
به گزارش ابرامباد، در برههای که کشور روزهای حساسی را از نظر سیاسی، امنیتی و اقتصادی تجربه میکند، سخنان اخیر شخصیتهای برجستهای همچون علی جنتی، حسن روحانی و محمد خاتمی درباره پایان منازعات، لزوم مذاکره، برگزاری رفراندوم و اصلاحات ساختاری، بار دیگر به محور اصلی مباحث سیاسی تبدیل شده است.بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که این اظهارات صرفاً مواضعی پراکنده نیستند و باید پیامدهای سیاسی و اجتماعی عمیق آنها مورد بررسی قرار گیرد.
در همین راستا، زینب قیصری، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی و عضو هیئت رئیسه کمیسیون صنایع و معادن، دیدگاههای خود را در گفتگویی انتقادی با سایت ابرامباد مطرح کرده است.
قیصری در این مصاحبه، با نقد این مواضع، نسبت به شکلگیری روایتی هشدار میدهد که میتواند مشکلات واقعی مردم و نارضایتیهای کنونی را دستاویزی برای زیر سوال بردن ارکان قدرت ملی و هموار کردن راه امتیازدهی به طرفهای خارجی قرار دهد. وی تاکید دارد که با وجود ضرورت اصلاحات درونی و شنیدن صدای مردم، باید مرز مشخصی بین «اصلاح واقعی» و «تسلیم شدن در برابر فشارهای بیرونی» ترسیم شود. او با اشاره به تجربیاتی نظیر برجام و نقض تفاهم اسلامآباد، بر لزوم درس گرفتن از گذشته تاکید میکند.
قیصری در پاسخ به این سوال توضیح داد: “به عقیده من، نمیتوان این سخنان را تنها مواضعی عادی و بدون ریشه پنداشت. اگرچه نمیتوان قاطعانه ادعا کرد که یک برنامهریزی کاملاً هماهنگ پشت این اظهارات نهفته است، اما وقتی در مقطعی چنین حساس، چندین شخصیت سیاسی با ادبیاتی مشابه درباره موضوعاتی نظیر پایان درگیریها، مذاکرات، رفراندوم و تغییرات بنیادین صحبت میکنند، طبیعتاً باید نسبت به جهت و تبعات این رویکردها هوشیار بود. نکته کلیدی این است که ببینیم این صحبتها در نهایت چه تصویری از آینده کشور به جامعه ارائه میدهند. اگر قرار باشد دشواریهای حقیقی مردم و فشارهای اقتصادی به این نتیجه ختم شود که تنها راه برونرفت از مشکلات، عقبنشینی در برابر فشارهای خارجی است، در اینجا لازم است زنگ خطر را به صدا درآوریم.”
این نماینده مجلس افزود: “من بدون مدرک و سند مشخص درباره وجود یک پروژه یا جریان خاص قضاوت نمیکنم، اما ضروری است پیش از آنکه یک جریان سیاسی کاملاً شکل بگیرد، نشانههای آن را شناسایی کنیم. جریانها همیشه با صدور بیانیهای رسمی یا سر دادن شعاری معین آغاز نمیشوند. گاهی اوقات، مجموعهای از گزارهها در کنار هم قرار گرفته، به طور مکرر در فضای رسانهای بازتاب مییابند و با بهرهگیری از نارضایتیهای مشروع مردم، به تدریج یک روایت یکپارچه را خلق میکنند. نگرانی من دقیقاً همینجاست؛ اینکه چطور مشکلات و دغدغههای مردم میتوانند به بستری برای پیشبرد اهداف یک طرح سیاسی تبدیل شوند.”

وی تاکید کرد: “مردم با مسائل واقعی دست و پنجه نرم میکنند و مسئولان موظفند پاسخگو باشند. نمیتوان با تکیه بر شعار، تورم و فشارهای معیشتی را حل کرد و نمیتوان از خواستههای مردم چشمپوشی نمود، اما باید میان پذیرش وجود مشکل و پذیرفتن نسخهای نادرست برای حل آن تمایز قائل شد. مردم از مسئولان انتظار دارند که گرهها را باز کنند، نه اینکه با هر بار تشدید فشارها، راهکاری برای تغییر محاسبات استراتژیک کشور در مقابل بیگانگان مطرح شود.”
