
به گزارش ابرامباد، تحلیلگران مسائل سیاسی بر این باورند که دونالد ترامپ، رئیسجمهور فعلی آمریکا، در یک بنبست پیچیده با ایران قرار گرفته است.رسیدن به هرگونه توافق با تهران، حتی با کوچکترین امتیازدهی، میتواند او را در داخل آمریکا با موجی از انتقادات شدید و تمسخر مواجه سازد. لابی قدرتمند اسرائیل و رقبای دموکرات او که بهشدت مخالف سیاستهایش هستند، به هیچ عنوان اجازه چنین مصالحهای را نخواهند داد.
در حال حاضر، به لطف بازی مذاکره و توافق، ترامپ توانسته است تا حدودی قیمت انرژی را کاهش داده و فشارها را از خود دور کند. علاوه بر این، رویدادهای بزرگی مانند جام جهانی فرصتی مغتنم برای منحرف کردن افکار عمومی از مسائل داخلی و همچنین ارضای تمایل او به دیده شدن فراهم میکند. به همین دلیل، در شرایط عادی، بعید به نظر میرسد که ایالات متحده در این مدت دست به اقدام نظامی بزند، مگر اینکه موقعیتی استثنایی برای ترور ایجاد شود. ترامپ احتمالاً ترجیح میدهد بر ادامه استراتژی محاصره اقتصادی تمرکز کند و امیدوار باشد که افزایش فشارها در ماههای آتی، ایران را به پذیرش خواستههایش ترغیب کند.
اما پس از پایان جام جهانی، زمان برای ترامپ تنگتر خواهد شد. او تنها سه ماه فرصت دارد تا از شکست جمهوریخواهان در انتخابات کنگره و به خطر افتادن آینده سیاسی خود جلوگیری کند. هرچند تا کنون توانسته با کنترل قیمت انرژی و جام جهانی توجهات را منحرف کند، اما تداوم کمبود و کاهش ذخایر جهانی انرژی تا آن زمان، میتواند وضعیت را به نقطه بحرانی برساند. اگر در این بازه زمانی، طرف ایرانی به دلیل افزایش فشارهای اقتصادی و نارضایتیهای داخلی تسلیم شده و با توافق مورد نظر آمریکا موافقت کند، ترامپ با همین پیروزی حداقلی به استقبال انتخابات خواهد رفت و سعی میکند با ارائه دستاوردها به مردم آمریکا، از این مرحله عبور کند. پس از پیروزی احتمالی در انتخابات، او دیگر نیازی به آرای عمومی نخواهد داشت و احتمال زیادی وجود دارد که برای ثبت نام خود در تاریخ آمریکا و جبران آنچه “حقارت” در مقابله با ایران میپندارد، به یک درگیری بزرگتر و ویرانگر با کشورمان بازگردد.
اما سناریوی دیگر این است که اگر مذاکرهکنندگان ایرانی، حتی پس از تشدید فشارهای اقتصادی ناشی از محاصره، حاضر به پذیرش خواستههای ترامپ نشوند و در عوض از کارت کاهش ذخایر جهانی انرژی برای فشار بر او استفاده کنند، به احتمال قوی ترامپ به گزینه جنگ باز خواهد گشت. این بار، جنگی که عملیاتهای هوابرد و اشغال زمینی، محورهای اصلی آن را تشکیل میدهند.
با توجه به این تحلیل، به نظر میرسد که مؤثرترین راهبرد برای ایران، متمرکز شدن بر شکست سنگین جمهوریخواهان در انتخابات کنگره است. هر استراتژی دیگری که بر این تصور نادرست بنا شود که آمریکا در مذاکرات حداقل خواستههای ما را برآورده خواهد کرد، میتواند آینده کشور را با خطرات جدی مواجه کند. تصمیمگیرندگان ما باید بر اساس شرایط اقتصادی کشور عمل کنند: اگر تأثیر محاصره بر تابآوری اقتصادی و توان نظامی کشور در جنگ احتمالی آینده چندان قابل توجه نیست، شاید بتوان تا نزدیک شدن به زمان انتخابات کنگره صبر کرد. در غیر این صورت، بهترین زمان برای شکستن محاصره و گسترش جنگ انرژی به مناطقی چون بابالمندب و خطوط لوله زمینی نفت، در اوج جام جهانی است. باید ابتکار عمل را از دست دشمن خارج کرده و در زمانی به سراغ او رفت که بیشترین گریز را از آن دارد.



