
به گزارش خبرگزاری ابرامباد، رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی تازه، به جایگاه مهم جمهوری اسلامی در معادلات قدرت جهانی اشاره کرده و تأکید داشتند که «امروزه بسیاری ایران را چهارمین ابرقدرت جهان میدانند».ایشان افزودند که در «محاسبات الهی»، کشوری که خود را پیرو اهل بیت (ع) میداند و از ایستادگی بر حق ترسی ندارد، «قدرت اول جهان» است. این دیدگاه فراتر از یک طبقهبندی صرفاً نظامی یا اقتصادی است؛ بلکه در نظام فکری جمهوری اسلامی، قدرت ایران برآیند توان دفاعی، استقلال سیاسی، تجربه چهل ساله رویارویی با فشارهای خارجی، ظرفیتهای اجتماعی و سرمایه معنوی جامعه است. این مؤلفهها، بهویژه در رویاروییهای اخیر، بیش از پیش مورد توجه تحلیلگران قرار گرفتهاند.
دو نگاه به قدرت: از ابعاد مادی تا الهی
در ادبیات روابط بینالملل، قدرت معمولاً بر اساس شاخصهایی نظیر حجم اقتصاد، بودجه نظامی، جمعیت، پیشرفت فناوری، توان هستهای، وسعت نفوذ سیاسی و قابلیت اعمال قدرت فرامرزی سنجیده میشود. اما رهبر انقلاب با تعریف خود، از این چارچوب رایج فراتر میروند. در این نگرش، قدرت یک ملت تنها به تعداد تجهیزات نظامی یا میزان تولید ناخالص داخلی محدود نمیشود؛ بلکه توانایی یک ملت برای حفظ استقلال، مقاومت در برابر فشار، بازسازی ظرفیتها پس از آسیبها، دفاع از منافع ملی و پاسداری از هویت سیاسی و اعتقادی خود نیز میشود که همگی اجزای قدرت ملی را تشکیل میدهند. از این رو، تعبیر «ابرقدرت چهارم» در این پیام، بیش از آنکه یک رتبهبندی رسمی در نظام جهانی باشد، توصیفی از افزایش وزن راهبردی ایران است؛ و عبارت «قدرت اول» در «محاسبات الهی»، اساساً به معیاری متفاوت از قدرت اشاره دارد. این سخنان حتی رسانههای مخالف جمهوری اسلامی را نیز وادار به تحلیل کرده است. برای مثال، ایران اینترنشنال پس از انتشار پیام رهبر انقلاب، با عنوان «چشمانداز قدرت ایران از نگاه خامنهای در آزمون واقعیت»، مشخصاً به همین عبارت «ابرقدرت چهارم» پرداخت و سؤال کرد که این جایگاه بر پایه کدام شاخص تعریف شده است. این پرسش به خوبی نشان میدهد که بحث درباره جایگاه قدرت ایران دیگر محدود به مرزهای داخلی نیست و به موضوعی برای بررسی رسانههای خارج از کشور نیز تبدیل شده است.
چهل و هفت سال مبارزه: از محاصره تا خودکفایی
برای درک عمیق این تأکید بر قدرت ایران، لازم است مسیری که جمهوری اسلامی از زمان پیروزی انقلاب تاکنون پیموده است، مورد توجه قرار گیرد. از نخستین روزهای حیات خود، ایران با فشارها و محدودیتهای بیسابقهای روبرو بوده است؛ از جمله جنگ تحمیلی، تحریمهای اقتصادی سنگین، فشارهای سیاسی، عملیاتهای امنیتی و ترور دانشمندان و چهرهها، جنگ رسانهای، محدودیتهای فناورانه و تلاش برای منزوی کردن منطقهای. در چنین شرایط دشواری، بسیاری از تواناییهایی که امروز به عنوان مؤلفههای قدرت ایران شناخته میشوند، در بستر همین چالشها و محدودیتها شکل گرفتند. توسعه صنایع دفاعی، توان موشکی، ساخت پهپادها، سامانههای پدافندی، جنگ الکترونیک، صنایع هوافضا و توان دریایی، به علاوه گسترش شبکه وسیع شرکتهای دانشبنیان، از جمله حوزههایی هستند که جمهوری اسلامی طی دهههای اخیر در آنها به دنبال کاهش وابستگی خارجی بوده است. این تحول از منظر راهبردی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا تحریمها زمانی میتوانند یک کشور را از حرکت باز دارند که آن کشور برای تأمین نیازهای حیاتی خود کاملاً وابسته بماند. اما تجربه ایران نشان داده که بخشی از فشارهای خارجی، خود به محرکی برای رشد و توسعه توانمندیهای بومی تبدیل شده است.
