
به گزارش ابرامباد، سید عباس عراقچی، دیپلمات ارشد ایرانی، در همایشی با عنوان «فراخوانی برای یک دگرگونی جهانی؛ بازگرداندن توسعه به کانون توجه، احیای انسانیت و استقرار دوباره عدالت در جهانی آشفتهتر»، دیدگاههای جمهوری اسلامی ایران را مطرح کرد.این دیپلمات با خطاب قرار دادن حضار محترم، تأکید کرد که گردهمایی حاضر برای بررسی موضوعی صورت گرفته که نه تنها منعکسکننده چالشهای امروز جهانی است، بلکه بار مسئولیت مشترکی را بر دوش همگان میگذارد. او از ضرورت “یک دگرگونی بنیادین جهانی برای بازگرداندن توسعه به اولویت، احیای کرامت انسانی و برقراری عدالت در دنیایی پرآشوب” سخن گفت. عراقچی ادامه داد که جهان کنونی بیش از هر زمان دیگری محتاج یک تغییر مسیر اساسی است؛ زیرا جنگ، مداخلات نظامی، تحریمهای اقتصادی و اعمال زور، به جای آنکه پدیدههایی استثنایی باشند، به ابزارهای رایج در سیاست بینالملل بدل گشتهاند. او با طرح این پرسش اساسی که “چگونه به این نقطه رسیدهایم؟”، به ناتوانی نظام بینالملل در جلوگیری از جنگ، حفاظت از صلح، صیانت از کرامت انسانی و اجرای عدالت در برابر تجاوزات، کشتار غیرنظامیان و نقض آشکار قوانین بینالمللی اشاره کرد.
او در پاسخ به این پرسش، واقعیت تلخ دههها مداخلهگری خارجی، فشارهای نظامی و جنگهای مکرر در منطقه خاورمیانه را عامل اصلی دانست. به باور وی، این تجربیات ثابت کردهاند که مداخله نظامی هرگز به امنیت پایدار منجر نمیشود و اِعمال زور و اجبار راهگشای صلح نخواهد بود. بلکه برعکس، جنگ به یک ابزار عادی در روابط بینالملل تبدیل شده و چرخهای بیپایان از خصومت و درگیری را دامن زده است.
معاون وزیر امور خارجه پیشین ایران، فاجعه غزه و جنایات جاری رژیم صهیونیستی را از آشکارترین و وحشتناکترین نمونههای این الگوی ناکارآمد توصیف کرد. او وضعیت غزه را فراتر از یک فاجعه انسانی قلمداد نمود و آن را محکی برای وجدان و مسئولیت جمعی جهانیان دانست. وی هشدار داد که کشتار بیرحمانه غیرنظامیان، آوارگی اجباری، مجازات گروهی و ویرانی زیرساختهای حیاتی، هنگامی که بدون واکنش مؤثر رها شود، دامنه آن به کشورهای همسایه مانند لبنان نیز کشیده خواهد شد.
عراقچی تأکید کرد که یک الگوی خطرناک در حال شکلگیری است؛ الگویی که در آن قدرت نظامی نه تنها آخرین گزینه نیست، بلکه به ابزاری همیشگی برای تغییر شکل دادن به نقشه سیاسی و امنیتی منطقه بدل شده است. در چنین فضایی، تجاوزگری به یک امر عادی تبدیل میشود، تشدید درگیریها جنبه نهادینه به خود میگیرد و تخریب، به جای آنکه صرفاً پیامد جنگ باشد، به ابزاری برای پیشبرد مقاصد سیاسی مبدل میشود. او افزود که این روند مخرب تنها در مرزهای غزه و لبنان محدود نمانده است.
به گفته او، تهاجم نظامی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی علیه ایران نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است؛ یک جنگ غیرقانونی، ناعادلانه و تجاوزگرانه که بدون هیچگونه تحریک قبلی آغاز شد. این اقدامات را بخشی از یک چرخه گستردهتر از تجاوزات بیمجازات دانست که شامل ترورهای هدفمند مقامات ایرانی، تهدید شخصیتهای سیاسی و نقض حاکمیت ملی کشورها میشود. او هشدار داد که اگر جامعه جهانی به این اقدامات پاسخی قاطع ندهد، به تدریج مرزهای تعیینشده حقوق بینالملل از بین خواهد رفت.
