اخبار اجتماعیاخبار اقتصادیاخبار سیاسی

وزیر جهاد کشاورزی: قیمت‌ها سینوسی نیست! مردم: بله، همیشه در اوج گرانی است!

به گزارش ابرامباد، اظهارات اخیر وزیر جهاد کشاورزی مبنی بر اینکه «امروز دیگر شاهد قیمت‌های سینوسی پیاز، سیب‌زمینی و گوجه‌فرنگی در کشور نیستیم»، با سیل واکنش‌های تند و گسترده مخاطبان مواجه شده است.بررسی نظرات عمومی نشان می‌دهد که برای بخش عظیمی از مردم، مسئله اصلی نه نوسانات قیمتی، بلکه سطح سرسام‌آور و دائمی گرانی است.

در میان انبوه دیدگاه‌های ارائه‌شده، ارقامی چون سیب‌زمینی ۸۰، ۹۰ و حتی ۱۰۰ هزار تومانی، در کنار گوجه‌فرنگی ۶۰، ۷۰ و ۱۵۰ هزار تومانی به چشم می‌خورد. این اعداد و ارقام، از نگاه کاربران، شکاف عمیقی را میان آنچه مسئولان بیان می‌کنند و آنچه مردم در تجربه روزمره بازار لمس می‌کنند، به نمایش می‌گذارد.

«سینوسی نیست؛ همیشه گران است»

یکی از پرتکرارترین واکنش‌ها به گفته‌های وزیر، همین برداشت بود که روند قیمت‌ها دیگر مانند گذشته نوسان ندارد، بلکه در یک سطح بالا و ثابت، ماندگار شده است. یک شهروند به وضوح نوشت: «بله دیگه سینوسی نیست، همیشه گرونه.» و دیگری همین مفهوم را با بیانی متفاوت عنوان کرد: «قدیم قیمت‌ها بالا و پایین داشت، الان نقطه پایین نداره، همش بالاست.» حتی کاربری وضعیت موجود را به یک خط با شیب صعودی تشبیه کرد؛ یعنی به زعم او، نه تنها نوسان حذف نشده، بلکه افزایش قیمت‌ها همچنان ادامه دارد.

این درک در چندین پیام دیگر نیز تکرار شده است. یکی از مخاطبان با لحنی گزنده نوشت که قیمت‌ها «همیشه در اوج هستند» و دیگری این پرسش را مطرح کرد که آیا بهتر است قیمت‌ها یک روز گران و یک روز ارزان باشند یا اینکه به طور مداوم بالا بمانند؟ حتی کاربری وزیر را مستقیماً خطاب قرار داد و گفت: «آقای وزیر بروید تو بازار ببینید چی ارزان هست.» مجموع این واکنش‌ها نشان می‌دهد که بخشی از مردم، عبارت «سینوسی نبودن قیمت‌ها» را نه به منزله یک دستاورد، بلکه به عنوان توصیفی از تثبیت گرانی در بازار تلقی کرده‌اند.

سیب‌زمینی، پیاز و گوجه؛ نماد اعتراض‌های مردمی

بخش قابل توجهی از نظرات به بهای محصولات کشاورزی اختصاص داشت. یک نفر از خرید سیب‌زمینی ۱۰۰ هزار تومانی و پیاز ۵۰ هزار تومانی سخن گفت و همزمان، قیمت موز وارداتی را با محصولات داخلی مقایسه کرد. کاربر دیگری، بهای سیب‌زمینی را ۸۰ هزار تومان و گوجه‌فرنگی را ۶۰ هزار تومان اعلام کرد و پرسید آیا چنین قیمت‌هایی برای یک کارمند قابل قبول است؟ در چندین دیدگاه دیگر نیز قیمت سیب‌زمینی بین ۹۰ تا ۱۰۰ هزار تومان مطرح شد و یکی از مخاطبان از خرید روز گذشته خود با نرخ ۹۲ هزار تومان خبر داد.

