
به گزارش ابرامباد، پدیده رو به گسترش “آموزش در خانه” که با نام هوماسکول نیز شناخته میشود، طی سالیان اخیر در ایران مورد توجه برخی از خانوادهها قرار گرفته است.با وجود اینکه این شیوه آموزشی در کشور ما به طور رسمی قانونی نشده، اما به نظر میرسد طرفداران خاص خود را پیدا کرده است. مهرداد ناظری، جامعهشناس، بر این باور است که دلیل این گرایش تنها به دغدغههای صرف آموزشی محدود نمیشود؛ بلکه عواملی چون فاصله گرفتن میان ارزشهای خانواده و مدرسه، مسائل مرتبط با امنیت فرزندان و رویکرد انتقادی نسبت به کارکرد فعلی نظام آموزشی، در این انتخاب نقش اساسی دارند. وی پیشبینی میکند که اگر دستگاه آموزش و پرورش نتواند خود را با نیازهای جدید و متغیر خانوادهها همسو کند، شاهد تداوم و حتی گسترش پدیده آموزش خانگی در سالهای پیش رو خواهیم بود.
### اختلاف رویکرد خانواده و مدرسه؛ ریشه اصلی تمایل به آموزش خانگی
دکتر ناظری در تشریح انگیزههای برخی خانوادهها برای روی آوردن به هوماسکولینگ میافزاید: “میتوان انگیزههای اصلی این تغییر رویکرد را در سه محور کلیدی تحلیل کرد.” او نخستین و مهمترین دلیل را وجود یک شکاف عمیق و عدم هماهنگی میان ارزشهای نهاد خانواده و برنامههای آموزشی مدارس میداند. ناظری توضیح میدهد: “بهویژه در میان خانوادههای طبقه متوسط و بالاتر که حساسیت بیشتری نسبت به نوع و کیفیت آموزش فرزندان خود دارند، مجموعهای از ارزشها و دیدگاهها حاکم است که با محتوای درسی و رویکردهای مدارس، به ویژه در مباحث دینی و عقیدتی، همسویی چندانی ندارد.” به گفته این تحلیلگر اجتماعی، بخش قابل توجهی از والدین بر این باورند که سرفصلها و آموزههای ارائه شده در مدارس با ارزشها و شیوه زندگی آنها مطابقت ندارد و نگرانند که فرزندانشان تحت تأثیر برخی القائات فکری خاص قرار گیرند. از این رو، ترجیح میدهند مسئولیت آموزش را به محیط خانه منتقل کرده و با بهرهگیری از اساتید خصوصی، پلتفرمهای آموزشی مجازی و منابع متنوع دیگر، نیازهای تحصیلی فرزندانشان را به بهترین نحو برآورده سازند. وی تأکید میکند: “از منظر این خانوادهها، مدرسه دیگر به عنوان یگانه مرجع آموزشی شناخته نمیشود و امکان رفع بسیاری از نیازهای یادگیری در فضایی خارج از چارچوب مدارس وجود دارد.”

### دغدغههای امنیتی؛ فراتر از حفاظت فیزیکی
ناظری عامل دوم روی آوردن به آموزش در خانه را “مسئله امنیت” میداند و اظهار میدارد: “در پی برخی رویدادهای اجتماعی سالهای اخیر، دغدغههای امنیتی والدین نسبت به فرزندان خود در محیطهای آموزشی رشد چشمگیری داشته است.” او در تشریح این موضوع بیان میکند: “این نگرانی تنها محدود به سلامت جسمانی نمیشود، بلکه ابعاد گستردهتری نظیر امنیت فرهنگی، فکری، تعاملات و روابط اجتماعی را نیز در بر میگیرد. بعضی از والدین بر این عقیدهاند که حفظ ایمنی و آرامش فکری فرزندشان بر حضور وی در مدرسه ارجحیت دارد و لذا ترجیح میدهند که فرآیند تحصیل در محیط امن خانه دنبال شود.” به باور این جامعهشناس، با انتقال مسئولیت آموزش به خانه، خانوادهها بر این تصورند که نظارت و کنترل بیشتری بر روند رشد و تربیت فرزندان خود خواهند داشت.
