
به گزارش سایت ابرامباد، کلانشهر تهران با جمعیتی فراتر از ۱۵ میلیون نفر، در حال دستوپنج نرم کردن با فاجعهای است که شاید صدای مهیبی نداشته باشد، اما قدرت تخریبی آن میتواند آینده پایتخت را به کلی دگرگون کند. پدیده شوم «فرونشست زمین» که کارشناسان از آن به عنوان «زلزله خاموش» یاد میکنند، با سرعتی باورنکردنی در حال خالی کردن زیر پای شهروندان است و زیرساختهای حیاتی، بناهای مسکونی و میراث فرهنگی را به لبه پرتگاه نابودی کشانده است.
آمارهای تکاندهنده نشان میدهد که نرخ فرونشست در بخشهایی از تهران در سال جاری از مرز ۳۰ سانتیمتر عبور کرده است. برای درک عمق فاجعه کافیست بدانید این رقم ۶ تا ۷ برابر میانگین جهانی است. کانونهای اصلی این بحران، مناطق جنوب و جنوب غربی پایتخت، بهویژه مناطق ۱۷ تا ۲۱ و دشت ورامین هستند که در برخی نقاط شاهد نشست زمین با سرعت وحشتناک ۳۱ تا ۳۶ سانتیمتر در سال میباشند.
اگر جلوی این روند گرفته نشود، پدیدار شدن فروچالههای ناگهانی، شکافهای عمیق در شریانهای حیاتی و تهدید جدی برای خطوط مترو و فرودگاه امام خمینی دور از انتظار نخواهد بود. برای واکاوی این تهدید ملی، گفتگویی با دکتر مهدی زارع، استاد تمام پژوهشکده زلزلهشناسی انجام شده است که جزئیات آن را در ادامه میخوانید.
آیا فرونشست از زلزله خطرناکتر است؟
دکتر زارع در پاسخ به این سوال که آیا مقایسه فرونشست با زلزله صحیح است، توضیح داد: این پدیده نه تنها یک خطر فوری است، بلکه از نظر ماهیت خسارت، میتواند بسیار مخربتر از یک زلزله متوسط عمل کند. تفاوت اصلی در «برگشتناپذیری» است. زلزله در یک لحظه رخ میدهد و ویرانی به بار میآورد که قابل بازسازی است، اما فرونشست، مرگ تدریجی و دائمی زمین است.
وی افزود: وقتی زمین نشست میکند، زیرساختهای حیاتی مثل لولههای گاز، آب، و خطوط ریلی دچار تنش مداوم میشوند. مهمتر از همه، وقتی آبخوانها میمیرند و لایههای خاک به هم میچسبند، حتی اگر هزاران سال بگذرد، زمین دیگر قادر به ذخیره آب نخواهد بود. این یعنی نابودی ابدی منابع زیستی یک منطقه.
کدام مناطق تا یک دهه دیگر متروکه میشوند؟
طبق دادههای موجود، وضعیت دشتهای جنوبی و جنوب غربی تهران از مرز هشدار عبور کرده است. نرخ فرونشست ۲۵ تا ۳۶ سانتیمتری در دشت ورامین و شهریار، ناشی از غارت منابع آب زیرزمینی است. در حال حاضر ۷۰ درصد آب تهران از چاهها تامین میشود که رقمی غیرمنطقی است. اگر این روند ادامه یابد، تغییر شکل پوسته زمین میتواند حتی گسلهای خفته را تحریک کرده و خطر زلزله را نیز افزایش دهد.
آیا راه نجاتی باقی مانده است؟
بسیاری از مسئولین سعی دارند این پدیده را قابل مدیریت جلوه دهند، اما واقعیت میدانی چیز دیگری میگوید. دکتر زارع با صراحت بیان کرد: ما با «مرگ خاموش زمین» روبرو هستیم. در استانداردهای جهانی، نشست ۴ سانتیمتری یعنی وضعیت اضطراری؛ حال تصور کنید ما با ارقامی نزدیک به ۴۰ سانتیمتر مواجهیم! وقتی فضای بین ذرات خاک بسته شود، زمین میمیرد و این بخش از ماجرا غیرقابل بازگشت است.
با این حال، استاد زلزلهشناسی معتقد است هنوز پنجرهای کوچک برای «توقف» یا «کندی» فاجعه باز است. وی تاکید کرد: دیگر زمان توصیه گذشته است؛ نیازمند اقدامات ضربتی هستیم. پلمب فوری چاههای غیرمجاز، توقف کشت محصولات آببر در دشتهای بحرانی و تزریق مصنوعی آب به سفرههای زیرزمینی از جمله این اقدامات است. اگر حکمرانی آب تغییر نکند، در دهههای آینده بخشهایی از تهران و شهرهای اقماری نه بخاطر بیآبی، بلکه به دلیل فروپاشی فیزیکی زمین، غیرقابل سکونت خواهند شد.
متهم ردیف اول: برداشت بیرویه آب
در تحلیل نهایی، دکتر زارع سهم عوامل مختلف را اینگونه تفکیک کرد: برداشت بیرحمانه آبهای زیرزمینی با سهمی بیش از ۹۰ درصد، متهم اصلی فیزیکی این جنایت زیستمحیطی است. مدیریت ناکارآمد منابع آب که اجازه حفر چاههای متعدد را داده، ریشه اصلی مشکل است و توسعه شهری غیراصولی نیز به عنوان عامل تشدیدکننده، ابعاد انسانی فاجعه را گسترش داده است. توسعه سنگین شهری روی خاکهای سست جنوب تهران، دقیقا همان جایی که زمین در حال دهان باز کردن است، خسارات را دوچندان خواهد کرد.
به گزارش خبرگزاری ابرامباد، اکنون سوال ترسناک اینجاست که آیا نشست زمین میتواند ماشه زلزلههای ویرانگر تهران را نیز بکشد؟ آیا این دو پدیده مخرب دست در دست هم، پایانی تلخ را برای پایتخت رقم خواهند زد؟