گوجه‌فرنگی نیز در مرکز اعتراضات جایگاهی ویژه داشت. یکی از مردم قیمت آن را ۷۰ هزار تومان و دیگری ۱۵۰ هزار تومان اعلام کرد. در کنار آن، بهای بادمجان ۱۰۰ تا ۱۲۰ هزار تومان، هویج ۱۱۰ تا ۱۵۰ هزار تومان و طالبی ۱۰۰ هزار تومانی نیز در نظرات ذکر شد. یک بازنشسته نیز از قیمت‌های ۹۰ هزار تومانی سیب‌زمینی، ۱۲۰ هزار تومانی بادمجان، ۱۵۰ هزار تومانی هویج و ۳۵۰ هزار تومانی مرغ گلایه کرد و اظهار داشت که بسیاری از مردم دیگر توان خرید حتی محصولات تولید داخل را نیز ندارند.

مسئله اصلی از دیدگاه مردم؛ قدرت خرید

علاوه بر ذکر قیمت‌ها، یک محور مهم‌تر در کامنت‌ها به چشم می‌خورد: فرسایش توان خرید خانواده‌ها. یک کاربر نوشت «توان خرید مردم صفر شده» و تخمین زد که شاید مردم تنها ۱۰ درصد قدرت خرید گذشته را داشته باشند. دیگری بیان کرد که بسیاری از اقشار جامعه زیر بار گرانی فزاینده «له شده‌اند» و اصلاً توان خرید ندارند. در چند نظر دیگر نیز تأکید شد که بهای کالاهای اساسی آن‌قدر بالا رفته که برای بخشی از مردم، نخریدن کالا با خریدن آن تفاوت محسوسی ندارد.

یکی از شهروندان صراحتاً نوشت آن‌قدر میوه، سیب‌زمینی، پیاز و کالاهای ضروری گران شده که «با نبودنش هیچ فرقی نداره» و حتی برخی مردم قادر به خرید نان خالی هم نیستند. کاربر دیگری نیز گفت که خودش از نوروز امسال تاکنون تنها پنج بار توانسته برای خانواده‌اش میوه خریداری کند. این نظرات، موضوع را از بحث صرف درباره قیمت یک یا چند کالا فراتر برده و به چالش اساسی دسترسی خانواده‌ها به سبد غذایی مربوط می‌سازد؛ دغدغه‌ای که در چندین کامنت با عباراتی چون «گرانی بیداد می‌کند» و «به فکر معیشت مردم باشید» تکرار شده است.

مرغ ۳۷۰ هزار تومانی؛ قیمت تمام‌شده یا توان خرید؟

قیمت مرغ نیز یکی دیگر از نقاط کانونی واکنش‌ها بود. وزیر جهاد کشاورزی در اظهارات خود توضیح داده بود که بهای تمام‌شده مرغ به حدود ۳۶۰ تا ۳۷۰ هزار تومان رسیده و کاهش دستوری قیمت می‌تواند تولید را متوقف کند. اما در کامنت‌ها، مخاطبان بیشتر از منظر توان خرید به این موضوع نگریسته‌اند. یک کاربر از مرغ ۳۵۰ هزار تومانی نوشت و دیگری با اشاره به گرانی گوشت، مرغ، تخم‌مرغ و لبنیات، از افزایش مداوم قیمت این محصولات انتقاد کرد.

در واقع، بخشی از مردم میان «قیمت تمام‌شده تولید» و «قیمت قابل پرداخت برای مصرف‌کننده» فاصله‌ای جدی می‌بینند. پرسش پنهان آنها این است که اگر تولیدکننده با افزایش هزینه‌های نهاده، انرژی، دستمزد و حمل‌ونقل روبرو است، فشار نهایی این هزینه‌ها تا چه حد باید به مصرف‌کننده منتقل شود؟

همین دیدگاه در کامنت‌هایی که از ناتوانی مردم در خرید محصولات داخلی سخن گفته‌اند نیز مشهود است؛ یعنی حتی اگر افزایش قیمت از نظر هزینه‌های تولید قابل توجیه باشد، مسئله قدرت خرید همچنان پابرجا و بی‌جواب می‌ماند.

یک کشاورز هم از آن سوی بازار گفت

در میان نظرات، یک پیام از زاویه‌ای متفاوت اهمیت ویژه‌ای داشت؛ کاربری که خود را کشاورز معرفی کرد، گفت قیمت گوگرد، که به گفته او محصول داخلی است، در یک سال اخیر ۲۰ برابر شده و هزینه‌های سم، کود، دستمزد کارگر، حمل‌ونقل، کرایه سردخانه و ظروف نیز به شدت افزایش یافته است. با این حال، او مدعی شد محصول خرمای خود را با قیمت سال گذشته عرضه می‌کند اما همچنان بازار مناسبی ندارد. این کاربر همچنین از ممنوعیت صادرات انتقاد کرد.

این دیدگاه نشان می‌دهد که اعتراضات موجود تنها به مصرف‌کننده محدود نمی‌شود. در سوی دیگر این زنجیره، تولیدکننده نیز از افزایش هزینه‌ها و دشواری فروش محصول گلایه دارد. کاربر دیگری نیز تأکید کرد که ساختار کشاورزی نیازمند اصلاح است، زیرا به باور او منفعت این پول‌ها لزوماً به کشاورز نمی‌رسد. بنابراین، بخشی از نظرات، به جای تقابل ساده میان «مردم» و «تولیدکننده»، به ناکارآمدی احتمالی ساختار بازار، توزیع نامناسب منافع و هزینه‌های زنجیره تولید تا مصرف اشاره دارد.

«آقای وزیر، سینوس یعنی چه؟»

برخی از کاربران حتی به خود ادبیات مورد استفاده وزیر واکنش نشان دادند. یک مخاطب با لحنی طنزآمیز خطاب به وزیر نوشت: «لطفاً در حد سواد ما بفرمایید، سینوس نمنه دی؟» این واکنش ظاهری طنزآلود دارد، اما در بطن خود پیامی مشخص نهفته است: بخشی از مردم ترجیح می‌دهند به جای اصطلاحات تحلیلی درباره رفتار قیمت‌ها، مستقیماً درباره قیمت‌های واقعی کالاها و تأثیر آن بر سفره خانوارها صحبت شود.

در چند کامنت دیگر نیز همین فاصله میان ادبیات رسمی و تجربه عملی مردم دیده می‌شود. کاربری گفت «این حرف‌ها چیه؟ به فکر معیشت مردم باشید» و دیگری از وزیر خواست ساختار موجود اصلاح شود. یکی از کاربران نیز صراحتاً بیان کرد که مسئولان باید به بازار بروند و ببینند چه چیزی ارزان است. در مجموع، این گروه از نظرات نشان می‌دهد که بخشی از مردم انتظار دارند سیاست‌گذار درباره قیمت‌های ملموس بازار پاسخگو باشد، نه صرفاً درباره چگونگی حرکت نمودار قیمت‌ها توضیح ارائه کند.

میوه؛ کالایی که از سفره برخی خانواده‌ها حذف شده است

موضوع گرانی فقط به سبزیجات و اقلام اصلی محدود نمانده و میوه نیز در کامنت‌ها به عنوان یکی از کالاهایی مطرح شده که خرید آن برای برخی خانواده‌ها دشوار شده است. یک کاربر از قیمت سیب، هلو و شلیل بالاتر از ۳۰۰ هزار تومان و گیلاس حدود ۴۰۰ هزار تومان انتقاد کرد و در عین حال، قیمت موز وارداتی را حدود ۲۸۰ هزار تومان دانست. مقایسه او این پرسش را مطرح می‌کند که چرا محصول داخلی در بعضی موارد برای مصرف‌کننده ارزان‌تر از محصول وارداتی نیست؟

کاربر دیگری گفت حتی در شهرهای کوچک نیز سیب‌زمینی به حدود ۱۰۰ هزار تومان رسیده و خودش از عید تاکنون فقط چند بار توانسته برای خانواده‌اش میوه بخرد. یک کاربر دیگر نیز هشدار داد که شاید قضاوت درباره قیمت محصولات در مرداد و شهریور ماه زود باشد و پیشنهاد کرد وضعیت بازار در پاییز و زمستان مورد بررسی قرار گیرد. این نکته، تنها دیدگاهی بود که نسبت به قضاوت درباره روند قیمت‌ها در این مقطع زمانی، احتیاط بیشتری نشان می‌داد.

انتقاد از صادرات در شرایط گرانی داخلی

بخشی از نظرات به سیاست صادرات نیز مربوط بود. یکی از کاربران خطاب به وزیر گفت مردم توان خرید محصولات تولید داخل را ندارند، اما همزمان درباره صادرات مرغ، تخم‌مرغ، پنیر، ماست، سیب‌زمینی و برنج صحبت می‌شود.

کاربر دیگری نیز پرسید چرا در شرایط تورم و گرانی شدید مواد غذایی، برخی محصولات کشاورزی به خارج صادر می‌شوند. این نگرانی از آنجا ناشی می‌شود که مخاطب میان «مازاد تولید» و «نیاز داخلی» رابطه مستقیمی برقرار می‌کند و معتقد است تا زمانی که قیمت برای مصرف‌کننده داخلی بالاست، صادرات می‌تواند بسیار حساسیت‌برانگیز باشد.

در همین چهارچوب، یک کاربر به موضوع واردات برنج از آمریکا نیز واکنش نشان داد و آن را با شرایط سیاسی کشور مقایسه کرد. صرف‌نظر از صحت جزئیات ادعای مطرح‌شده در کامنت، این واکنش نشان می‌دهد که سیاست تجارت غذا برای بخشی از مخاطبان به موضوعی فراتر از اقتصاد تبدیل شده و با مسئله امنیت غذایی، تولید داخلی و حتی مناسبات خارجی گره خورده است.

مردم از «نوسان» نمی‌گویند؛ از «سطح قیمت» می‌گویند

بررسی کامل نظرات منتشرشده نشان می‌دهد که تقریباً همه بحث‌ها حول یک مسئله مشترک شکل گرفته است: مردم بیش از آنکه درباره سینوسی بودن قیمت‌ها سؤال داشته باشند، درباره سطح فعلی قیمت‌ها و توان خرید خود صحبت می‌کنند.

از سیب‌زمینی ۸۰ تا ۱۰۰ هزار تومانی، گوجه‌فرنگی ۶۰ تا ۱۵۰ هزار تومانی، بادمجان ۱۰۰ تا ۱۲۰ هزار تومانی و هویج تا ۱۵۰ هزار تومانی گرفته تا مرغ حدود ۳۵۰ هزار تومانی و میوه‌هایی با قیمت‌های چندصد هزار تومانی، اعداد مطرح‌شده در کامنت‌ها بیانگر دغدغه جدی مردم درباره هزینه‌های سبد غذایی است.

حتی کاربرانی که به اصلاح ساختار کشاورزی، مشکلات تولیدکنندگان، افزایش هزینه‌های نهاده‌ها، حمل‌ونقل و سردخانه اشاره کرده‌اند نیز در نهایت به یک پرسش مشترک می‌رسند: این افزایش هزینه‌ها قرار است چگونه میان تولیدکننده، دولت و مصرف‌کننده تقسیم شود؟

از نگاه کامنت‌های مردمی، حذف نوسان قیمت به‌تنهایی زمانی برای مردم یک دستاورد محسوب می‌شود که همراه با ثبات در سطح قابل‌تحمل قیمت‌ها باشد. اگر قیمت‌ها نوسان نکنند اما در سطحی قرار بگیرند که بخشی از خانواده‌ها توان خرید سیب‌زمینی، میوه یا مرغ را نداشته باشند، طبیعی است که مخاطب این وضعیت را نه «ثبات بازار»، بلکه «ثبات گرانی» تعبیر کند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا