
به گزارش ابرامباد، طی روزهای اخیر، خبر مسدود شدن وبسایت «فوتبال ۳۶۰» بازتاب گستردهای در محافل رسانهای و سیاسی کشور داشته است.اگرچه دلیل رسمی و شفاف این اقدام هنوز به طور قطعی اعلام نشده، اما یکی از گمانهزنیهای اصلی، به گفتوگوی این رسانه با علیرضا فغانی، داور بینالمللی، اشاره دارد. فغانی پیشتر، پس از حوادث و درگیریهای اخیر و در مراسم اهدای مدال فینال جام جهانی باشگاهها، با دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، دست داده بود؛ اقدامی که در ایران با واکنشهای منفی و انتقادات شدید افکار عمومی مواجه شد. به نظر میرسد، نقطه ضعف عادل فردوسیپور این است که با وجود آگاهی از خطوط قرمز و احساسات جمعی، تمایل دارد خود را در جایگاهی شبیه به اپوزیسیون تعریف کند.
بخش قابل توجهی از مردم بر این باور بودند که در شرایطی که ایالات متحده در حملات اخیر علیه ایران نقش مستقیم داشته و شماری از هموطنانمان جان خود را از دست دادهاند، انتظار میرفت فغانی دستکم از رفتاری که میتوانست نشانهای از صمیمیت با رئیسجمهور آمریکا تعبیر شود، خودداری میکرد. از این رو، مصاحبه اختصاصی فوتبال ۳۶۰ با فغانی از سوی عدهای نه صرفاً یک گفتوگوی ورزشی، بلکه نوعی بیاعتنایی به احساسات خانوادههای داغدار و افکار عمومی قلمداد شد، به خصوص پس از مقایسه با رفتار یامال، ستاره تیم ملی اسپانیا، در مراسم اهدای جام جهانی ۲۰۲۶؛ جایی که اعضای تیم اسپانیا و به ویژه یامال، تلاش زیادی برای نادیده گرفتن ترامپ از خود نشان دادند.
البته باید خاطرنشان کرد که هنوز به طور قطع مشخص نیست که این موضوع، تنها دلیل مسدود شدن سایت فوتبال ۳۶۰ بوده باشد و احتمال وجود دلایل دیگری نیز مطرح است. با این حال، شیوه واکنش دولت به این اتفاق، خود به موضوعی مهمتر بدل شده است.
مدت کوتاهی پس از انتشار خبر مسدودی، رئیسجمهور دستور پیگیری و بررسی موضوع را صادر کرد. وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در حاشیه یکی از برنامهها از عادل فردوسیپور پشتیبانی کرد و فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، ضمن تاکید بر پیگیری ویژه این پرونده، فردوسیپور را “سرمایه ملی” توصیف کرد و از حمایت قاطع دولت از او خبر داد.
حمایت از سرمایههای انسانی و رسانهای کشور، اصلی دفاعپذیر است؛ اما پرسش اساسی اینجاست که آیا چنین حمایتی باید بدون در نظر گرفتن بستر اجتماعی و افکار عمومی انجام شود؟ اگر بخش وسیعی از جامعه، دعوت از فردی را که رفتارش را توهین به احساسات ملی میدانند، نادرست میدانند، آیا حمایت فوری و یکجانبه دولت از برگزارکننده آن برنامه، این پیام را ارسال نمیکند که حساسیتهای عمومی در اولویت نیست؟ آیا این رویکرد، دال بر این نیست که در حاکمیت شکافی وجود دارد و دولت در تلاش است تا سلایق سیاسی خود را بر روندی که طبق قانون انجام شده، تحمیل کند؟
دولت چهاردهم بارها بر لزوم پرهیز از دوقطبیسازی، تقویت همبستگی ملی و گوش سپردن به صدای همه اقشار جامعه تاکید کرده است. اما حمایت آشکار از یک جنبه ماجرا، بدون کوچکترین اشارهای به نگرانیها و احساسات بخش دیگری از جامعه، این سوال را مطرح میکند که آیا چنین رویهای با شعارهای اعلامشده همخوانی دارد؟
اگر هدف، حفظ وحدت ملی است، انتظار میرود دولت در مسائل حساس، به جای اینکه صرفاً از یک چهره رسانهای حمایت کند، نسبت به احساسات عمومی نیز حساسیت نشان دهد. در غیر این صورت، این تصور تقویت میشود که برخی صداها بیش از دیگران شنیده میشوند؛ برداشتی که نه تنها به کاهش شکافهای اجتماعی کمکی نمیکند، بلکه میتواند به تعمیق آنها نیز منجر شود.
در نهایت، فارغ از اینکه علت دقیق مسدود شدن فوتبال ۳۶۰ چه بوده، واکنش دولت به این پرونده خود به مسئلهای قابل تامل تبدیل شده است؛ واکنشی که این پرسش را در ذهن افکار عمومی ایجاد میکند: آیا در معادلات دولت، حمایت بیقید و شرط از چهرههای حاشیهساز و با رویکردهای شبه اپوزیسیونی اهمیت بیشتری دارد یا توجه به وحدت ملی، حاکمیت قانون و احترام به افکار عمومی؟



