اخبار بین المللاخبار سیاسی

افشای نقش پنهان اردن در عملیات‌های آمریکا علیه ایران: پشت پرده پایگاه الازرق چیست؟

به گزارش ابرامباد، داستان خلبان شهید موفق السلطی، یکی از چهار خلبان اردنی که در ۱۳ نوامبر ۱۹۶۶ از پایگاه هوایی الحسین المفرق برخاست تا با تهاجم نیروهای اسرائیلی به روستای سموع مقابله کند، شاید هیچ‌گاه تصور نمی‌کرد که پایگاهی که سال‌ها بعد به یاد او نام‌گذاری خواهد شد، روزی به سنگر دفاعی ارتش آمریکا برای محافظت از رژیم صهیونیستی و حتی اهرم فشار علیه کشورهایی چون ایران تبدیل شود.این نام‌گذاری، که یادآور نبرد با اشغالگران صهیونیستی در آسمان فلسطین است، امروزه تضادی تلخ را به نمایش می‌گذارد.
با وجود تکذیب‌های مکرر و بیانیه‌های رسمی از سوی حکومت پادشاهی اردن، واقعیت بر اهل فن پوشیده نیست که پایگاه هوایی شهید موفق السلطی، که با نام الازرق شناخته می‌شود، از دیرباز یک کانون استراتژیک و حیاتی برای ایالات متحده در غرب آسیا بوده است. این پایگاه نقش کلیدی در نظارت بر تحرکات و مدیریت عملیات‌های نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی ایفا کرده و در حملات اخیر علیه ایران نیز مشارکت چشمگیری داشته است. ادعاهای مقامات اردنی مبنی بر عدم استفاده از خاک و آسمان کشورشان برای حمله به دیگر کشورها، در برابر واقعیت پرواز جنگنده‌ها، هواپیماهای سوخت‌رسان، و پهپادهای آمریکایی از این پایگاه، و استقرار سامانه‌های راداری پیشرفته آمریکا در آن، رنگ می‌بازد. شواهد نشان می‌دهد که حتی بخش‌های دیگری از خاک اردن نیز در همین راستا به کار گرفته شده‌اند.
این اقدامات دولت اردن از آن رو دردناک‌تر است که در تعارض آشکار با افکار عمومی و اعتقادات مردم اردن قرار دارد. بی‌اعتنایی به اصول بنیادین پیمان اجتماعی میان حاکمیت و ملت، که با پیمان ننگین وادی عربه آغاز شد و با خصوصی‌سازی‌های افسارگسیخته تشدید گشت، پدیده‌ای تازه در این سرزمین نیست. اما لگدمال کردن این قرارداد اجتماعی و نادیده گرفتن خواسته‌های جامعه اردن، که حامی سرسخت آرمان فلسطین است، در سالیان اخیر و به‌ویژه در دو رویارویی اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی با ایران، ابعادی آزاردهنده‌تر یافته است. اردن، برخلاف انتظار و اراده اکثریت قاطع مردم خود، اکنون به یک پایگاه فعال برای آمریکا تبدیل شده تا علیه ایران، که مدافع ثابت‌قدم آرمان فلسطین است، اقدام کرده و از رژیم صهیونیستی دفاع کند.
دفاع از رژیم اشغالگر صهیونیستی نه تنها مغایر با باورهای عمیق و خواسته‌های ریشه‌ای ملت اردن است، بلکه سیاستی کاملاً برخلاف منافع ملی پادشاهی هاشمی اردن نیز محسوب می‌شود. بسیاری از تحلیلگران، چه در داخل اردن و چه در خارج، به درستی معتقدند که برنامه‌های توسعه‌طلبانه و اشغالگرایانه رژیم صهیونیستی برای تسلط کامل بر منطقه “نیل تا فرات” و تحقق رویای “اسرائیل بزرگ” با اخراج ساکنان اصلی کرانه باختری قطعی است. پیامدهای این تحولات، بیش از هر کشوری، دامن‌گیر اردن خواهد شد. همین تضاد در سیاست‌ورزی اردن است که حیرت همگان را برمی‌انگیزد؛ امان سیاست‌های خود را به گونه‌ای تنظیم کرده که به خط مقدم دفاعی اصلی‌ترین تهدید ژئوپلیتیک خود تبدیل شده و حتی همکاری‌های اطلاعاتی عمیقی را با این رژیم دنبال می‌کند.
تاریخ همواره آموزنده است و هر آنکه از پندهای آن روی برگرداند، جز زیان نخواهد دید. همان‌طور که مکاتبات شریف حسین هاشمی با مک‌ماهون انگلیسی هرگز رویای یک پادشاهی بزرگ عربی را محقق نکرد و منجر به سرخوردگی او در سال‌های پایانی عمرش شد، امید بستن به همکاری‌های نظامی و اطلاعاتی با آمریکا و رژیم صهیونیستی نیز سرنوشتی بهتر از وعده‌های پوشالی سرمداران بریتانیا در مصر نخواهد داشت. اگر بی‌توجهی شریف حسین به واقعیت‌های ژئوپلیتیک اوایل قرن بیستم، به انزوای او و محدود شدن قلمرو فرزندانش به عراق و اردن انجامید، تبعات همکاری‌های نزدیک حاکمان کنونی اردن با تل‌آویو و بی‌توجهی به نیات ضدامنیتی رژیم صهیونیستی، چگونه بر سر حکومت، سرزمین و ملت اردن آوار خواهد شد و حاکمیت این کشور را در معرض طوفانی بی‌سابقه و سهمگین قرار خواهد داد؟

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا