
به گزارش ابرامباد، نشست فصلی شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی در وین آغاز شده و پرونده هستهای ایران را بار دیگر در کانون توجه قرار داده است.در این برهه حساس، تصمیم ۳۵ عضو این شورا میتواند آینده روابط تهران و آژانس را تحت تأثیر قرار داده و بر میزان تنشها میان ایران و کشورهای غربی اثرگذار باشد. این نشست تا پایان هفته ادامه خواهد داشت و همانطور که دبیرخانه آژانس اعلام کرده، اجرای توافقنامه پادمانهای انپیتی و همچنین مفاد مربوط به قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل متحد درباره ایران، از جمله محورهای اصلی دستور کار است. در شرایطی که موضوع هستهای ایران در صدر اولویتهای این نشست قرار دارد، آمریکا به همراه سه کشور اروپایی شامل بریتانیا، فرانسه و آلمان، در تلاشاند تا قطعنامهای تازه علیه تهران به تصویب برسانند؛ قطعنامهای که در صورت تأیید، ممکن است راه را برای ارجاع مجدد پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل هموار کند.
تهران به این تلاشهای غرب واکنش نشان داده است. سخنگوی وزارت امور خارجه، اسماعیل بقائی، در یک نشست خبری، درباره تلاشهای اخیر برای ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت چنین گفت: «پیشنویس قطعنامه فعلی بر پایه گزارشی است که از سوی رافائل گروسی، مدیرکل آژانس منتشر شده است. ما پیش از این نیز بارها شاهد چنین الگویی بودهایم؛ هرگاه که طرفهای غربی در مسیر خود با بنبست مواجه میشوند، به سراغ آژانس و شخص گروسی میروند تا فشارها را افزایش دهند.»

او در ادامه صحبتهای خود توضیح داد که این رویکرد از چندین منظر بیاساس و فاقد منطق است. بقائی خاطرنشان کرد: «از جنبه حقوقی، آنها پیش از این ادعا میکردند که مکانیزم بازگشت خودکار تحریمها موسوم به “اسنپبک”، قطعنامههای قبلی را احیا کرده است. اما این اقدام جدید، خود نقض همان ادعاهای آنهاست و موضع ایران، چین و روسیه را تأیید میکند که از ابتدا “اسنپبک” را غیرقابل اجرا میدانستیم.» سخنگوی دستگاه دیپلماسی ایران اضافه کرد: «نکته دوم، از دست رفتن اعتبار مسیر دیپلماتیک سه کشور اروپایی است و نکته سوم آنکه خواستههای مطرح شده از سوی آنها غیرمنطقی و نامعقول به نظر میرسد.» او همچنین اظهار داشت: «آمریکا عامل اصلی وضعیت کنونی است و اگر آژانس در برخی موارد به دسترسی کامل نرسیده، نتیجه اقدامات خصمانه و جنایتآمیز ایالات متحده و رژیم صهیونیستی است. این کشورها خود مسیر همکاری را مسدود کردهاند و اکنون به آژانس پناه آوردهاند.» بقائی تأکید کرد: «این حرکات نشانهای از سوءنیت بوده و هدفشان تشدید وضعیت موجود است. ایران قطعاً تدابیر لازم را در برابر هرگونه اقدام احتمالی خواهد اندیشید و همانطور که گفتهاند، آزمودن دوباره آنچه قبلاً آزموده شده، خطاست.»
تنشها میان تهران و آژانس همچنان پا برجاست و اختلاف اصلی بر سر مسائل پادمانی، میزان دسترسی بازرسان و نحوه راستیآزمایی وضعیت تأسیسات و ذخایر هستهای ایران متمرکز است. ایران با اشاره به خسارات وارده به برخی از تأسیسات خود در پی حملات دوازدهروزه، بر لزوم تعریف چارچوبهای جدید برای بازرسی از این مراکز تأکید دارد. در مقابل، آژانس خواستار دسترسیهای گستردهتر و اطلاعاتی است که امکان ارزیابی و تأیید برنامه هستهای ایران را فراهم آورد. رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، پیش از این نشست ادعاهایی را درباره حجم ذخایر اورانیوم ایران مطرح کرده است. با این حال، او در مورد برخی گمانهزنیها پیرامون فعالیتهای هستهای در منطقه کوه کلنگ، توضیح داد که اگرچه نمیتوان این فرضیه را به طور کامل رد کرد، اما مدارک مستدلی برای تأیید آن در دست نیست.
حال این سوال مطرح است: سرنوشت پرونده هستهای ایران در وین گره میخورد یا به نیویورک کشیده میشود؟ تهران از دیدگاه حقوقی بر این باور است که قطعنامه ۲۲۳۱ سازمان ملل متحد در بازه زمانی مشخص خود به پایان رسیده و تلاش کشورهای غربی برای احیای قطعنامههای پیشین شورای امنیت سازمان ملل فاقد هرگونه پایه و اساس حقوقی است. در مقابل، طرفهای غربی بر دغدغههای پادمانی و ضرورت راستیآزمایی جامع برنامه هستهای ایران اصرار دارند. در این میان، نگرانی اصلی تنها به تصویب یک قطعنامه محدود نمیشود؛ بلکه پیامدهای احتمالی آن بر ثبات و امنیت منطقه است. تجربه حملات دوازدهروزه نشان داد که فاصله میان پیشرفتهای دیپلماتیک و آغاز اقدامات نظامی تا چه حد میتواند کوتاه باشد. به همین دلیل، برخی از مقامات و تحلیلگران سیاسی در ایران نسبت به ارتباط فشارهای وارده از سوی شورای حکام آژانس و امکان شکلگیری سناریوهای نظامی هشدار دادهاند. با این وجود، لازم به ذکر است که یک قطعنامه از سوی شورای حکام، به تنهایی مجوز شروع جنگ نیست و حتی در صورت ارجاع پرونده به شورای امنیت سازمان ملل، کشورهایی نظیر روسیه و چین به عنوان اعضای دائم، حق وتو دارند.
در حال حاضر، سه سناریوی اصلی پیش روی پرونده هستهای ایران قرار دارد: نخست، تعدیل قطعنامه پیشنهادی و ادامه مسیر گفتوگو؛ دوم، تصویب قطعنامهای با لحن تندتر و افزایش فشار بر تهران؛ و سوم، ناکامی تلاشهای غرب و بازگشت پرونده به مسیر مذاکرات فنی. تصمیماتی که در وین اتخاذ میشود، فراتر از تعیین سرنوشت یک جلسه عادی آژانس است. این تصمیمات نقش حیاتی در مشخص کردن این موضوع خواهد داشت که آیا پرونده هستهای ایران در مسیر دیپلماسی باقی خواهد ماند یا دوباره از وین به سمت نیویورک و شورای امنیت سازمان ملل گام برمیدارد. همانطور که سخنگوی وزارت امور خارجه ایران به صراحت هشدار داده است: «آزموده را آزمودن خطاست.» این عبارت را میتوان واضحترین موضعگیری تهران در آستانه تصمیمگیری شورای حکام دانست؛ پیامی آشکار مبنی بر اینکه ایران صدور هرگونه قطعنامه جدید را تنها یک اقدام فنی نمیداند، بلکه آن را بخشی از تلاشی گستردهتر برای تشدید فشارها ارزیابی کرده و خود را برای هرگونه پاسخی در قبال سناریوهای احتمالی آماده کرده است.



