
به گزارش ابرامباد، با وجود اینکه هدف اصلی از ایجاد دانشگاههای دولتی و آموزش عالی با شهریه کم یا رایگان، کاهش شکافهای اجتماعی و تقویت تحرکپذیری در جامعه عنوان میشود، اما بررسیها نشان میدهد که این سیستم عملاً در جهت دیگری حرکت میکند.علیاصغر سعیدی، جامعهشناس، بر این باور است که وقتی بخش اعظم ظرفیتهای دانشگاهی، به ویژه رشتهها و مؤسسات معتبر، به فرزندان خانوادههای مرفه اختصاص مییابد، یارانه عمومی که برای آموزش در نظر گرفته شده، در واقع به دست گروهی میرسد که پیش از ورود به دانشگاه نیز از امکانات و مزایای اقتصادی بیشتری برخوردار بودهاند.
این کارشناس اجتماعی تاکید میکند که تفاوت چشمگیری در سهم دهکهای مختلف اقتصادی از دسترسی به دانشگاههای دولتی در ایران مشاهده میشود. این مسئله به وضوح نشان میدهد که ورود به مراکز آموزش عالی دولتی تا حد زیادی با موقعیت اقتصادی و جایگاه اجتماعی خانوادهها گره خورده است.
سعیدی معتقد است که در چنین شرایطی، نظام آموزش عالی نه تنها نمیتواند نابرابریها را کاهش دهد، بلکه به تقویت و بازتولید آن در جامعه دامن میزند. او برای تجزیه و تحلیل دقیقتر این وضعیت، چندین فاکتور کلیدی را حائز اهمیت میداند؛ از جمله وضعیت مالی خانواده، کیفیت مدرسهای که دانشآموز در آن تحصیل کرده، میزان بهرهمندی از خدمات آموزشی خصوصی مانند کلاسهای کنکور و معلم خصوصی، و همچنین تأثیر مستقل شیوه سنجش و پذیرش دانشجو.
پرسش محوری به گفته سعیدی این است که آیا حتی پس از در نظر گرفتن و کنترل تأثیر عواملی نظیر کیفیت مدارس و آموزشهای خصوصی، درآمد و جایگاه اقتصادی خانواده همچنان بر شانس ورود به دانشگاههای دولتی و رشتههای برتر تأثیر مستقیم دارد یا خیر. پاسخ به این سوال میتواند مشخص کند که چه میزان از نابرابریهای موجود ریشه در سازوکار پذیرش دانشجو دارد و چه میزان نتیجه ساختارهای گستردهتر نابرابریهای اقتصادی و اجتماعی در کل جامعه است.
در نهایت، سعیدی نتیجهگیری میکند که سهم پایین دهکهای اقتصادی ضعیفتر در دانشگاههای دولتی را نمیتوان تنها به کنکور محدود کرد. او این پدیده را حاصل ترکیبی پیچیده از فقر، نابرابریهای اقتصادی، تفاوت فاحش در کیفیت آموزشی مدارس، رشد بازار آموزش خصوصی، اختلاف در سرمایه فرهنگی خانوادهها و نحوه عملکرد سیستم پذیرش دانشگاه میداند.



