
به گزارش ابرامباد، برای نخستین بار در سه دهه اخیر، بانکهای مرکزی جهان حجم طلای ذخیره شده خود را نسبت به اوراق خزانهداری آمریکا افزایش دادهاند.این تغییر چشمگیر، نشانهای از کاهش نفوذ دلار و اعتبار ایالات متحده در عرصه اقتصاد جهانی تلقی میشود، هرچند آمریکا همچنان قدرت غالب اقتصادی است. اما این موج جدید میتواند مسیر رویدادهای آتی جهان را تا حد زیادی مشخص کند.

با توجه به اینکه طلا همواره یکی از مهمترین گزینههای سرمایهگذاری در ایران بوده، این تحول جهانی میتواند تأثیرات عمیقی بر بازار داخلی طلا نیز بگذارد. در همین راستا، سید محسن تهامی، کارشناس برجسته بازار طلا، در گفتوگویی جامع به تحلیل دلایل این پدیده و آینده پیش روی بازار طلا پرداخته است.

چرا بانکهای مرکزی جهان ذخایر طلای خود را به اوراق خزانهداری آمریکا ترجیح میدهند؟
به گفته این کارشناس، این اتفاق تاریخی که پس از ۳۰ سال رخ داده، ریشه در عوامل بنیادی اقتصاد کلان دارد. زمانی که با تورم ناشی از افزایش پایه پولی مواجه هستیم و این تورم با رشد اقتصادی همراه نیست، نرخ بهره پایینتر از تورم به افزایش تقاضا و در نهایت رشد قیمت طلا منجر میشود. عامل حیاتی دیگری که باید در نظر گرفت، «ثبات سیاسی» است. جنگ تجاری میان آمریکا و چین، دستگیری رئیسجمهور ونزوئلا توسط آمریکا و تهدیدات نظامی علیه ایران توسط آمریکا و اسرائیل، همگی از عواملی هستند که ثبات سیاسی جهانی را تضعیف کرده و تمایل به طلا را افزایش میدهند.
علت جذابیت اوراق خزانهداری آمریکا در گذشته چه بود؟
آقای تهامی توضیح میدهد که از سال ۱۹۹۰ تا حدود ۲۰۱۰، میل به خرید اوراق خزانهداری آمریکا رو به افزایش بود. این دوره مصادف با رشد اقتصادی قدرتمند آمریکا و تلاش این کشور برای جذب سرمایههای خارجی بود. اما بحران مالی سال ۲۰۰۸ نقطه عطفی بود که چین را وادار کرد تا اقتصاد خود را تا حدودی از آمریکا مستقل کند. نتیجه این سیاستگذاری، مازاد عرضه در چین در سال ۲۰۱۴ بود.
برای غلبه بر این چالش، چین تمرکز سرمایهگذاری خود را از تولید به سمت تقویت قدرت خرید مردم تغییر داد و با تزریق پول به بازار، سطح زندگی را ارتقا بخشید (مثلاً افزایش متوسط تعداد خودروها در هر خانواده). در پی این استراتژی، چین تصمیم گرفت منابع مالی خود را از آمریکا خارج کند، اما ایالات متحده توان پرداخت یکجای این بدهی را نداشت. از این رو، آمریکا برای جبران بدهی خود، شروع به چاپ گسترده پول کرد. این روند چاپ پول به حدی تسریع شد که در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما، معادل ۱۰۰ سال قبل از آن پول چاپ شد. این سیاست در دوران ریاست جمهوری ترامپ، بایدن و مجدداً در دوران ریاست جمهوری ترامپ ادامه یافت و سرعت چاپ پول از یک دوره ۱۰۰ ساله به ۱۰ سال، سپس ۵ سال و در حال حاضر به یک سال کاهش یافت.
نقطه اوج این تحولات، سال ۲۰۲۰ و شیوع همهگیری کرونا بود. در آن زمان، فدرال رزرو و سایر بانکهای مرکزی جهان نرخ بهره را به شدت کاهش دادند که این امر به تورم فزایندهای منجر شد. پس از آن، جنگ روسیه و اوکراین این تورم را به «تورم چسبنده» تبدیل کرد که رکود اقتصادی در چین را در پی داشت. با وجود تلاشهای چین برای خروج از این رکود با سیاستهای انبساطی، موفقیت حاصل نشد و این رکود همچنان در آنجا ادامه دارد. تمامی این عوامل دست به دست هم دادند تا خرید طلا توسط بانکهای مرکزی جهان به شدت افزایش یابد.
نقش بازارهای رقیب در این تغییر رویکرد چقدر است؟
تهامی با اشاره به رکود تورمی و رکود بازار مسکن در سراسر جهان، بیان میکند که سرمایهگذاری در سهام، تولید و سایر بخشها کاهش یافته است. اما عامل مهم دیگر، «ترس سرمایهگذار» است. ادامه جنگ روسیه و اوکراین، احتمال درگیری میان چین و تایوان و دیگر پارامترهای ژئوپلیتیکی، همگی شاخص ترس را به اوج رساندهاند. همچنین، بیاعتمادی به عملکرد دولتها و آشفتگی در بازارهای پولی، از جمله دلایلی هستند که بانکهای مرکزی جهان را به افزایش بیسابقه ذخایر طلا در مقایسه با اوراق خزانهداری سوق دادهاند.
آیا طلا در آینده با سقوط شدیدی مواجه خواهد شد؟
این نگرانی بیجا نیست، اما به نظر این کارشناس، این نگرانی زودتر از موعد مطرح شده است. او تأکید میکند که طلا همیشه یک پیشگو بوده است؛ درست همانطور که در سال ۲۰۰۵ و پیش از فروپاشی مالی-اقتصادی، طلا رشد چشمگیری را آغاز کرد و تا ۲۰۰۰ دلار افزایش یافت، اما پس از فروپاشی به ۱۲۰۰ دلار کاهش یافت. در شرایط کنونی و با توجه به تحلیلهای ارائه شده، سید محسن تهامی پیشبینی میکند که قیمت هر اونس طلا میتواند تا پایان سال ۲۰۲۶ حتی از مرز ۵۰۰۰ دلار نیز عبور کند. اما پس از آن، در پی یک فروپاشی مالی-اقتصادی احتمالی، قیمت به محدوده ۳۰۰۰ دلار کاهش خواهد یافت. البته این سناریو به شرط برقراری ثبات سیاسی و کاهش درگیریهای نظامی در سطح جهان محقق خواهد شد.



