
به گزارش ابرامباد، در حالی که نمایندگان مجلس طرحی برای مقابله با نفوذ امنیتی ارائه دادهاند که مخالفت گستردهای را در میان مسئولان و مردم به دنبال داشته، این پرسش اساسی مطرح میشود: آیا این طرح قادر است به معضل فیلترشکنها و آسیبهای امنیتی ناشی از آن رسیدگی کند؟فیلترشکنهایی که به اذعان مقامات، از عوامل کلیدی در پروندههای نفوذ بوده و حتی در ترور برخی فرماندهان برجسته کشور نیز ردپای آنها مشاهده شده است. محمدجعفر قائمپناه، معاون اجرایی رئیسجمهوری، اخیراً تصریح کرده است: «یافتههای دستگاههای امنیتی حاکی از آن است که استفاده از ابزارهای فیلترشکن، بستر را برای نفوذ و فعالیتهای جاسوسی دشمن هموارتر ساخته است.»
با این وجود، بررسیها نشان میدهد که طرح پر سر و صدای مجلس در خصوص مقابله با نفوذ در فضای مجازی، راهکاری مشخص برای معضل فیلترشکنها پیشبینی نکرده است. حسینعلی حاجیدلیگانی، نماینده شاهینشهر در مجلس، در اظهارنظری درباره چگونگی مواجهه با نفوذ از مسیر فیلترشکنها، شناسهها (آیدیها) و هوش مصنوعی، به وضعیت طرح موسوم به “صیانت” اشاره کرد و توضیح داد: «این مسئله موضوعی مستقل است و در قالب ۶ طرح قبلی برای مدیریت فضای مجازی که در کمیسیون صنایع مطرح بود، پیگیری شده است. یک کمیسیون مشترک نیز به ریاست مصطفی طاهری، نماینده محترم زنجان، تشکیل شده است. اخیراً با ایشان صحبت کردم و گفتند که جلساتمان به خوبی پیش رفته و به زودی گزارش طرح را برای بارگذاری پیشنهادات و طرح در صحن علنی مجلس ارائه خواهند کرد.»
فیلترینگ؛ معمایی بیپاسخ؟
هرگاه موضوع نفوذ از طریق فیلترشکنها به میان میآید، پرسش همیشگی “چرا فیلترینگ برداشته نمیشود؟” دوباره سرخط خبرها میشود. برخی با طعنه اشاره میکنند که در مورد قطع اینترنت و مسدودسازی پلتفرمها، تصمیمات به سرعت اتخاذ میشود، اما سالهاست که رفع فیلترینگ همان پلتفرمها در هالهای از ابهام باقی مانده است. این در حالی است که مسعود پزشکیان در دوران رقابتهای انتخاباتی، یکی از شعارهای اصلی خود را رفع فیلترینگ قرار داده بود، اما تنها موفق شد موافقت اعضای شورای عالی فضای مجازی را برای رفع محدودیت از واتساپ و گوگلپلی کسب کند. روند گامبهگام رفع فیلترینگ به دلیل وقایعی چون حمله نظامی آمریکا و اسرائیل و اعتراضات دیماه، متوقف ماند و حتی بخشهایی از اینترنت نیز برای مدت طولانی به روی کاربران مسدود شد.
در این میان، عدهای معتقدند که پایداری فیلترینگ ریشه در سوداگری و گردش مالی هنگفت ناشی از فروش فیلترشکنها دارد. محمدجواد آذری جهرمی، وزیر ارتباطات دولت دوازدهم، پیشتر در شهریور ۱۳۹۸ در مجلس از تجارت صدها میلیارد تومانی فروش فیلترشکن سخن گفته و حتی به وجود دستهای پنهان پشت این بازار اشاره کرده بود.
سوداگران پنهان بازار فیلترشکن
پرسش از اینکه چه کسانی از ادامه فیلترینگ در فضای مجازی نفع میبرند، سالهاست که بیپاسخ مانده است. با وجود آنکه وزیر ارتباطات دولت روحانی پیشتر اظهار داشته بود: «مشخص است چه کسانی پشت آن هستند»، اما تلاشها برای شناسایی این افراد تاکنون بینتیجه مانده است و شاید این یکی از نقاط تاریک اقتصاد فیلترینگ در کشور باشد. با تشدید فیلترینگ در سالهای اخیر، شایعات و گمانهزنیهای بسیاری درباره گروههای ذینفع در این بازار پرسود مطرح شده است. برخی مسئولیت را متوجه وزارت ارتباطات میدانند و برخی دیگر مخالفان رفع فیلترینگ و اعضای شورای عالی فضای مجازی را نشانه میروند، اما هیچیک از این ادعاها مستندات کافی برای اثبات نداشته است.
وزارت ارتباطات به کرات نسبت به آسیبها و آلودگیهای ناشی از بهکارگیری فیلترشکنها بر زیرساختهای ملی هشدار داده، اما هیچگاه گزارشی مستند درباره تراکنشهای مالی خرید و فروش فیلترشکن و آیپیها که از طریق درگاههای شاپرک و پیاسپیها انجام میشود، منتشر نکرده است. معاون اجرایی رئیسجمهوری نیز اذعان داشته: «بازار فروش فیلترشکن بین ۷ تا ۱۲ هزار میلیارد تومان درآمد دارد که مشخص نیست به حساب چه کسانی واریز میشود، اما این نکته واضح است که به جیب وزارت ارتباطات یا اپراتورها نمیرود.»
علاوه بر این، انجمن تجارت الکترونیک تهران در تازهترین گزارش خود در فروردینماه ۱۴۰۵، ابعاد وسیع این بازار پنهان و زیانهای ناشی از اختلالات اینترنت در دیماه سال قبل را شفافسازی کرده است. مطابق با آمار این گزارش، قطع ۲۲ روزه اینترنت در دیماه ۱۴۰۴، روزانه بیش از ۵ هزار میلیارد تومان خسارت به اقتصاد کشور وارد آورده است. ایران همچنین به دلیل کندی، اختلال و محدودیتها، در میان ۱۰۰ کشور، رتبه پنجم از نظر پایینترین کیفیت اینترنت را به خود اختصاص داده است.
آمارهای موجود نشان میدهد که ۹۳.۸ درصد از کاربران ایرانی زیر ۳۰ سال و ۸۲ درصد از کل مردم برای انجام امور روزمره خود به فیلترشکنها نیاز دارند. نکته قابل تامل اینکه، ۳۰ درصد از کاربران فیلترشکن را کودکان و نوجوانان تشکیل میدهند. حتی با صرفنظر از فیلترشکنهای رایگان، در زمان قطع اینترنت بینالملل، گاهی هزینه خرید یک گیگابایت VPN به ارقام سرسامآوری میرسد.
به عبارت دیگر، فارغ از سودهای کلانی که از خرید فیلترشکن برای دسترسی به پلتفرمهایی چون اینستاگرام یا تلگرام حاصل میشود، آنچه در بطن این وضعیت شکل گرفته، یک اقتصاد موازی است. در این اقتصاد، کاربر برای استفاده از اینترنتی که پیشتر به طور مستقیم و بدون واسطه در دسترسش بود، اکنون مجبور به پرداخت هزینهای اضافی به واسطههاست؛ و اینجاست که عبارت «کاسبان فیلترینگ» معنا مییابد. در واقع، مصرفکنندگان اینترنت باید ابتدا هزینه دسترسی به شبکه و سرویسهای خارجی را بپردازند و سپس برای عبور از محدودیتهای اعمال شده بر همان اینترنت، مبلغ دیگری را صرف کنند. این هزینه دوم است که بازار عظیم فیلترشکنها را به وجود آورده است.
در این شرایط، زمانی که بیش از ۸۰ درصد کاربران اینترنتی برای دور زدن محدودیتها به فیلترشکنها روی میآورند، شاید ریشه پاسخ را باید در همین آمار و ارقام جستوجو کرد. هدف اصلی فیلترینگ، محدود کردن دسترسی بود، اما نتیجه عملی آن، تبدیل میلیونها نفر به مشتریان ثابت یک بازار جدید است؛ بازاری که هرچه محدودیتها و دیوارهای دسترسی به اینترنت بلندتر شده، رونق بیشتری یافته است.
با در نظر گرفتن این واقعیت که فیلترشکنها خود به عنوان مسیری برای نفوذ مورد ادعا قرار گرفتهاند و مقامات نیز از پیامدهای امنیتی آن ابراز نگرانی میکنند، این پرسش اساسی مطرح میشود که چرا سیاست فیلترینگ همچنان پابرجا مانده و چرا این بازار چند هزار میلیارد تومانی، فاقد هرگونه ساماندهی و نظارت است؟



