
به گزارش ابرامباد، فاجعه طبیعی زلزله مهیب طبس با بزرگی ۷.۴ ریشتر، در حالی رخ داد که جامعه ایران درگیر بحرانی عمیق بود.تنها هشت روز پس از واقعه تلخ «جمعه سیاه» در میدان ژاله تهران، کشور تحت حکومت نظامی قرار داشت و امواج اعتراضات مردمی علیه رژیم پهلوی به اوج خود رسیده بود. در چنین بستر پرتلاطمی، واکنش دولت به این بلای طبیعی گسترده، ناگزیر تحت شعاع فضای سیاسی ملتهب آن دوران قرار گرفت.
بر اساس اظهارات زارع، پس از وقوع این زلزله ویرانگر، علاوه بر اقدامات رسمی دولت و نیروهای مسلح برای امداد و نجات، طیف وسیعی از گروههای مدنی و جریانهای سیاسی نیز به سرعت وارد عمل شدند. او توضیح میدهد که چگونه فعالان مذهبی، دانشجویان، تشکلهای چپگرا و شبکههای مردمی، بخش قابل توجهی از عملیات امدادرسانی را مستقل از ساختارهای حکومتی سازماندهی و اجرا کردند.
در این میان، روحانیون با بهرهگیری از ظرفیتهای گسترده مساجد، حوزههای علمیه و کمکهای مردمی از سوی بازاریان، به جمعآوری و ارسال اقلام ضروری برای آسیبدیدگان پرداختند. همزمان، گروههای دانشجویی و فعالان چپگرا نیز در عملیات حیاتی جستجو برای یافتن مفقودین، آواربرداری از مناطق تخریب شده و توزیع عادلانه کمکهای اولیه مشارکت فعال داشتند.
به گفته زارع، حضور پررنگ و مستقل این گروههای اپوزیسیون، امدادرسانی را از صرف یک عمل خیرخواهانه فراتر برد و به میدانی برای نمایش تواناییهای سازماندهی اجتماعی و نفوذ آنها در میان مردم تبدیل کرد. در مقابل، رسانههای وابسته به حکومت، تلاش میکردند تا بیشتر بر روی اقدامات دولت و ارتش در انتقال نیرو، تجهیزات و رسیدگی به نیازهای زلزلهزدگان تمرکز کنند.
این گونه بود که زلزله طبس، از یک بحران طبیعی محض خارج شد و به تعبیر زارع، به آوردگاهی برای رقابت میان شبکههای رسمی و غیررسمی در ارائه خدمات و جلب اعتماد عمومی مبدل گشت؛ موضوعی که در ماههای سرنوشتساز منتهی به پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، ابعاد و اهمیت سیاسی عمیقتری یافت و به یکی از چالشهای اصلی رژیم وقت تبدیل شد.



