
به گزارش سایت ابرامباد، تاریخ در ساختمان شیشهای میرداماد با همان سناریوی همیشگی در حال تکرار است؛ محمدرضا فرزین که روزگاری برای مهار اسب سرکش ارز و آرام کردن طوفان قیمتها جایگزین علی صالحآبادی شده بود، اکنون خود به دلیل ناتوانی در کنترل بازار و ثبت رکوردهای عجیب قیمتی، در آستانه ترک اتاق ریاست کل بانک مرکزی قرار گرفته است.آمدن او حاصل یک شوک ارزی بود و رفتنش نیز نتیجهی شوکی سهمگینتر.
در حالی که تقویم به دیماه ۱۴۰۴ رسیده، نوسانات شدید ارزی و رسیدن قیمتها به اعداد باورنکردنی، دولت را مجاب کرده تا تغییرات در راس نهاد پولی کشور را کلید بزند. گزارشها حاکی از آن است که پنج چهره شاخص شامل دو وزیر پیشین اقتصاد، دو مدیر ارشد از بدنه بانک مرکزی و یک مقام مسئول از سازمان برنامه و بودجه، به عنوان گزینههای جدی برای تصدیگری این پست حساس مطرح شدهاند تا شاید بتوانند ترمز قیمتها را بکشند.
معمار هدفمندی یارانهها در ایستگاه آخر
محمدرضا فرزین، چهرهای نامآشنا در اقتصاد ایران است. او که متولد نوشآباد کاشان است، تحصیلات آکادمیک خود را از دانشگاه شهید بهشتی آغاز کرد و با اخذ دکتری اقتصاد از دانشگاه علامه طباطبایی، مسیر ترقی را پیمود. ستاره بخت او در آسمان سیاست ایران با روی کار آمدن دولت محمود احمدینژاد درخشیدن گرفت.
فرزین از لایههای میانی وزارت بازرگانی به سطح اول تصمیمگیریهای کلان رسید و به عنوان سخنگوی طرح تحول اقتصادی و دبیر ستاد هدفمندی یارانهها، نام خود را با یکی از بزرگترین جراحیهای اقتصادی تاریخ ایران گره زد. او که سابقه عضویت در شورای پول و اعتبار و ریاست صندوق توسعه ملی را نیز در کارنامه دارد، پس از پایان دولت دهم، به شبکه بانکی رفت و مدتی را در بانک کارآفرین و سپس بانک ملی سپری کرد.

از سودای وزارت تا ریاست بر بانک مرکزی
با بازگشت طیف مدیران سابق به عرصه قدرت در دولت سیزدهم، نام فرزین بار دیگر بر سر زبانها افتاد. هرچند ابتدا گمانهزنیها او را گزینه وزارت اقتصاد میدانستند، اما در نهایت کلید خزانه داری به خاندوزی رسید و فرزین راهی بانک ملی شد. سابقه همکاری او با شهید رئیسی در آستان قدس رضوی، اعتماد لازم را برای سپردن سکان بانک مرکزی در بحرانیترین شرایط ارزی دیماه ۱۴۰۱ فراهم کرد.
شکست سیاستهای تثبیت در برابر واقعیت بازار
فرزین زمانی وارد میرداماد شد که دلار از مرز ۴۴ هزار تومان عبور کرده بود. او با وعده ثبات و رونمایی از دلار ۲۸۵۰۰ تومانی سعی در مدیریت بازار داشت. اما اکنون که در دیماه ۱۴۰۴ ایستادهایم، دلار اعدادی فراتر از ۱۳۵ هزار تومان را تجربه میکند. این جهش ۲۰۶ درصدی در کمتر از سه سال، نشان داد که سیاستهای دستوری و وعدههایی همچون «حکمرانی ریال» یا ایجاد نهادهای موازی برای دور زدن تحریمهای بانکی، نتوانسته در برابر سیل تورم و انتظارات تورمی مقاومت کند.
نکته قابل تأمل، تحلیلهای او درباره تأثیرات بینالمللی بود. در شرایطی که دونالد ترامپ اکنون به عنوان رئیسجمهور فعلی آمریکا دومین دوره حضورش در کاخ سفید را سپری میکند، فرزین پیشتر مدعی بود که بازگشت او اثری بر اقتصاد ایران نخواهد داشت؛ ادعایی که بازار ارز با جهشی خیرهکننده پاسخ آن را داد.
کارنامهای با رکوردهای تاریخی
دوران ریاست فرزین با وعدههای رنگارنگی از جمله کنترل ناترازی بانکها و مهار تورم همراه بود. اگرچه اقداماتی برای انحلال یا ادغام برخی بانکهای ناتراز (مانند بانک آینده) آغاز شد، اما منتقدان بر این باورند که این نوشداروها بسیار دیرهنگام بوده و خود عاملی برای تشدید تورم شده است. تورم که همچنان در کانالهای بالا (۳۰ تا ۵۰ درصد) نوسان میکند و دلاریزه شدن اقتصاد که شتاب گرفته، میراث دورانی است که قرار بود با «تثبیت» آرام شود.
پیش از این، مجلس شورای اسلامی در واکنش به عبور دلار از مرز ۱۰۰ هزار تومان، عبدالناصر همتی (وزیر اقتصاد وقت در این دوره) را استیضاح کرده بود تا رکورد کوتاهترین دوره وزارت ثبت شود. اکنون به نظر میرسد ترکشهای این انفجار ارزی به صندلی ریاست کلی بانک مرکزی اصابت کرده و فرزین باید آماده تحویل کلید ساختمان میرداماد به نفر بعدی باشد؛ تغییری که باید دید آیا میتواند ترمز سقوط ارزش پول ملی را بکشد یا خیر.



