم. اگر ما سیستم موشکی خودمان را تعطیل کنیم، در صورت حمله مجدد به کشور چه کاری از دستمان بر میآید جز آنکه بنشینیم و شاهد نابودی کشور باشیم.»
پزشکیان در این جلسه، در پاسخ به خواستههای ضد منافع ملی اصلاحطلبان درباره شروط دونالد ترامپ، رئیسجمهور کنونی آمریکا، برای مذاکره (شامل کاهش برد موشکی و غنیسازی صفر)، واکنش و تذکر جدی داد و گفت: «… بنده حاضر نیستم زیر بار ذلت و ظلم بروم… بهدنبال دعوا و درگیری با کسی نیستیم؛ دوست داریم با همه با صلح به گفتوگو بنشینیم؛ اما مقابل کسی که قلدری میکند میایستیم. ایران به دنبال سلاح هستهای نیست؛ حاضریم تعامل کنیم، اما اینکه بگویند موشک نداشته باشید و بعد رژیم تا دندان مسلح اسرائیل به ما حمله کند که نمیشود. برای اینکه رئیسجمهور بمانم، باج نمیدهم. روی اعتقادی که دارم ایستادهام و به کسی باج نخواهم داد. با تمام وجود میخواهم که مردم ایران ما با عزت و سربلندی زندگی کنند و از این موضوع کوتاه نخواهم آمد.» این بخش از سخنان رئیسجمهور مورد تشویق احزاب اصولگرا قرار گرفت و روزنامه هممیهن از این حمایت به عنوان «تشویق تندروها» یاد کرده است. میتوان گفت جلسه «راهکارهای تحقق انسجام ملی و چگونگی عبور از چالشها» با حضور جمعی از دبیرانکل احزاب، شخصیتهای برجسته و نخبگان سیاسی کشور، بیش از آنکه محلی برای تبادل نظر واقعی باشد، فرصتی برای عقدهگشایی اصلاحطلبان شد. اصلاحطلبانی که به سهم خود از تصاحب موقعیتها در هلدینگها و شرکتهای دولتی راضی نیستند و میخواهند همه کنشها و تصمیمات دولت، حتی در حوزه منافع و امنیت ملی، را هم با تمایلات خود هماهنگ کنند.

تلاشهای اصلاحطلبان در شرایطی انجام میشود که فقط برای یک نمونه، روزنامه معتبر آمریکایی واشنگتنپست، اخیراً در گزارشی تحقیقی، جزئیات برنامهریزی برای حمله به ایران را فاش کرد. طبق این گزارش، بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ، رئیسجمهور کنونی آمریکا، پس از اولین دیدارشان در فوریه گذشته (بهمن ۱۴۰۳)، برنامهریزی برای حمله احتمالی به تأسیسات هستهای ایران را آغاز کردند و یک «برنامه فریب عمومی دقیق» را تدوین نمودند.
نتانیاهو در آن جلسه، چهار گزینه عملیاتی را به ترامپ ارائه داد: اول، حمله منحصراً اسرائیلی بدون دخالت مستقیم ایالات متحده آمریکا. دوم، حمله به رهبری رژیم صهیونیستی با حداقل کمک ایالات متحده آمریکا، شامل اطلاعات و لجستیک محدود. سوم، همکاری کاملاً دوجانبه با تبادل گسترده اطلاعات و پشتیبانی هوایی. و چهارم، حمله به رهبری ایالات متحده با نقش پیشرو واشنگتن در هدف قرار دادن ایران.
این گزارش تأکید میکند که در حالی که دیپلماسی هستهای با ایران در جریان بود، تبادل اطلاعات محرمانه و آمادهسازی نظامی ادامه یافت. با نزدیک شدن به زمان حمله (که به جنگ ۱۲ روزه منجر شد)، آمریکا و رژیم صهیونیستی با نمایش اختلافات ساختگی، از جمله انتقادهای علنی ترامپ از نتانیاهو، تلاش کردند ایران را به آرامش کاذب برسانند و تهران را از آمادگی دفاعی بازدارند. منابع واشنگتنپست، اسناد طبقهبندیشده و مصاحبه با مقامات سابق را مبنای این افشاگری قرار دادهاند. این گزارش، الگویی آشنا از فریب دیپلماتیک را یادآوری میکند؛ مشابه آنچه در مذاکرات برجام (۲۰۱۵) و خروج ترامپ از آن (۲۰۱۸) مشاهده شد، جایی که دیپلماسی به پوششی برای فشار حداکثری تبدیل گردید.
حال اصلاحطلبان در این شرایط و در حالی که حقیقت عریان آمریکا را در جنگ ۱۲ روزه مشاهده کردند، برای فرار از شراکت سیاسی با ناکامیهای دولت و وضعیت بغرنج اقتصاد کشور، علیه دولت میتازند.