قدرتی که در میادین عمل به محک کشیده شد
درگیریهای اخیر را نیز نمیتوان جدا از این روند تاریخی ارزیابی کرد. در طول جنگهای ۱۲ و ۴۰ روزه، توان دفاعی ایران، ساختار فرماندهی، ظرفیت موشکی و پهپادی و قابلیت ادامه عملیات تحت فشار شدید نظامی، به شکلی بیسابقه مورد آزمایش قرار گرفت. در این میان، تنگه هرمز به یک عامل کلیدی در معادلات تبدیل شد. اهمیت هرمز تنها به جغرافیای ایران محدود نمیشود؛ این آبراه حیاتی یکی از مسیرهای اصلی انتقال انرژی در جهان است و هرگونه اختلال در آن میتواند بازارهای انرژی و تجارت بینالمللی را به شدت تحت تأثیر قرار دهد. خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز در بحرانهای اخیر گزارش داد که بسته شدن احتمالی تنگه هرمز میتواند موجب اختلال در حملونقل، افزایش قیمت نفت و ایجاد مشکلات جدی برای زنجیرههای تأمین جهانی شود و همزمان تلاشهای دیپلماتیک برای بازگشایی آن ادامه یافته است.
در چنین شرایطی، موقعیت جغرافیایی ایران از یک ویژگی طبیعی به یک مؤلفه راهبردی قدرت تبدیل میشود؛ مؤلفهای که حتی قدرتهای بزرگ نیز مجبورند آن را در محاسبات امنیتی و اقتصادی خود لحاظ کنند.
سؤال رسانههای خارجی: «آیا ایران چهارمین ابرقدرت است؟»
یکی از نمونههای بارز توجه رسانههای خارجی به این موضوع، گزارشی است که از سوی «بناینتلینیوز»، یک رسانه اقتصادی و تحلیلی مستقر در اروپا، منتشر شد. این رسانه در گزارشی با عنوان «آیا ایران چهارمین ابرقدرت است؟» به تغییر محاسبات درباره توان ایران پرداخته و بر نقش جمهوری اسلامی در تحولات تنگه هرمز و رویارویی با آمریکا تأکید کرده است. نویسنده گزارش بر این باور است که تحولات جنگ اخیر باعث شده برخی از برآوردهای پیشین درباره توان ایران برای اعمال قدرت در هرمز مورد بازنگری قرار گیرد. اهمیت این گزارش در آن نیست که یک رسانه خارجی رسماً ایران را در کنار آمریکا، چین و روسیه به عنوان ابرقدرت معرفی کرده باشد؛ چنین ادعایی دقیق نیست. بلکه اهمیت موضوع در آن است که پرسش اصلی درباره امکان تعریف ایران به عنوان یک قدرت فراتر از سطح منطقهای، در رسانههای خارج از کشور مطرح شده است. این نکته تمایز مهمی است که باید در تحلیلهای رسانهای به آن توجه کرد. «ابرقدرت چهارم» یک طبقهبندی رسمی و مورد توافق در نظام بینالملل نیست؛ اما اینکه چنین تعبیری در فضای تحلیلی خارج از کشور مطرح میشود، نشانگر افزایش توجه به قابلیتهای راهبردی ایران است.
قدرت ایران فراتر از توان موشکی
یکی از اشتباهات رایج در تحلیل قدرت ایران، محدود کردن تمام بحث به توان موشکی یا تجهیزات نظامی است.
