اخبار اجتماعی

جراحی اقتصادی دولت؛ التهاب همیشگی بازار یا راهی برای نجات؟

به گزارش ابرامباد، این روزها در خیابان ولی‌عصر، می‌توان بوی نگرانی و در عین حال امید را از میان صحبت‌های مردم شنید.از مغازه‌های کوچک تا صف‌های شلوغ نانوایی‌ها و پایانه‌های تاکسی، مسئله اصلی در همه جا یکی است: حذف ارز ترجیحی کالاهای اساسی و وعده دولت برای واریز یارانه نقدی ۴ میلیون تومانی.

با هر قدمی که برمی‌دارم، عده‌ای از مردم با نگرانی از تأثیر مستقیم این سیاست بر سبد خرید و دخل و خرج روزانه‌شان سخن می‌گویند. گرانی در ایران چنان شتاب گرفته که بسیاری معتقدند قیمت‌ها ثانیه‌ای تغییر می‌کند و هر خبر اقتصادی، از نوسانات دلار و طلا گرفته تا وضعیت روغن، مرغ و تخم‌مرغ، به بحثی ثابت در میان جمع‌های کوچک و بزرگ تبدیل شده است.

در کنار یک سوپرمارکت محلی، مردی که به قول خودش، کیسه‌ خریدش سبک‌تر از همیشه است، زیرلب می‌گوید: «دیگه خرید کردن برنامه نمی‌خواد، شانس می‌خواد. امروز می‌ری یه چیز برداری، فرداش می‌بینی همونم نمی‌تونی بخری.» فروشنده نیز این حرف را تأیید می‌کند و می‌افزاید که مردم بیشتر قیمت‌ها را می‌پرسند تا واقعاً خریدی انجام دهند. به گفته او، بسیاری از مشتریان در میان قفسه‌ها می‌ایستند، چندین بار حساب و کتاب می‌کنند و در نهایت با دست خالی فروشگاه را ترک می‌کنند.

در صف نانوایی، گفت‌وگوها صریح‌تر و بی‌پرده‌تر است. جوانی هم سن و سال خودم می‌گوید ارز ترجیحی «اسمش هرچی باشه، آخرش از جیب ما می‌ره.» دیگری اضافه می‌کند: «قبلاً می‌گفتن گرونی موجیه، الان شده نفس‌گیر.» برای بسیاری از این افراد، حذف ارز ترجیحی تنها یک اصطلاح اقتصادی نیست؛ بلکه تجربه‌ای ملموس است که هر روز هنگام خرید نان، لبنیات یا سایر اقلام ضروری خود را نشان می‌دهد.

راننده تاکسی که مسافران را در میدان ولیعصر به سمت میدان آزادی می‌برد، با گلایه می‌گوید: «همه‌چیز به همه‌چیز ربط پیدا کرده. دلار تکون می‌خوره، ما باید کمربند رو سفت‌تر ببندیم.» مسافر کنار دستش نیز می‌افزاید که یارانه نقدی شاید برای چند روزی آرامش ایجاد کند، اما در مواجهه با افزایش سرسام‌آور قیمت‌ها، این پول نیز به سرعت ناپدید می‌شود.

در همین فضا، تصمیم جدید دولت درباره تغییر شیوه تأمین ارز کالاهای اساسی، دهان به دهان بین مردم می‌چرخد. بسیاری از جزئیات آن بی‌خبرند، اما نتایجش را به وضوح حس می‌کنند.

در مغازه‌های مواد غذایی، جمله مشترک فروشندگان این است: «فعلاً صبر کنید.» یکی از آن‌ها توضیح می‌دهد که هنوز تکلیف شرایط جدید روشن نیست و تا مشخص شدن وضعیت، عرضه کالاها مانند گذشته ادامه نخواهد داشت. اما مشتریان طاقت صبر ندارند. زنی که برای خرید آمده، با ناراحتی می‌گوید: «ما با صبر کردن سیر نمی‌شیم. نمی‌تونم به بچه‌ها بگم امروز هیچی نیست، چون بازار منتظره.»

کمی آن‌طرف‌تر، یک سوپرمارکت بزرگ توجه را جلب می‌کند. برای بررسی قیمت‌ها وارد می‌شوم، اما جای خالی روغن بیش از هر چیز دیگری به چشم می‌خورد. فروشنده می‌گوید روغن این روزها «طلا شده» و عرضه آن به شدت کاهش یافته است؛ با این حال تأکید می‌کند که هنوز قیمت‌های جدید رسماً اعلام نشده و به گفته او، بخشی از این کمبود به احتکار بازمی‌گردد. او همچنین در مورد وضعیت محصولات لبنی توضیح می‌دهد که از ابتدای ماه جاری تاکنون قیمت‌ها دو بار افزایش یافته و پیش‌بینی می‌شود پس از حذف ارز ترجیحی، حداقل با رشد ۳۰ درصدی دیگری مواجه شوند.

فروشنده به وضعیت تخم‌مرغ نیز اشاره می‌کند و می‌گوید قیمت هر شانه که پیش‌تر حدود ۲۰۰ هزار تومان بود، اکنون به ۴۰۰ هزار تومان رسیده است. به گفته این فروشنده، با اجرای کامل حذف ارز ترجیحی، افزایش قیمت تخم‌مرغ و سایر کالاهای اساسی بیش از ۳۰ درصد دور از انتظار نخواهد بود؛ موضوعی که به باور او فشار بیشتری بر سبد معیشت خانوارها وارد می‌کند.

