
به گزارش ابرامباد، فوتبال، ورزشی که ریشههای آن عمیقاً با اقشار کمبرخوردار جامعه، کودکان پرشور محلههای جنوبی شهر و هیجان بازی در زمینهای خاکی پیوند خورده است. از میان همین شوق و اشتیاق، ستارگان حرفهای سربرآوردند و بسیاری دیگر، خود را با حضور در استادیومها و حمایت از تیم محبوبشان تسکین دادند. اما به نظر میرسد این عشق دیرینه، با تصمیمات اخیر فدراسیون فوتبال، در مسیر تبدیل شدن به یک نوستالژی تلخ و دستنیافتنی قرار گرفته است.
فدراسیون فوتبال که طی سالیان متمادی با تصمیمات پرحاشیه و بعضاً شوکهکننده، خبرساز شده بود، این بار با سیاستهای تازه در تعیین بهای بلیت و مکان برگزاری بازیها، عملاً درب ورزشگاهها را به روی بخش بزرگی از هواداران بسته است. در وضعیتی که بسیاری از کارشناسان از افت محسوس کیفیت بازیهای لیگ برتر و کاهش شور و هیجان آن سخن میگویند، هواداری که هنوز با عشق تیمش به استادیوم میرود، مجبور است تنها برای نود دقیقه تماشای فوتبال، بیش از یک میلیون تومان بپردازد. این مبلغ نه تنها با توان مالی عموم مردم ایران همخوانی ندارد، بلکه با سطح امکانات و خدماتی که در ورزشگاهها ارائه میشود، نیز در تضاد کامل است.
نوستالژی بلیتهای هزار تومانی!
طبق مصوبه جدید مدیران فوتبال، بهای بلیت برای جایگاه روبهرو ۲۵۰ هزار تومان، پشت دروازهها ۱۵۰ هزار تومان و در طبقه دوم ۱۰۰ هزار تومان مقرر شده است؛ اعدادی که با اعتراض گسترده هواداران همراه بود. اما داستان هزینههای تماشای فوتبال به اینجا ختم نمیشود. هزینههای حملونقل، خوراک و دیگر خرجهای متفرقه، تجربه حضور در استادیوم را برای عده کثیری از علاقهمندان به یک تفریح لوکس و گرانقیمت تبدیل کرده است. لازم به ذکر است که این نرخگذاریها تنها به استادیوم آزادی محدود نمیشود و سایر ورزشگاههای کشور نیز از همین الگوی قیمتی پیروی میکنند.

رفتوآمد؛ بار پنهان هزینههای هواداری
اوضاع برای هواداران دو تیم پرطرفدار پایتخت، استقلال و پرسپولیس، بغرنجتر است. این عاشقان فوتبال مجبورند در اوج ترافیک روزانه، مسیری طولانی را به سمت ورزشگاه شهر قدس طی کنند که علاوه بر قیمت بلیت، هزینه گزافی برای ایاب و ذهاب بر دوش آنها میگذارد. محاسبات حاکی از آن است که یک تماشاگر تهرانی برای رفت و برگشت به ورزشگاه شهر قدس، میبایست حداقل ۷۵۰ هزار تومان کنار بگذارد. با افزودن هزینه بلیت، مجموع مخارج حضور در ورزشگاه برای تماشای یک بازی، حتی بدون احتساب خوراکی و سایر نیازها، از مرز یک میلیون تومان فراتر میرود. این ارقام، عبارت «یک میلیون تومان برای تماشای نود دقیقه فوتبال!» را از اغراق دور میکند و به واقعیت نزدیکتر میسازد.

سکوهای خالی و اجبار به خرید بلیت توسط باشگاهها!
گرانی بلیتها نه تنها باعث دوری هواداران از استادیومها شده، بلکه به نظر میرسد به وضعیتی مضحک و نگرانکننده انجامیده است. شنیدهها حاکی از آن است که برخی از باشگاهها، برای اینکه سکوهای ورزشگاهشان خالی نماند، خودشان اقدام به خرید تعداد زیادی بلیت میکنند و سپس با قیمتی کمتر آنها را به دست تماشاگران میرسانند. اگر این گزارشها صحت داشته باشد، چنین اقدامی نه تنها از نظر اخلاقی و قانونی جای بحث دارد، بلکه تنها برای باشگاههایی با توان مالی بالا ممکن است و تیمهای دیگر از این مزیت محروم میمانند. در حقیقت، به جای سیاستگذاری صحیح برای جذب تماشاگر، کار به جایی رسیده که باشگاهها برای جلوگیری از تماشای سکوهای خالی، به روشهای غیرمتعارف روی آوردهاند.

ایران، رویه ای متفاوت با جهان فوتبال!
در غالب کشورهای پیشرو در صنعت فوتبال، تلاش مدیران بر افزایش مشارکت تماشاگران و سهولت دسترسی آنها به ورزشگاهها متمرکز است. کاهش هزینهها، توسعه زیرساختها، ارائه امکانات مدرن و خلق تجربهای مطلوب برای هوادار، از اصول اساسی حفظ ارتباط میان فوتبال حرفهای و پایگاه مردمی آن به شمار میرود. اما در ایران، داستان به کلی متفاوت است. نه تنها شاهد ارتقای مطلوب زیرساختها و امکانات ورزشی نیستیم، بلکه افزایش بیرویه قیمت بلیتها، افت کیفیت خدمات و انتقال برخی بازیها به ورزشگاههای دوردست، حضور هواداران را با چالشهای مضاعفی روبرو کرده است. مسئولین فوتبال کشور، به جای گام برداشتن در مسیر تسهیل گری، عملاً سنگاندازی کردهاند؛ روندی که در بلندمدت، میتواند به خاموشی تدریج شور و اشتیاق فوتبال در میان مردم بینجامد.

فوتبال ایران؛ ورزشی برای همه، اما با دسترسی محدود!
شایان ذکر است که با وجود حجم مالی عظیم و قراردادهای نجومی در فوتبال ایران، قلب تپنده این ورزش همچنان در میان طبقه متوسط و اقشار کمدرآمد جامعه قرار دارد. این هواداران پرشورند که در گرمای سوزان تابستان و سرمای استخوانسوز زمستان، به استادیومها سرازیر میشوند، تیمهایشان را تشویق میکنند و روح و هویت واقعی فوتبال را شکل میدهند. اما زمانی که تماشای یک بازی فوتبال به تفریحی یک میلیون تومانی بدل میشود، طبیعی است که اولین قربانی این شرایط، همان تماشاگر وفاداری باشد که برای سالها، گرانبهاترین سرمایه فوتبال ایران محسوب میشد. ادامه این مسیر نه تنها به خالی ماندن بیشتر سکوها منجر خواهد شد، بلکه شکاف عمیقتری میان فوتبال و مهمترین ارکان آن، یعنی مردم و هواداران، ایجاد خواهد کرد.