موشکها، پهپادها، سامانههای پدافندی و توان دریایی بدون شک بخش مهمی از قدرت سخت جمهوری اسلامی به شمار میروند، اما قدرت ملی تنها زمانی معنای واقعی پیدا میکند که پشتوانهای انسانی، صنعتی، علمی و اجتماعی داشته باشد. یک سامانه پیشرفته دفاعی باید تولید شود، نیروهای متخصص باید آن را طراحی و عملیاتی کنند، زنجیره تأمین آن باید فعال باشد و ساختار فرماندهی نیز باید توانایی استفاده مؤثر از آن را داشته باشد. به همین دلیل، قدرت دفاعی امروز ایران را باید نتیجه مجموعهای از ظرفیتهای انباشته دانست؛ از دانشگاه و صنعت گرفته تا نیروهای مسلح، شرکتهای دانشبنیان، شبکه تولید داخلی و تجربه چندین دهه مواجهه با تهدیدها.
انسجام اجتماعی: نمود قدرت در لحظات بحرانی
در کنار قدرت سخت، موضوع مهم دیگری نیز وجود دارد: پشتوانه اجتماعی دفاع از کشور. البته جامعه ایران جامعهای متنوع است و در مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دیدگاههای مختلفی در آن دیده میشود. بنابراین نمیتوان جامعه ایران را یکدست و فاقد اختلافات دانست. اما میان اختلافات سیاسی و دفاع از تمامیت ارضی کشور باید تمایز قائل شد. تجربه دفاع مقدس به خوبی نشان داد که در برابر تهدید خارجی، گروههای گوناگون اجتماعی میتوانند بر سر اصل دفاع از کشور به یکپارچگی برسند. این الگو در بحرانهای امنیتی و جنگهای اخیر نیز به اشکال مختلف تکرار شد. این همان نقطهای است که مفهوم «قدرت ملی» از «قدرت حکومت» جدا میشود. کشوری که بتواند در شرایط بحران بخشی از توانمندیهای اجتماعی خود را برای دفاع از سرزمین و منافع ملی بسیج کند، از یک عنصر مهم قدرت بهرهمند است.
معنویت؛ بُعد پنهانتر قدرت ایران
بخش اصلی سخن رهبر انقلاب دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود. اشاره به «عترت طاهره(ع)» و «محاسبات الهی» در واقع تعریفی دیگر از ریشههای قدرت ارائه میدهد؛ تعریفی که در آن ایمان، اعتقاد، ایثار، شهادتطلبی، توکل و آمادگی برای پرداخت هزینه در راه دفاع از حق به عنوان بخشی از سرمایه قدرت یک ملت محسوب میشود. این عنصر در تاریخ معاصر ایران، بهویژه در دوران دفاع مقدس، جلوههای بسیاری داشته است. فرهنگ عاشورا و ادبیات مقاومت در جمهوری اسلامی، صرفاً مفاهیم مذهبی باقی نماندهاند؛ بلکه در بسیاری از مقاطع حساس امنیتی و نظامی به عوامل هویتی و انگیزشی تبدیل شدهاند. از همین منظر، وقتی رهبر انقلاب از «محاسبات الهی» سخن میگویند، در حال ارائه فرمولی متفاوت برای فهم قدرت هستند؛ فرمولی که در آن، قدرت یک ملت به میزان ترس دیگران از آن محدود نمیشود، بلکه به میزان پایبندی آن ملت به اصولی که آنها را حق میداند نیز وابسته است.
چرا دشمن مجبور به بازنگری در محاسبات خود شده است؟
در سالهای گذشته، یکی از اهداف اصلی فشارهای خارجی علیه جمهوری اسلامی، تغییر رفتار ایران از طریق افزایش هزینههای اقتصادی، امنیتی و سیاسی بوده است. اما ادامه سیاستهای مستقل ایران و توسعه ظرفیتهای دفاعی و منطقهای نشان داده که اعمال فشار لزوماً به معنای دستیابی به نتیجه سیاسی مورد انتظار اعمالکنندگان فشار نیست.
