
به گزارش ابرامباد، سحرگاه پنجم دیماه سال ۱۳۸۲، زمینلرزهای به قدرت ۶.۶ ریشتر شهر تاریخی بم را در هم کوبید و یکی از تلخترین صفحات تاریخ معاصر ایران را ورق زد؛ فاجعهای که جان بیش از ۲۶ هزار هموطن را گرفت و هزاران نفر را بیخانمان کرد. اکنون با گذشت بیست سال از آن کابوس ویرانگر، بررسیها نشان میدهد که نهتنها زخمهای زیرپوستی ایمنی شهری درمان نشده، بلکه با رشد جمعیت و توسعه نامتوازن، خطرات ابعاد پیچیدهتری به خود گرفتهاند. آمارهای تکاندهنده حاکی از آن است که جمعیت کشور افزایش یافته و تعداد مسکنها دوبرابر شده، اما میلیونها ایرانی همچنان زیر سقفهایی نفس میکشند که با کوچکترین لرزشی ممکن است به آوار تبدیل شوند. تجربه زلزلههای اخیر در منطقه و داخل کشور، زنگ خطری جدی برای شکاف عمیق میان علم مهندسی و کیفیت ساختوساز در ایران است.
دکتر مهدی زارع، استاد برجسته پژوهشگاه زلزلهشناسی، در تحلیلی نگرانکننده بیان میکند که در کلانشهرهایی نظیر تهران، حدود ۷۵ درصد از ساختمانها (چه قدیمی و چه نوساز) دارای ریسک آسیبپذیری بالا هستند. طبق برآوردها، یکسوم جمعیت شهرنشین ایران در بافتهایی سکونت دارند که تابآوری لازم را ندارند؛ ساختمانهایی که گاه نوساز هستند اما به دلیل عدم رعایت اصول مهندسی یا ساخت در حریم گسلها، تفاوتی با بافت فرسوده ندارند.

آیا بم دیگری در راه است؟ تغییرات جمعیتی چه میگویند؟
در زمان وقوع فاجعه بم، جمعیت ایران حدود ۶۶ میلیون نفر بود. پیشبینی میشود این رقم در سال ۱۴۰۴ به حدود ۸۷ میلیون نفر برسد که با احتساب مهاجران، جمعیتی بالغ بر ۹۴ میلیون نفر را در خود جای داده است. این یعنی رشدی ۳۰ تا ۴۰ درصدی در جمعیت ساکن کشور. در مقابل، تعداد واحدهای مسکونی از ۱۵ میلیون واحد در سال ۸۲ به حدود ۳۰ میلیون واحد در افق ۱۴۰۴ رسیده است. تبِ بلندمرتبهسازی که در تهران با بیش از ۱۰۰۰ برج بالای ۱۲ طبقه خودنمایی میکند، اکنون به سایر کلانشهرها همچون مشهد، تبریز و شیراز نیز سرایت کرده است، اما سوال اصلی اینجاست: کیفیت قربانی کمیت نشده است؟
سرعت فرسودگی از نوسازی سبقت گرفت
از سال ۸۲ تا امروز، حدود ۷ میلیون واحد مسکونی نوسازی شدهاند و شهر بم نیز دوباره ساخته شد. اما حقیقت تلخ این است که هنوز نزدیک به ۲۰ میلیون واحد مسکونی در کشور وجود دارد که یا فرسودهاند و یا با استانداردهای منسوخ بنا شدهاند. به زبان ساده، ۳۰ درصد از جمعیت ایران شبها در خانههایی میخوابند که ایمنی لازم را ندارند. سرعت فرسوده شدن بافتهای شهری متاسفانه از سرعت نوسازی و ایمنسازی آنها پیشی گرفته است.
مسکنهای مهری که مهرشان به زلزله نرسید
تجربه تلخ زلزلههایی همچون ورزقان، سرپلذهاب و خوی نشان داد که سیاستهای انبوهسازی ارزانقیمت، پاشنه آشیل ایمنی کشور شدهاند. در زلزلههای با قدرت متوسط (۵ تا ۶ ریشتر)، بسیاری از پروژههای مسکن مهر و آپارتمانهای ارزانساز دهههای ۸۰ و ۹۰، عملکردی فاجعهبار داشتند. مکانیابی غلط، مانند ساختوساز روی خاکهای سست کشاورزی یا حریم گسلها (مانند مسکن مهر محله فولادی سرپلذهاب)، شدت تخریب را دوچندان کرد. در زلزله خوی نیز شاهد بودیم که ساختمانهای نوساز مسکن مهر آسیبهایی جدی دیدند، در حالی که برخی بناهای قدیمی شهر استوار ماندند.

تهران؛ پایتختی روی انبار باروت
وضعیت در پایتخت بسیار نگرانکننده است. برآوردها نشان میدهد که بین ۶۵ تا ۷۵ درصد ساختمانهای تهران در برابر زلزلهای با بزرگای بالای ۷ ریشتر، دوام نخواهند آورد. انبوهسازیهای بیکیفیت عملاً باری اضافه بر دوش شهر گذاشتهاند و بافتهای ناایمن جدیدی خلق کردهاند. آمارها میگویند حدود ۵.۷ میلیون واحد مسکونی در کل کشور (ترکیبی از بافت سنتی و نوسازِ غیراستاندارد) در وضعیت قرمز ایمنی قرار دارند.
این یعنی جان حدود ۲۰ میلیون ایرانی در خطر است؛ به عبارتی از هر چهار ایرانی، یک نفر در خانهای زندگی میکند که ممکن است به آرامگاه او تبدیل شود. در تهران به تنهایی، بیش از ۳ میلیون نفر در مناطقی زندگی میکنند که در صورت وقوع زلزله بزرگ، با تخریب گسترده روبرو خواهند شد. فاجعه زلزله ترکیه در سال ۲۰۲۳ که در آن بناهای نوساز تبدیل به تلی از خاک شدند، هشداری جدی برای ماست که صرفاً «نوساز بودن» تضمینی بر «ایمن بودن» نیست.
ساختوساز روی خط آتش
یکی دیگر از معضلات بزرگ، کیفیت پایین مصالح و اصرار بر ساختوساز در حریم گسلهای فعال است. صدها هزار واحد مسکونی در شهرهایی مثل تهران، تبریز، مشهد و شهرهای اقماری تهران، دقیقاً روی پهنههای گسلی بنا شدهاند. با وجود اینکه ایران دانش مهندسی زلزله بالایی دارد، اما عدم اجرای صحیح و نظارت دقیق باعث شده جمعیت در معرض خطر از ۱۵ میلیون نفر در دهه هشتاد به ۲۰ میلیون نفر افزایش یابد.

اَبَربحرانی به نام فرونشست زمین
در کنار خطر زلزله، هیولای دیگری به نام «فرونشست زمین» در حال بلعیدن زیرساختهای کشور است. این پدیده که زمانی محدود به دشتها بود، اکنون به قلب شهرها نفوذ کرده است. گزارشها حاکی از آن است که از میان ۱۲۴۸ شهر ایران، حدود ۴۰۰ شهر با سطوح مختلفی از فرونشست درگیر هستند. حدود ۴۰ میلیون نفر از جمعیت کشور روی زمینی زندگی میکنند که به تدریج در حال نشست است. فرونشست، مانند موریانه، پیریزی ساختمانها را سست میکند و باعث میشود سازهها در هنگام وقوع زلزله، مقاومت و تابآوری خود را به شدت از دست بدهند. این ترکیب خطرناک فرونشست و زلزله، ریسک زندگی در شهرهای ایران را به طرز چشمگیری افزایش داده است.



