
به گزارش ابرامباد، برت مکگورک، تحلیلگر برجسته مسائل بینالملل و از مقامات ارشد امنیتی دولتهای پیشین آمریکا، در گزارشی تازه به واکاوی مذاکرات پیچیده میان تهران و واشنگتن پرداخته است.او معتقد است با وجود آنکه دو کشور ظاهراً در مذاکراتی همشکل شرکت دارند، در حقیقت از دو دیدگاه کاملاً متفاوت به آن مینگرند؛ رئیسجمهور دونالد ترامپ از منظر قدرت و زور به میز مذاکره نگاه میکند، در حالی که به باور مکگورک، تهران از منظر داراییها و اهرمهای فشار خود به این فرآیند میاندیشد.
مکگورک در ادامه تحلیل خود توضیح میدهد که ترامپ میخواهد با اعمال فشار اقتصادی حداکثری و تحریم، ایران را به پذیرش خواستههایش وادار کند. در مقابل، ایران تمایل دارد آمریکا را پس از آنکه چیزی ارزشمند را به دست آورد و حاضر به بازگرداندن آن نیست، وادار به تسلیم کند؛ همین تفاوت رویکرد است که بنبست کنونی در گفتگوها را پدید آورده است.
مذاکرات میان تهران و واشنگتن با میانجیگری پاکستان و تبادل پیشنهادها برای دستیابی به یک تفاهم اولیه در جریان است. طبق اعلام تهران، اگر این مرحله به نتیجه برسد، یکی از موضوعات اصلی در مرحله بعدی، برنامه هستهای ایران خواهد بود. با این حال، پیشرفت این مذاکرات به دلیل عقبنشینیهای مکرر ترامپ از توافقات قبلی با موانعی جدی روبرو شده است.
یکی از اصلیترین نقاط اختلاف میان دو طرف، مطالبه ایران برای آزادسازی داراییهای بلوکه شدهاش است. به گفته دستگاه دیپلماسی ایران، موضوع اموال مسدود شده جزء جداییناپذیر هر تفاهمی است که در حال حاضر روند مذاکرات آن ادامه دارد و هیچ گونه مصالحهای از سوی ایران در این زمینه صورت نخواهد گرفت.
مکگورک که در دو دهه اخیر در مذاکرات مربوط به آزادسازی زندانیان آمریکایی در ایران نقش داشته، با روایت تجربه خود از مذاکراتی که در سال ۲۰۲۳ به آزادی ۵ زندانی آمریکایی و آزادسازی بخشی از پولهای بلوکه شده ایران از کره جنوبی انجامید، این روند را به وضعیت کنونی مذاکرات با ایران مرتبط ساخته و مینویسد: «در مذاکرات آزادسازی زندانیان، من به عنوان دیپلمات قدرتمندترین کشور جهان، ابزاری نداشتم که بر نابرابری در میز مذاکره غلبه کند؛ آنها (ایران) چیزی را در اختیار داشتند که ما میخواستیم، یعنی زندانیان. در آن شرایط، قدرت کمتر از دارایی اهمیت داشت. واشنگتن چارهای جز موافقت با پرداخت مبلغ اعلامی نداشت. زمان به نفع ایرانیها بود و آنها عجلهای نداشتند. با گذشت زمان، فشارها بر آمریکا افزایش مییافت و به موازات آن نیز اهرم فشار ایران تقویت میشد.»
او با اشاره به کنترل موثر ایران بر تنگه هرمز از طریق قدرت موشکی و پهپادی و سازوکار جدیدی که برای تردد دیگر کشورها تعیین کرده است، میافزاید: «ایران اکنون عملاً کنترل این تنگه را در دست دارد. این برای ایران یک دارایی و چیزی است که آمریکا و بقیه جهان به آن نیاز دارند.»
این مقام پیشین آمریکایی در گزارش خود اشاره میکند که ترامپ امیدوار است بتواند با فشار اقتصادی و نظامی تهران را وادار به تسلیم کند. اما تهران بر این باور است که ترامپ نمیتواند فشار اقتصادی گسترده تحمیل شده بر جهان به واسطه بسته شدن تنگه هرمز را، بیش از فشاری که ایران از محاصره آمریکا تحمل میکند، تاب بیاورد. پیشبینیهای مکرر ترامپ مبنی بر نزدیکی توافق تنها این باور ایران را تقویت میکند که او بسیار فوریتر از تهران به توافق نیاز دارد.
از نظر نظامی نیز، آمریکا ممکن است همچنان به دنبال اعمال کنترل خود و تامین مسیر ترانزیت دریایی بینالمللی از طریق تنگه باشد؛ این اقدام قبلاً در «پروژه آزادی» ترامپ که تنها یک روز به طول انجامید، امتحان شده و ممکن است دوباره تکرار شود. اما ایران تهدید کرده است حتی اگر محاصره آمریکا صرفاً به قوت خود باقی بماند، به مقابله به مثل خواهد پرداخت.
نگارنده معتقد است: «مسئله واشنگتن این است که پس از تبادل پیام از طریق میانجیها چه زمانی توافق حاصل میشود، اما مسئله اصلی ایران این است که آیا ترامپ بهای مورد نظر آنها را خواهد پرداخت؟» برای واشنگتن سه گزینه پیش رو قرار دارد؛ تحمل فشار اقتصادی کلان و افزایش قیمت بنزین تا رسیدن به نقطه شکست نامعلوم در تهران؛ امتیاز دادن و پرداخت هزینهای چند میلیارد دلاری به ایران در ازای بازگشت به وضعیت پیش از جنگ که برای ترامپ تحقیرآمیز خواهد بود؛ و جنگ نظامی برای کنترل تنگه و انجام دادن عملیات در داخل ایران با این خطر که تهران جنگ را به جبهههای دیگر گسترش دهد.
تا زمانی که توازن اهرمهای فشار میان دو طرف تغییر نکند، دستیابی به توافق نهایی دور از دسترس به نظر میرسد.