«بناینتلینیوز» در همان گزارش تحلیلی خود درباره جایگاه ایران، به توانایی تهران برای تأثیرگذاری بر تنگه هرمز و رویارویی با نیروی دریایی آمریکا توجه ویژهای نشان داده است. این موضوع یک پیام روشن برای محاسبات راهبردی دارد: ایران را نمیتوان صرفاً با شاخصهای اقتصادی یا نظامی غربی سنجید؛ بلکه باید ظرفیت تحمل فشار و توانایی ایجاد هزینه برای طرف مقابل را نیز در نظر گرفت. از همین روست که موقعیت ایران در معادلات منطقهای، حتی برای قدرتهای بزرگ، به متغیری قابل حذف تبدیل نشده است.
از «کشوری تحت فشار» تا «بازیگری تعیینکننده»
اگر بخواهیم تحولات چهل و هفت سال گذشته را در یک خط سیر خلاصه کنیم، میتوان گفت ایران از کشوری که پس از انقلاب با فشارهای گسترده برای بازگشت به نظم پیشین مواجه بود، به کشوری تبدیل شده که در بسیاری از محاسبات امنیتی منطقه باید به عنوان یک بازیگر تعیینکننده لحاظ شود. البته این تحول به معنای حل همه مشکلات کشور نیست و نمیتوان مسائل اقتصادی، اجتماعی یا مدیریتی را نادیده گرفت. قدرت ملی زمانی پایدار خواهد بود که توان دفاعی و امنیتی با رشد اقتصادی، رفاه عمومی، سرمایه اجتماعی، پیشرفت علمی و حکمرانی کارآمد همراه شود. اما همین واقعیت نیز از اهمیت دستاوردهای حاصل شده در حوزه استقلال و دفاع ملی نمیکاهد.
«قدرت اول»؛ مفهومی فراتر از رتبهبندی جهانی
بنابراین، عبارت «ابرقدرت چهارم» را نباید به عنوان یک جدول رسمی برای رتبهبندی قدرتهای جهانی تفسیر کرد. حتی رسانههای خارجی که به این تعبیر پرداختهاند، درباره معیارها و حدود آن اختلاف نظر دارند. ایران اینترنشنال نیز در تحلیل اخیر خود دقیقاً بر مسئله معیارهای سنجش این عنوان تمرکز کرده است. اما بخش دوم سخن رهبر انقلاب، یعنی «قدرت اول جهان بر اساس محاسبات الهی»، اساساً وارد حوزه دیگری میشود. در این چارچوب، قدرت ایران حاصل جمع استقلال سیاسی، توان دفاعی، ظرفیت علمی و صنعتی، موقعیت ژئوپلیتیکی، تجربه مقاومت، سرمایه اجتماعی و پشتوانه اعتقادی است. به همین دلیل، درک این سخن بدون توجه به تجربه تاریخی جمهوری اسلامی کامل نخواهد بود. ایران امروز صرفاً نتیجه یک جنگ یا یک عملیات نظامی نیست؛ بلکه محصول نزدیک به پنج دهه رویارویی با فشار، تحریم، تهدید، جنگ و تلاش برای محدود کردن استقلال کشور است. اگر دشمنان جمهوری اسلامی در مقاطع مختلف تلاش کردند قدرت ایران را با فشار اقتصادی و نظامی محدود کنند، پاسخ ایران نیز صرفاً در میدان نظامی شکل نگرفت؛ بلکه در ایجاد ظرفیتهای بومی، حفظ استقلال، توسعه توان دفاعی و بازتولید سرمایه انسانی و اعتقادی خود ادامه یافت. از این منظر، مفهوم «قدرت اول» در سخن رهبر انقلاب بیش از آنکه یک عدد در جدول قدرتهای جهان باشد، تعریفی از یک ملت است؛ ملتی که در محاسبات مادی شاید با معیارهای متعارف سنجیده شود، اما در محاسباتی که ایمان، اراده، استقلال و آمادگی برای دفاع از حق را نیز وارد معادله میکند، معادلهای متفاوت شکل میگیرد. و شاید همین تفاوت میان دو نوع محاسبه، مهمترین بخش سخن رهبر انقلاب باشد؛ اینکه قدرت یک کشور فقط آن چیزی نیست که در ترازنامه اقتصادی یا جدول بودجههای نظامی دیده میشود، بلکه بخشی از آن در اراده ملتی شکل میگیرد که طی دههها فشار، استقلال خود را به عنوان یک اصل راهبردی حفظ کرده است.