البته همین بلاتکلیفی، به بازار شایعات دامن زده است. در گروه‌های خانوادگی و جمع‌های دوستانه، هر کسی خبری شنیده و آن را بازگو می‌کند. یکی می‌گوید همه چیز گران خواهد شد، پس زودتر باید خرید کرد؛ دیگری معتقد است یارانه جبران خواهد کرد. نتیجه این حرف‌های ضد و نقیض، اضطرابی است که آرام آرام به رفتار خرید مردم سرایت کرده است؛ عده‌ای عجله می‌کنند، عده‌ای دست نگه می‌دارند و بازار بین این دو رفتار در نوسان است.

در بازار بزرگ، یک کاسب قدیمی می‌گوید این اولین بار نیست که سیاست‌های ارزی تغییر می‌کند، اما سرعت تغییرات این بار تفاوت دارد. به گفته او، فاصله بین تصمیم و اثر آن در بازار به قدری کوتاه شده که فرصت تطبیق را از فروشنده و خریدار گرفته است. «قبلاً یه مدت طول می‌کشید تا بازار خودش رو جمع‌وجور کنه، الان هنوز نفهمیدی چی شده، اوضاع عوض شده.»

در خانه‌ها، حذف ارز ترجیحی به زبانی ساده ترجمه می‌شود؛ یعنی حذف برخی اقلام از لیست خرید، کوچک‌تر شدن سفره، و جایگزینی‌هایی که کیفیت زندگی را پایین آورده است. مادری می‌گوید دیگر خرید کردن شبیه بازی با اعداد شده؛ «هی حساب می‌کنی ببینی چی رو بذاری کنار که آخر ماه کم نیاری.»

همزمان، وعده پرداخت یارانه نقدی نیز در همین گفت‌وگوها دست به دست می‌شود. برخی امیدوارند، برخی بدبین. مردی که کنار پارک نشسته، می‌گوید: «یارانه وقتی خوبه که قیمت‌ها وایسن، نه این‌که با هم مسابقه بدن.» حرف او بازتاب همان حس مشترکی است که در خیابان‌ها شنیده می‌شود؛ این‌که سرعت گرانی از سرعت حمایت جلو زده است.

در مغازه‌های روغن و کالاهای اساسی، فروشندگان از تغییر نحوه تأمین ارز می‌گویند. آن‌ها اظهار می‌کنند که عرضه فعلاً متوقف شده و مردم حتی نمی‌توانند محصول مورد نظرشان را پیدا کنند. یکی از فروشندگان، با دست به قفسه‌های خالی اشاره می‌کند و می‌گوید: «همه منتظر هستن قیمت‌ها تثبیت بشه، تا اون موقع فروش نمی‌کنیم.» مردم با چهره‌های مضطرب این وضعیت را لمس می‌کنند و بحث‌ها به سرعت از بازار به خانه‌ها، تاکسی‌ها و محافل دوستانه می‌رسد.

با قدم زدن در کوچه‌ پس کوچه‌های شهر و گفتگو با مردم، همه‌ از گرانی و یارانه سخن می‌گویند؛ از شوخی‌های تلخ درباره زندگی خانواده‌ها تا اظهار نگرانی از آینده. پیرمردی که روی نیمکت پارک نشسته، می‌گوید: «این روزها، بچه‌ها هم دیگه دارن بزرگ می‌شن و می‌فهمن زندگی چیه. هر روز یه خبر، یه تغییر، یه اضطراب تازه.» همین صدای مردم است که سیاست اقتصادی را ملموس می‌کند، نه گزارش‌ها و نمودارها.

مغازه‌دار دیگری می‌افزاید: «مردم دیگه به چیزی اعتماد ندارن، حتی به یارانه. هر چی می‌رسه، سریع‌تر خرج می‌شه، چون نمی‌دونی فردا چی پیش میاد.» این حس عمومی در خیابان‌ها و بازارها جریان دارد و هر روز بیشتر شکل یک واقعیت ثابت به خود می‌گیرد: حذف ارز ترجیحی و وعده یارانه، تجربه‌ای است که در هر خانه، هر مغازه و هر تاکسی لمس می‌شود.

از نگاه کارشناسان اقتصادی، حذف ارز ترجیحی اگرچه با هدف کاهش رانت، شفاف‌سازی زنجیره توزیع و اصلاح ساختار بودجه اجرا می‌شود، اما در کوتاه‌مدت، تأثیر مستقیم خود را بر افزایش قیمت کالاهای اساسی نشان می‌دهد. تجربه دوره‌های پیشین نیز حاکی از آن است که فاصله زمانی میان حذف یارانه ارزی و جایگزینی مؤثر آن با حمایت‌های نقدی یا کالابرگ، به شوک قیمتی در بازار منجر می‌شود؛ شوکی که بیش از همه دهک‌های پایین و حقوق‌بگیران ثابت را تحت فشار قرار می‌دهد و انتظارات تورمی را در کل اقتصاد تشدید می‌کند.

در میان‌مدت، در صورتی که سیاست‌های جبرانی به درستی اجرا نشود، حذف ارز ترجیحی می‌تواند به کاهش مصرف، افت قدرت خرید و تعمیق بی‌اعتمادی در بازارها بینجامد. کارشناسان معتقدند موفقیت این سیاست وابسته به سه عامل کلیدی است: پرداخت هدفمند و به موقع یارانه‌ها، نظارت مؤثر بر شبکه توزیع برای جلوگیری از احتکار و گران‌فروشی، و ایجاد ثبات در متغیرهای کلان مانند نرخ ارز و تورم. در غیر این صورت، حذف ارز ترجیحی نه تنها به اصلاح ساختار اقتصادی منجر نمی‌شود، بلکه می‌تواند به عاملی برای تشدید نارضایتی اجتماعی و بی‌ثباتی در بازار کالاهای اساسی تبدیل شود.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا