
به گزارش ابرامباد، با وجود شرایط حساس کشور که درگیر نبرد نظامی و اقتصادی با ایالات متحده است، فعالیتهای گروههای افراطی و دلواپس همچنان با شدت ادامه دارد.این جریانها بدون توجه به ضرورت همبستگی ملی، از هیچ تلاشی برای پیشبرد مقاصد خود فروگذار نمیکنند.
گاهی شاهد پیگیری موضوع محاکمه مسئولان پیشین و تجمع مقابل منازل آنان با سر دادن شعارهای تند هستیم و گاهی دیگر، طرح استیضاح عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، به دلیل دیدارش با ویتکاف و انتقال خواستههای ایران به آمریکا در دستور کار قرار میگیرد. در نمونهای دیگر، حضور در فرودگاه مهرآباد و متهم کردن رئیس دولت چهاردهم به نفوذی بودن، آن هم در شرایطی که حمایت گستردهای از سوی شخصیتهای حقیقی و حقوقی سیاسی از وی صورت گرفته است، از دیگر اقدامات این طیف به شمار میرود. این رویکردهای تندروانه در حالی ادامه دارد که رهبر انقلاب در هفتههای اخیر بارها بر لزوم حفظ وحدت و انسجام ملی تأکید کردهاند، اما به نظر میرسد این هشدارها تأثیری بر مسیر کنونی این گروهها نداشته است.
با افزایش گمانهزنیها درباره احتمال بازگشت ایران و آمریکا به تفاهمات و پایان یافتن درگیریها، رفتارهای افراطی تشدید شده است. شماری از این افراد، اظهارات رئیسجمهور پیرامون توافق با واشنگتن را زیر سؤال بردند. همزمان، برخی نمایندگان مجلس از جایگاه قانونی خود برای استیضاح وزیر خارجه، آن هم در میانه مأموریت کاریاش، استفاده کردند. برخی دیگر نیز از محاکمه جواد ظریف و حسن روحانی سخن گفتند. اگرچه محاکمه روحانی برای اصولگرایان تندرو همچنان رؤیایی دستنیافتنی به نظر میرسد، اما آنها در هر فرصتی برای تحقق این هدف تلاش میکنند. به نظر میرسد خالصسازان و اصولگرایان این روزها وظایف را میان خود تقسیم کرده و از چندین جبهه به مسئولان فعلی و پیشین حمله میکنند.
از تجمع مقابل منزل حسن روحانی تا شعارها در فرودگاه مهرآباد
واژه «حفظ وحدت و انسجام ملی» یکی از مفاهیم کلیدی بود که از زمان آغاز جنگ رمضان در نهم اسفند سال گذشته، بارها توسط مسئولان و فعالان سیاسی مورد تأکید قرار گرفت. این نکته حتی در پیامهای رهبر انقلاب نیز به چشم میخورد؛ اما بررسی عملکرد و اقدامات طیف سیاسی تندرو، نشاندهنده تفرقهافکنی آنهاست. انتشار دو ویدئو از تجمع دلواپسان مقابل منزل حسن روحانی با هدف محاکمه وی و همچنین شعارهای تندشان علیه مسعود پزشکیان و عباس عراقچی در فرودگاه مهرآباد، گواه این ادعاست. این اقدامات با واکنشهای گستردهای همراه شده و برخی معتقدند که کشور در موقعیتی نیست که بتواند تبعات این افراطگراییها را متحمل شود.
گذشته از تجمعات خیابانی، برخی چهرههای برجسته این جریان سیاسی، در شبکههای مجازی و پلتفرمهای اجتماعی به فعالیت علیه مقامات کشور میپردازند. به عنوان مثال، مهری طالبی دارستانی در شبکه اجتماعی ایکس چنین نوشت: «آقای اژهای! امروز آنچه شرط بلاغ است با شما عرض شد خواه پند گیرید خواه ملال. منتظر محاکمه ظریف، روحانی یا استعفای شما از جایگاهی که توان یا امکان انجام وظایفش را ندارید؛ هستیم. آخرین فرصتی را که اماممان به شما دادند، نسوزانید.»

او همچنین از هشتگ «عزل پزشکیان» استفاده کرده است. در واکنش به اظهارات اخیر رئیسجمهور، وی نوشت: «احسنت بر امت مبعوث مدافع ولایت. کار دست مردم است یعنی این. اینها اینگونه به غلط کردن میافتند اگر بخواهید و بخواهیم. #عزل_پزشکیان»
میثم نیلی، برادر داماد ابراهیم رئیسی و مدیرمسئول سایت رجانیوز، نیز در شبکه اجتماعی ایکس و در واکنش به سخنان رئیسجمهور درباره توافق ایران و آمریکا چنین نوشت: «آقای پزشکیان! یقین بدانید ملت با غیرت ایران، هرگز نه به شما و نه هیچکس دیگری اجازه معامله با دشمنان بر سر انرژی و مواد هستهای و تنگه هرمز و ساحات مقاومت و دیگر سرمایههای راهبردی را نمیدهد. مردم ایران قطعاً درصدد انتقام و قتل آن خوک زرد و ریختن خون همه قاتلان امام شهید و فرزندان ایرانند؛ و آرمان و هدفشان محو صهیون و اسرائیل است و هر کس هم بخواهد پای خود را از مسیر امام و امت مبعوث کج بگذارد را ادب میکنند. هشدار!»
او پیش از این نیز با اشاره به شایعات درباره دیدار پزشکیان و ترامپ نوشته بود: «اگر رئیسجمهور در سفر غیر ضروری نیویورک با آن خوک کثیف دیدار و گفتوگو کند، عدم کفایت او توسط ملت مبعوث اعلام میگردد و احتیاج به رأی مجلس هم ندارد. هشدار.»
منشأ خشم تندروها چیست؟
صرف نظر از انگیزهها و محتوای اظهارات تندروها و اینکه چرا همواره در مسیری خلاف خواست کلیت نظام حرکت میکنند، بیاعتنایی آنان به وضعیت اقتصادی کنونی و خطر حملات احتمالی مجدد آمریکا به ایران قابل تأمل است. در واقع، این حملات علیه مقامات ارشد فعلی و سابق در شرایطی صورت میگیرد که عقلای نظام و حتی بخشهایی از اصولگرایان نیز این رفتارها را نکوهش میکنند. از سوی دیگر، در حالی که دولت چهاردهم و سایر مسئولان کشور بر رویکرد دیپلماسی و کاهش احتمال جنگ تأکید دارند، طیف تندرو هرگونه مذاکره با آمریکا را عبور از خطوط قرمز کشور میداند.
این در حالی است که رئیسجمهور اخیراً در خصوص نقش رهبر انقلاب در سیاست خارجی توضیح داده است که: «تیمی متشکل از ۶ نفر از نهادهای مختلف، نیروهای امنیتی، نمایندگان مجلس و دستگاههای دولتی، درباره فرایندهای تصمیمگیری گفتوگو و مشورت میکنند و تصمیمها از طریق هماهنگی میان این افراد اتخاذ میشود.»
به عبارت دیگر، همین تفاوت دیدگاه میان جریان تندرو و عقلای نظام، باعث شده است هر نشانهای از احتمال مذاکره یا توافق، تنها به یک بحث سیاست خارجی محدود نمانده و به یکی از محورهای اصلی نزاع میان دولت و بخشی از جریانهای سیاسی تبدیل شود. از یک سو، دولت با همراهی همه مسئولان نظامی، قضایی و ارکان مهم حاکمیت میکوشد تا از ظرفیت دیپلماسی برای مدیریت اوضاع بهره گیرد و از سوی دیگر، منتقدان این رویکرد معتقدند که مذاکره نباید به بهای «امتیازدهی به دشمن» که از نظر آنها خط قرمز است، تمام شود.
در چنین فضایی، تندتر شدن ادبیات سیاسی و افزایش فشار بر مسئولان میتواند بخشی از کشمکش بر سر تعیین مسیر آینده کشور تلقی گردد؛ نزاعی که مدتهاست از فضای رسانهای و مجازی فراتر رفته و در قالب تجمع، اعتراض به مسئولان و طرح عدم کفایت سیاسی رئیسجمهور خود را نشان میدهد. با این حال، تأکید مکرر بر حفظ وحدت و انسجام ملی نشان میدهد که این اختلافات، دستکم از نگاه حاکمیت، در شرایط فعلی نیازمند مدیریت است تا به شکافهای عمیقتر سیاسی و اجتماعی تبدیل نشود. شاید به همین دلیل است که حتی برخی اصولگرایان نیز ضمن محکوم کردن این نوع رفتارهای تند، خواستار برخورد دستگاههای امنیتی با این افراد شدهاند.