### نقد ساختار آموزشی و تمایل به روش “آناسکولینگ”
سومین عامل از نظر ناظری، دیدگاه انتقادی نسبت به کارکرد فعلی سیستم آموزشی کشور است. او معتقد است: “این رویکرد، در مقایسه با دو عامل قبلی، عمق و چشمانداز بلندمدتتری دارد.” وی ادامه میدهد: “حامیان این نظر بر این باورند که مدارس با شکل و محتوای کنونی خود، مهارتها و قابلیتهای لازم برای مواجهه کودکان با پیچیدگیهای دنیای امروز را به طور کامل ارائه نمیدهند. از دیدگاه این گروه، نظام آموزشی فعلی کمتر به پرورش خلاقیت، توانایی تفکر نقادانه، کشف استعدادهای منحصر به فرد و توسعه مهارتهای فردی دانشآموزان میپردازد.” این پژوهشگر اجتماعی میافزاید: “به همین علت، برخی خانوادهها ترجیح میدهند به جای دنبال کردن برنامههای درسی رسمی، محیطی را برای فرزند خود فراهم آورند که در آن کودک بتواند بر اساس علایق و استعدادهای ذاتی خود رشد کند و آموزههای مورد نیاز را از منابع و راههای گوناگون دریافت کند. این نگرش به مفهوم “آناسکولینگ” بسیار نزدیک است؛ فلسفهای که به جای تمرکز بر برنامه درسی مشخص، بر فراهم آوردن بستری برای شکوفایی طبیعی و خلاقانه تواناییهای کودک تأکید دارد.”
### تداوم این روند در گرو عدم تحول در آموزش و پرورش
ناظری در انتهای تحلیل خود، بار دیگر تأکید میکند: “سه محور اصلی یعنی فاصله ارزشی بین خانواده و مدرسه، نگرانیهای مرتبط با امنیت و دیدگاه انتقادی نسبت به عملکرد سیستم آموزشی، برجستهترین عوامل سوق دادن خانوادهها به سمت آموزش خانگی محسوب میشوند.” او پیشبینی میکند: “به نظر میرسد این گرایش در سالهای آتی نیز ادامه یابد، حتی در صورت اعمال محدودیت بر فعالیت برخی مجموعههای مرتبط با هوماسکول.” این کارشناس اجتماعی معتقد است: “تنها راه ممانعت از فراگیر شدن این پدیده، انجام بازنگریهای اساسی در سیاستگذاریها و برنامههای آموزش و پرورش است تا بتواند هماهنگی بیشتری میان نیازهای واقعی خانوادهها، تحولات روز جامعه و ساختار آموزشی کشور به وجود آورد.”

### رویکردهای متفاوت جهان نسبت به آموزش خانگی: مقایسهای با ایران
ناظری در بخشی دیگر از صحبتهای خود، به جایگاه آموزش خانگی در کشورهای مختلف اشاره کرده و میگوید: “این شیوه آموزشی در تمام نقاط جهان مجاز نیست و رویکرد هر کشوری در قبال آن متفاوت است.” او توضیح میدهد: “به عنوان مثال، در بعضی کشورهای اروپایی نظیر آلمان، با توجه به اهمیت بالای همبستگی اجتماعی، تربیت اجتماعی و حضور فعال کودکان در جمع، تحصیل رسمی در مدارس اجباری به شمار میرود و محدودیتهای بسیار جدی برای آموزش خانگی اعمال شده است.” به گفته وی، حتی در کشورهایی که هوماسکول به صورت قانونی پذیرفته شده، خانوادهها تحت نظارت سختگیرانه نهادهای آموزشی قرار داشته و موظف به رعایت استانداردهای آموزشی از پیش تعیین شده هستند.
### دلایل گسترش آموزش خانگی در ایالات متحده آمریکا
این جامعهشناس در ادامه به تجربه ایالات متحده آمریکا اشاره کرده و میگوید: “در تعدادی از ایالتهای این کشور، خانوادهها حق انتخاب آموزش خانگی را دارند، هرچند قوانین و مقررات مربوط به آن در هر ایالت متفاوت است.” وی توضیح میدهد: “فلسفه پشت این رویکرد آن است که آموزش نباید لزوماً از یک مسیر رسمی و یکسان پیروی کند و خانوادهها میتوانند بر اساس تشخیص و صلاحدید خود، روش آموزشی متناسب را انتخاب کنند تا پتانسیلها و تواناییهای فردی فرزندانشان به بهترین شکل ممکن شکوفا گردد.” ناظری، تنوع گسترده فرهنگی و فکری در ایالات متحده را یکی از عوامل اصلی شیوع هوماسکول میداند. او بیان میکند: “برای مثال، برخی از خانوادههای با گرایشهای مذهبی و سنتی، فرزندان خود را به مدارس دولتی نمیفرستند؛ زیرا بر این باورند که فضای آموزشی رسمی بیش از حد بر ارزشهای سکولار تأکید دارد و با اعتقادات آنها سازگار نیست. این وضعیت تا حدودی نقطه مقابل شرایطی است که در برخی خانوادههای ایرانی شاهد آن هستیم.” وی در پایان سخنانش تصریح میکند: “پذیرش آموزش خانگی در برخی ایالتهای آمریکا از اصول لیبرالی و تأکید بر آزادی فردی سرچشمه میگیرد. در این چارچوب، دولتها تا حد معینی، حق خانوادهها را برای انتخاب شیوه آموزش فرزندان خود به رسمیت میشناسند، اما میزان این آزادی و چگونگی نظارت بر آن در هر ایالت میتواند متفاوت باشد.”