قیصری درباره عملکرد دولت اظهار داشت: “بدیهی است که اداره کشور در چنین اوضاعی نیازمند مدیریتی منسجم، تصمیمگیریهای قاطع و هماهنگی عمیق میان بخشهای مختلف دولت است. وقتی چنین همسویی وجود نداشته باشد، تأثیرات منفی آن به صورت مستقیم در زندگی روزمره مردم مشاهده میشود. متأسفانه امروزه در مواردی شاهد این وضعیت هستیم که برخی وزرا گویی دیگر از رئیسجمهور هم تبعیت نمیکنند و هر دستگاهی ساز خود را میزند. این وضعیت به هیچ عنوان قابل قبول نیست. رئیسجمهور باید توانایی مدیریت تیم اجرایی خود را داشته باشد و وزرا نیز باید در قبال سیاستهای دولت و تصمیمات اتخاذ شده توسط رئیسجمهور پاسخگو باشند. کشور در شرایط کنونی بیش از هر زمان دیگری به مدیریتی قدرتمند، یکپارچه و مسئولیتپذیر نیازمند است.”
این نماینده مجلس درباره موضوع مذاکره بیان کرد: “مذاکره فینفسه نه عملی مقدس است و نه ممنوع. بحث اصلی بر سر این است که با چه طرفی، از چه جایگاهی و با چه تضمینهایی مذاکره میکنیم. ما تجربه برجام را داریم که آمریکا از آن خارج شد و به تعهدات خود پایبند نماند. در ماجرای اخیر نیز شاهد نقض تفاهم اسلامآباد از سوی آمریکا بودیم. این تجربهها باید به طور جدی در تحلیلها و تصمیمگیریهای ما لحاظ شوند. نمیتوان هر بار که تحت فشار قرار گرفتیم، همان راهکار قدیمی را مجدداً روی میز گذاشت و انتظار داشت این بار نتیجه متفاوتی حاصل شود، آن هم بدون وجود ضمانتهای واقعی برای منافع کشور. قدرت ملی پشتوانه اصلی دیپلماسی است، نه مانع آن. مذاکره زمانی میتواند منافع کشور را تضمین کند که طرف مقابل بداند ایران برای دفاع از حقوق و منافع خود، از ابزارها و قدرت لازم برخوردار است. اگر دشمن تصور کند با افزایش فشارهای اقتصادی، تهدید یا جنگ روانی میتواند ایران را به امتیازدهی وادار کند، طبیعی است که بر شدت این فشارها خواهد افزود.”

قیصری در خصوص مباحث رفراندوم و اصلاحات گفت: “باید بسیار مراقب بود که مفهوم حقیقی اصلاح تحریف نشود. اصلاح واقعی به معنای حل ریشهای مشکلات است، نه صرفاً پاک کردن صورت مسئله. مردم خواهان اصلاح هستند، اما اصلاحی که ثمره آن زندگی بهتر، اقتصادی قدرتمندتر و مدیریتی کارآمدتر باشد، نه اصلاحی که به تضعیف امنیت و اقتدار کشور منجر شود.”
وی در پاسخ به این سوال توضیح داد: “اصلاحات درونی یک نیاز مبرم است، اما نباید به این نتیجه رسید که برای بهبود اوضاع داخلی، باید در برابر نیروهای خارجی عقبنشینی کرد. اتفاقاً هرچه در داخل قویتر باشیم، در عرصه سیاست خارجی نیز دست برتر را خواهیم داشت. اقتصاد پویا، تولید قوی، صنعت مستحکم و مدیریتی کارآمد، همگی جزئی از قدرت ملی ما هستند. بنابراین، لازم است مشکلات داخلی را حل و فصل کنیم، اما این اصلاح نباید به تضعیف مولفههای قدرت کشور بینجامد. خطر زمانی جدی میشود که نارضایتی از عملکرد برخی مسئولان، به ناامیدی از تواناییهای کلی کشور بدل شود. نباید اجازه دهیم دشمن یک تقابل ساختگی ایجاد کند؛ اینکه یا مذاکره و تسلیم شدن، یا بحران و بیثباتی. من این دوگانه را نمیپذیرم. ما میتوانیم هم مشکلات مردم را برطرف کنیم، هم سیستم مدیریت کشور را اصلاح نماییم و هم در عین حال از امنیت و اقتدار ملی خود دفاع کنیم.”
قیصری در پایان هشدار داد: “نکته مهم این است که منتظر نمانیم تا یک جریان سیاسی به طور کامل شکل بگیرد و سپس به فکر مقابله با آن باشیم. باید به طور همزمان دو اقدام اساسی را انجام دهیم؛ اولاً، مشکلات مردم را به صورت جدی پیگیری و حل کنیم، و ثانیاً، اجازه ندهیم دشمن از همین مشکلات به عنوان ابزاری برای ضربه زدن به امنیت و اقتدار کشور سوءاستفاده کند. موضوع دقیقاً از جایی به نقطه خطرناک خود میرسد که یک مطالبه مشروع و واقعی، با یک راهحل انحرافی و مخرب پیوند بخورد. بنابراین، هوشیاری و دقتنظر از همین لحظه ضروری است.”



