
به گزارش ابرامباد، ماده مخدری با نام فریبنده «گل» که عوارضی ویرانگر و هولناک به همراه دارد، متأسفانه در سالهای اخیر به شکل چشمگیری در میان نوجوانان و جوانان ایرانی شیوع یافته است.دورانی که اعتیاد یک تابوی بزرگ اجتماعی بود سپری شده و امروزه، مصرف مواد مخدر در بسیاری از محافل به امری علنی تبدیل شده است.
در این میان، «گل» به محبوبترین ماده مخدر در میان نسل جوان بدل شده است؛ مادهای که برخلاف نام دلنشینش، سرنوشتی جز سیاهی و تباهی برای مصرفکننده رقم نمیزند. سعید صفاتیان، پژوهشگر و درمانگر حوزه اعتیاد، در گفتوگویی به تشریح ابعاد خطرناک این ماده میپردازد و توضیح میدهد که «گل» یک ماده طبیعی نیست، بلکه محصول دستکاریهای ژنتیکی روی گیاه شاهدانه است. او میگوید: «همانطور که عیار تریاک را با مورفین آن میسنجند، قدرت حشیش و производные آن مانند گل، با مادهای به نام THC سنجیده میشود که در نتیجه این تغییرات ژنتیکی، غلظت آن به شدت افزایش یافته است.»

آیا «گل» در همه جا یکسان است؟
صفاتیان تأکید میکند که ماده مصرفی در نقاط مختلف کشور، کیفیت و قدرت یکسانی ندارد. «گلی که امروز در ایران توزیع میشود، یک ماده تراریخته است. این دستکاری ژنتیکی باعث شده غلظت ماده مؤثر THC در آن از ۱۵ درصد تا ۳۰ درصد متغیر باشد. بنابراین، نمیتوان گفت همه مصرفکنندگان اثر یکسانی را تجربه میکنند، درست مانند اینکه بگوییم همه تریاکها خلوص یکسانی دارند.»
کشت خانگی و سهولت دسترسی
یکی از نگرانکنندهترین ویژگیهای این مخدر، امکان کشت آسان آن حتی در یک گلدان کوچک خانگی است. به گفته این کارشناس، گلی که در خانه کاشته میشود، تفاوتی با محصولی که مافیای مواد مخدر میفروشند، ندارد و این زنگ خطری جدی برای خانوادههاست تا مراقب فرزندان خود باشند. آمارها و مشاهدات میدانی درمانگران نشان میدهد که مصرف گل، بهویژه در میان نوجوانان و دختران جوان، روندی صعودی دارد و قبح این مسئله در فضاهای عمومی مانند پارکها شکسته شده است.

چرا جوانان به سمت «گل» کشیده میشوند؟
این پژوهشگر اعتیاد، دلایل متعددی را برای این گرایش رو به رشد برمیشمرد. تغییر ساختارهای اجتماعی، شاغل بودن هر دو والدین و کاهش نظارت بر فرزندان، از جمله عوامل زمینهساز هستند. او میافزاید: «کنجکاوی، لذتجویی، ناامیدی از آینده، در دسترس بودن آسان، قیمت پایین، فشار گروه همسالان، اختلافات خانوادگی و مشکلات اقتصادی، مجموعهای از دلایل اصلی هستند که یک نوجوان را به سمت مصرف سوق میدهند.» وقتی یک جوان میبیند والدین تحصیلکردهاش شغل مناسبی ندارند یا با مشکلات مالی دستوپنجه نرم میکنند، حس ناامیدی او را به سمت راههای فرار مانند مواد مخدر میکشاند.
عوارض جسمی و روانی؛ از جنون تا مرگ
پیامدهای مصرف گل به دو دسته جسمی و روانی تقسیم میشود. بیشترین آسیبهای فیزیکی متوجه کلیه، کبد، قلب و سیستم فشار خون است. اما عوارض روانی آن به مراتب ویرانگرتر است. صفاتیان هشدار میدهد: «گل یک روانگردان قوی است که عوارضی چون توهم شدید، هذیانگویی، اختلال شخصیت، اضطراب و استرس مزمن را به دنبال دارد.»
فرد مصرفکننده توانایی حفظ شغل، خانواده و روابط اجتماعی سالم را از دست میدهد. به دلیل اختلال در تشخیص فاصله، تصادفات رانندگی مرگبار نیز از دیگر تبعات آن است. در موارد شدید، کار مصرفکننده به بستری شدن دائمی در تیمارستان میکشد. خودکشی، قتل و ارتکاب جرایم خشن نیز از دیگر نتایج تلخ مصرف این ماده خطرناک است.

سرنوشت مصرفکنندگان چیست؟
این درمانگر اعتیاد توصیهای تکاندهنده برای مصرفکنندگان دارد: «اگر میخواهید عاقبت مصرف گل را ببینید، سری به مراکز درمانی اعتیاد یا تیمارستانها بزنید. با افرادی صحبت کنید که روزی مثل شما مصرفکننده بودند و ببینید به چه سرنوشتی دچار شدهاند.» مصرف این مخدر بیماریهای روانی مقاوم به درمانی مانند افسردگی و اضطراب شدید ایجاد میکند که یا بهسختی کنترل میشوند یا هرگز درمان نخواهند شد.
یکی از دلایل اصلی شیوع گسترده این مخدر، دسترسی فوقالعاده آسان به آن است. به گفته صفاتیان، یک فرد میتواند در کمتر از ۱۰ دقیقه به گل دسترسی پیدا کند و قیمت پایین آن نیز برای جیب یک نوجوان بسیار مناسب است.
منشأ «گل»؛ تولید داخلی یا واردات؟
با توجه به حجم بالای مصرف، قطعاً تولید داخلی نیز وجود دارد، اما بخش عمده نیاز بازار از طریق قاچاق تأمین میشود. این کارشناس با اشاره به یک تهدید منطقهای میگوید: «سالهاست که هشدار میدهم عراق در همسایگی ما در حال تبدیل شدن به قطب تولید حشیش و گل است و افغانستان نیز تولید مواد روانگردان را جایگزین تریاک کرده است. این تحولات نیازمند برنامهریزی بلندمدت برای جلوگیری از ورود این مواد به کشور است.»

انتقاد از عملکرد نهادهای مسئول
صفاتیان معتقد است که دستگاههای متولی، بهویژه ستاد مبارزه با مواد مخدر، باید تمرکز خود را بر روی پیشگیری، خصوصاً برای نوجوانان، قرار دهند. او با انتقاد از موازیکاری و نبود یک برنامه منسجم میان نهادهایی چون آموزش و پرورش، قوه قضائیه، نیروی انتظامی و بهزیستی، میگوید: «ستاد مبارزه با مواد مخدر با وجود صرف بودجههای میلیاردی، خروجی مؤثری بهویژه در حوزه پیشگیری نداشته و گاهی مانند ترمزی برای سایر دستگاهها عمل میکند. شاید اگر این ستاد کوچکسازی یا حتی تعطیل شود و بودجه آن مستقیماً در اختیار نهادهای اجرایی قرار گیرد، نتایج بهتری حاصل شود.»