او خاطرنشان کرد که پیامد چنین سیاستهایی چیزی جز فجایعی نظیر کشتار ۱۶۸ دانشآموز بیگناه در میناب نخواهد بود. وی تأکید کرد که قربانیان اینگونه جنایات صرفاً اعدادی در آمارهای جنگ نیستند؛ بلکه پشت هر زندگی از دست رفته، یک خانواده، یک آینده و یک جهان نهفته است. او از جامعه جهانی پرسید: “این روند تا کجا ادامه خواهد یافت؟ چه زمانی خواهیم گفت که دیگر کافی است؟”
این دیپلمات با تأکید بر اهمیت این موضوع، اظهار داشت که اگر قوانین بینالمللی تنها زمانی که با منافع قدرتهای بزرگ سازگار باشد رعایت شوند، دیگر نمیتوان از حکمرانی قانون سخن گفت. او افزود، در صورتی که حقوق بشر برای برخی ملتها یک حق طبیعی و برای دیگران امتیازی مشروط تلقی شود، هرگز نمیتوان آن را جهانی و فراگیر نامید. عراقچی تصریح کرد که اگر سازمانهای بینالمللی، از جمله سازمان ملل، در برابر تجاوزات سکوت کرده و ناقضان حقوق بینالملل را مسئول ندانند، اعتبار و مشروعیت این نهادها به طور طبیعی خدشهدار خواهد شد.
وی اما راهکار را در نادیدهگرفتن چندجانبهگرایی ندانست. بلکه برعکس، اظهار داشت که جهان امروز بیش از پیش به چندجانبهگرایی واقعی، کارآمد و عادلانه نیازمند است. به عقیده او، دگرگونی جهانی مستلزم اراده و شجاعت سیاسی برای تغییر مسیر کنونی است: از رویکرد نظامیگرایانه به سمت توسعه پایدار، از مداخلهگری به احترام به حق حاکمیت ملی، از مجازات گروهی به حمایت از شهروندان بیگناه، از پاسخگویی انتخابی به سوی عدالت فراگیر، و از درگیریهای بیپایان به سمت صلحی پایدار.
عراقچی این تغییر مسیر را نه یک انتخاب ایدهآلگرایانه، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر دانست. او تأکید کرد که باید پذیرفت هر جنگی بهایی فراتر از میدان نبرد دارد. در حالی که مالیاتدهندگان هزینههای مالی آن را تأمین میکنند، مردم عادی سنگینترین بها را با از دست دادن جان، خانه، آینده و امنیت خود میپردازند. او خاطرنشان کرد که جهان به نسل دیگری از جنگهای بیپایان، استقرار نظامیان بیشتر، مداخلهگری و خونریزی افزونتر نیاز ندارد.
آنچه جهان واقعاً بدان نیاز دارد، یک الگوی جدید است؛ الگویی که در آن توسعه به عنوان جزء جداییناپذیر امنیت قلمداد شود، حق حاکمیت کشورها مورد احترام قرار گیرد، قوانین بینالمللی بدون تبعیض و به طور یکسان بر همه اجرا گردد و هیچ منفعت سیاسی، استراتژیک یا ژئوپلیتیکی بر ارزش جان انسانها مقدم شمرده نشود.
او در ادامه افزود: “در خاورمیانه، امنیت پایدار را نمیتوان از خارج منطقه تحمیل کرد. امنیت این منطقه باید از درون آن شکل گیرد. کشورهای منطقه باید قادر باشند در مورد امنیت، ثبات، توسعه و آینده مشترک خود گفتگو کنند و راهکارهای مناسب را بدون دخالت قدرتهای خارجی بیابند.”
عراقچی تأکید کرد که این رویکرد برای جمهوری اسلامی ایران صرفاً یک نظریه انتزاعی نیست، بلکه نتیجه تجربهای تاریخی و درسی است که ملت ایران بهای سنگینی برای آن پرداخته است. او اظهار داشت: “ما معتقدیم امنیت پایدار تنها از طریق گفتگو، ایجاد اعتماد، همکاری و احترام متقابل میان کشورهای منطقه به دست میآید، نه از طریق حضور نظامی قدرتهای بیگانه و تحمیل خواستههایشان.”
در پایان سخنانش، عراقچی خطاب به حاضران اظهار داشت که جامعه بینالمللی امروز در آستانه یک تصمیم تاریخی و تمدنی قرار گرفته است. او گفت: “ما میتوانیم همین راه را ادامه دهیم؛ راهی که به نظامیگری، مداخله، تقابل و جنگهای بیپایان ختم میشود. یا میتوانیم اراده و شجاعت لازم را برای تغییر این مسیر داشته باشیم. میتوانیم توسعه را بار دیگر محوریت بخشیم. میتوانیم کرامت انسانی را بر ملاحظات قدرت ترجیح دهیم. میتوانیم عدالت را از چنگ انحصار و انتخابگری رها کنیم و بار دیگر به قوانین بینالمللی معنا و اعتبار حقیقی ببخشیم.” او این تغییر بنیادین را نیاز امروز جهان دانست و تأکید کرد که زمان این دگرگونی، نه فردا و نه در آیندهای نامعلوم، بلکه همین اکنون است.



