
به گزارش سایت ابرامباد، دریاچه ارومیه که روزگاری بزرگترین پهنه آبی شور در کشور و یکی از ارزشمندترین تالابهای بینالمللی به شمار میرفت، اکنون در وضعیتی بحرانی قرار دارد.دکتر مهدی زارع، استاد برجسته پژوهشکده بینالمللی زلزلهشناسی، در تحلیل وضعیت این دریاچه معتقد است که ریشه اصلی این فاجعه را نباید صرفاً در تغییرات اقلیمی جستجو کرد، بلکه مداخلات مخرب انسانی عامل اصلی این نابودی است. او هشدار میدهد که حجم برداشتی از منابع آب زیرزمینی منطقه، بیش از چهار برابر کل حجم فعلی آب دریاچه است و تا زمانی که این روند متوقف نشود، هیچ امیدی به احیای آن نخواهد بود.

گذار از نوسانات طبیعی به تخریب انسانی
دکتر زارع با اشاره به اینکه بحران فعلی از اواسط دهه ۷۰ خورشیدی آغاز شده است، تأکید میکند که خشک شدن امروز دریاچه با تغییرات تاریخی گذشته تفاوت ماهوی دارد. در حالی که کاهش بارشها حدود ۲۱ درصد بوده، اما ورودی آب به دریاچه بیش از ۵۰ درصد افت کرده است. این مسئله نشاندهنده تاثیر مستقیم فعالیتهای بشری است. از سال ۱۹۹۵ تاکنون، حدود ۹۰ درصد از مساحت و ۹۵ درصد از حجم آب این نگین فیروزهای از دست رفته و به یک شوره زار وسیع تبدیل شده است.
گسترش بیرویه اراضی کشاورزی از ۱۵۰ هزار هکتار در ابتدای انقلاب به بیش از ۶۰۰ هزار هکتار، احداث ۷۰ سد در حوضه آبریز و حفر بیش از ۷۳ هزار چاه که بخش بزرگی از آنها غیرقانونی هستند، رگهای حیاتی دریاچه را خشک کردهاند. علاوه بر این، احداث جاده میانگذر ۱۵ کیلومتری نیز چرخه طبیعی آب را مختل کرده و به این بحران دامن زده است.

طوفانهای نمکی؛ تهدیدی برای سلامت میلیونها نفر
تبدیل شدن بستر دریاچه به کانونهای بزرگ گرد و غبار و نمک، یکی از خطرناکترین پیامدهای این وضعیت است. ذرات معلق حاوی نمک و فلزات سنگین نه تنها سلامت میلیونها ساکن منطقه را به خطر انداخته، بلکه باعث شور شدن زمینهای کشاورزی اطراف و نابودی اقتصاد روستایی شده است. این وضعیت نشان میدهد که خشک شدن دریاچه ارومیه یک مسئله زیستمحیطی ساده نیست، بلکه یک تهدید امنیتی و سلامت عمومی برای کل منطقه محسوب میشود.
وضعیت فاجعهبار در سال ۱۴۰۴
بر اساس آخرین دادهها و تصاویر ماهوارهای، وسعت دریاچه در سال ۱۴۰۴ به حدود ۵۸۱ کیلومتر مربع و حجم آب آن به نیم میلیارد متر مکعب کاهش یافته است. میزان شوری آب به حد اشباع (۳۰۰ تا ۴۰۰ گرم در لیتر) رسیده و بخشهای عظیمی از این حوضه اکنون به انباشتهای ضخیم نمک تبدیل شدهاند که نشاندهنده ناکارآمدی بسیاری از اقدامات انجام شده است.

پمپاژ آب زیرزمینی؛ تیر خلاص به پیکر دریاچه
زارع معتقد است پمپاژ لجامگسیخته آبهای زیرزمینی همان «قاتل خاموشی» است که اجازه بازگشت زندگی به دریاچه را نمیدهد. او میگوید تا زمانی که مصرف آب کشاورزی در منطقه ۴۰ درصد کاهش نیابد، پروژههای انتقال آب تنها مانند مسکنهای موقتی عمل میکنند. وجود حدود ۱۰۰ هزار چاه در منطقه باعث شده تا ارتباط طبیعی میان سفرههای زیرزمینی و دریاچه قطع شود. در حال حاضر، سالانه بین ۱.۲ تا ۲.۲۶ میلیارد متر مکعب آب از زیر زمین پمپاژ میشود که این رقم معادل چهار برابر حجم فعلی آب دریاچه است. این فشار بیسابقه باعث فرونشست زمین و نابودی دائمی ظرفیت ذخیرهسازی آب در منطقه خواهد شد.



