
به گزارش ابرامباد، یک سال پر فراز و نشیب دیگر در بحبوحه چالشها و تقابلهای میان ایران و آمریکا سپری میشود.در این میانه، مسعود پزشکیان راهی نیویورک شده است تا در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، دیدگاههای جمهوری اسلامی را تبیین کند. انتظار میرود او در سخنرانی خود به مسائل جاری و مواضع ایران در دوران مناقشات اخیر پاسخ دهد.
در همین حال، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، آمادگی خود را برای دیدار با پزشکیان اعلام کرده است. پزشکیان نیز متقابلاً ابراز داشته که از هرگونه ملاقاتی که به نفع مردم ایران باشد، استقبال میکند. این نوع اظهارات، پیشتر در دوران ریاستجمهوری حسن روحانی و دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ نیز مطرح شده بود. با این حال، به نظر میرسد تجربیات گذشته، از جمله واکنشهای شدید داخلی به گفتگوی کوتاه روحانی و اوباما، درسهایی را به همراه داشته است. اکنون پس از دو دور جنگ و در شرایطی که رسانههای داخلی به انتقاد تند از دولت میپردازند، برخی امیدوارند که دیدار احتمالی دو رئیسجمهور، گشایشی در گرههای میان تهران و واشنگتن ایجاد کرده و به مشکلات اقتصادی کشور پایان دهد.
غلامحسین کرباسچی، تحلیلگر سیاسی اصلاحطلب، در گفتوگو با یکی از رسانهها، صریحاً اعلام کرده است که اگر جای پزشکیان بود، با وجود تمام پیامدهای احتمالی، برای حل مسائل با ترامپ دیدار میکرد؛ حتی اگر بهای سنگینی داشته باشد. او به خاطرهای از آیتالله هاشمی رفسنجانی در زمان پذیرش قطعنامه ۵۹۸ در سال ۱۳۶۷ اشاره میکند که هاشمی به بنیانگذار جمهوری اسلامی گفته بود اجازه دهد قطعنامه را بپذیرد تا جنگ پایان یابد، حتی به قیمت اعدام خود به اتهام خیانت.
کرباسچی همچنین به ماجرای تلاش خود برای دیدار با پزشکیان در سال گذشته اشاره میکند. وی قصد داشت همین دیدگاهها را به رئیسجمهور منتقل کند، اما وقت ملاقاتش به طور ناگهانی لغو شد. او همچنین از منتقدان جنگ و مخالفان مذاکره میپرسد: “تا کجا میخواهید بجنگید؟ برنامهتان چیست؟”
سال گذشته، پیش از سفر پزشکیان به نیویورک، کرباسچی به دلیل احساس خطر شدید، درخواست دیدار ده دقیقهای با او را مطرح کرده بود. هدف او این بود که از رئیسجمهور بخواهد، همانند اقدام هاشمی رفسنجانی در زمان پذیرش قطعنامه ۵۹۸، با رهبری دیدار کرده و خطرناک بودن وضعیت کشور را تبیین کند. او اشاره میکند که اگرچه امام خمینی (ره) یک هفته پیش از آن بر ادامه جنگ تأکید کرده بودند، اما هاشمی با زانو زدن و اصرار فراوان، بر پذیرش قطعنامه اصرار ورزید؛ حتی با این قول که اگر خیانتکار محسوب شود، محاکمه و اعدامش کنند.
کرباسچی با تأکید بر لزوم جلوگیری از تکرار جنگ، به خسارات عظیمی که در دوره اخیر به کشور وارد شده، اشاره میکند. او میپذیرد که ایران نیز خساراتی به طرف مقابل وارد کرده، اما معتقد است که این خسارات با آنچه ایران متحمل شده قابل مقایسه نیست. او از دست دادن رهبران و شخصیتهای برجسته را یادآور شده و ابراز تأسف میکند که اگر سال گذشته مذاکره صورت میگرفت، شاید این حوادث رخ نمیداد.

وی با اشاره به عدم وجود قطعنامه مشخصی برای پذیرش در حال حاضر، تأکید میکند که مسئله اصلی، یافتن راهحلی برای مشکلات است. کرباسچی با استناد به فرمایش امام خمینی (ره) که از ابنسینا نقل میکردند: “من هیچوقت با گاو درنمیافتم، برای اینکه گاو شاخ دارد ولی عقل ندارد”، وضعیت کنونی را توصیف میکند. او معتقد است که در حال حاضر، آمریکا با نظامی مستقر است که بویی از دیپلماسی و حقوق بینالملل نبرده است. کرباسچی این وضعیت را ناشی از حضور دونالد ترامپ، “یک فرد مریض و خودمحور” میداند که تنها به منافع مادی خود فکر میکند. او بر این باور است که در چنین شرایطی، باید منافع ملی و زندگی مردم در اولویت قرار گیرد.
کرباسچی اذعان میکند که مقاومت و روحیه مردم قابل تحسین است، اما این ظرفیت تا مرزی قابل استفاده است. وی به مشکلات معیشتی و زندگی روزمره مردم اشاره میکند: افزایش سرسامآور قیمت نان، مواد غذایی و مسکن. او آمارهای نگرانکنندهای را درباره فقر و تعداد بیماران صعبالعلاج مطرح کرده و میپرسد: “تا چه مرزی وجداناً میتوانیم از مردم انتظار تحمل داشته باشیم؟”
او تأکید میکند که وظیفه اصلی مسئولین اجرایی، اداره زندگی مردم است و شهادتطلبی فردی نمیتواند به معنای فدا کردن کل ملت باشد. کسی که مسئولیت دارد، باید زندگی مردم را اداره کند. مردم هم اینجور نیستند که همه شهید بشوند. کرباسچی بار دیگر بر موضع پزشکیان تأکید میکند که از هیچ مذاکرهای که مشکلات مردم را حل کرده و به نفع کشور باشد، ابایی ندارد. او معتقد است که حتی با “این فرد بیمار” (اشاره به ترامپ)، باید به گونهای مسئله را حل کرد تا اقتصاد کشور و زندگی مردم بهبود یابد و از خطرات بدتری که در جنگ اخیر خسارات جبرانناپذیری به بار آورده، جلوگیری شود. وی خسارات مادی و عقبافتادگیهای ناشی از جنگ را فاجعهبار دانسته و میگوید بازسازی آنها شاید در نسلهای آینده نیز ممکن نباشد.
در پاسخ به این پرسش که آیا ملاقات با ترامپ، تنها تبلیغات برای او خواهد بود، کرباسچی میگوید: “الان که ملاقات نکردیم و مسئله ما حل نشده، وضعیت بدتر هم شده است.” او معتقد است هر اقدام دیپلماتیک منافعی برای طرفین دارد و اگر بتوان از ضربات مهلک فردی “خبیث” (ترامپ) جلوگیری کرد، دستاورد کمی نیست. کرباسچی اشاره میکند که اگرچه آمریکا در داخل کشور خود با مشکلات سوخت و قیمتها روبروست، اما این مسائل تأثیری بر اقتصاد و زندگی مردم ایران ندارد و دشمنی آمریکا با ایران تنها به ترامپ محدود نمیشود.

وی با اشاره به خروج گسترده نیروهای متخصص از کشور، وضعیت کنونی را بسیار نگرانکننده میداند و میافزاید که این حسرتها ممکن است نه تنها به روز قیامت، بلکه به فرصتهای از دست رفته نیز مربوط باشد.
کرباسچی تأکید میکند که حل مسئله هستهای، با اثبات عدم پیگیری سلاح اتمی به جامعه جهانی، میتواند بهانهها را از دست مخالفان بگیرد. او از برخی مسئولین گذشته که با انکار هولوکاست یا افزایش سانتریفیوژها، ذهنیت بدی در دنیا ایجاد کردهاند، انتقاد میکند.
در مورد مسئله اسرائیل و جنوب لبنان، کرباسچی به سیاستهای معقول ایران در گذشته اشاره کرده و از مسئولیتپذیری در قبال منافع ملی سخن میگوید. او هشدار میدهد که فلج اقتصادی کشور میتواند توانایی ایران برای کمک به مسلمانان و شیعیان در نقاط مختلف دنیا را از بین ببرد. او تأکید میکند که نهضت شیعی جنوب لبنان، که توسط امام موسی صدر پایهگذاری شد، از ابتدا با هدف تقابل کامل نبوده و حفظ آن منطقه مهم است.
در نهایت، کرباسچی تصریح میکند که وظیفه پزشکیان در این سفر، پیگیری منافع ملی و مردم است و نباید از شعارها و اتهاماتی نظیر “سازشکاری” واهمه داشته باشد. او میداند که چنین اقدامی پیامدهای داخلی سنگینی دارد، اما معتقد است که این هزینهها برای نجات کشور ضروری است.



