
به گزارش ابرامباد، سید هادی خامنهای، دبیرکل مجمع نیروهای خط امام، در سخنرانی سالگرد درگذشت سید علی اکبر محتشمیپور، با تأکید بر اینکه برگزاری مراسم بزرگداشت امیرالمؤمنین (ع) نباید با بریز و بپاش و مهمانیهای طولانی همراه باشد، اظهار داشت: این نوع اقدامات با منش و سیره آن حضرت همخوانی ندارد.او افزود: تا زمانی که فقر در جامعه ریشهکن نشده، مسئولان نباید از عملکرد خود احساس خشنودی کنند.
خلاصهای از مهمترین گفتههای او در ادامه ارائه شده است:
ایشان در ادامه بیان داشت: بسیاری از کارهایی که امروزه انجام میشود، با سلوک و رفتار حضرت امیر (ع) فرسنگها فاصله دارد. آن بزرگوار در دوره حکومتش علاوه بر رسیدگی به مسائل عمومی، شخصاً به احوال محرومان رسیدگی میکرد؛ اما در عصر حاضر، اگر مسئولی بخواهد چنین کند، مورد انتقاد قرار میگیرد که چرا وقت خود را صرف امور اداری نمیکند و به این قبیل کارها میپردازد.
او تأکید کرد: رضایت خاطر مسئولان از عملکردشان، مادامی که حتی یک نفر در جامعه نیازمند باقی مانده باشد، صحیح نیست. ضروری است به جای صرف انرژی در برخی حوزهها، به رفع نیازهای اولیه اقشار آسیبپذیر بپردازیم.
سید هادی خامنهای افزود: اگرچه الزامی نیست که مانند حضرت علی (ع) نان جو بخوریم، اما رعایت عفاف، پرهیزگاری، استواری و تقوا اجباری است. ریاکاری، دروغگویی و تظاهر باید به طور کامل کنار گذاشته شود. این امور، که شرعاً نیز حرام هستند، متأسفانه هنوز در جامعه ما ریشهکن نشدهاند. به جای برگزاری ضیافتهای پرهزینه، باید به حل این مشکلات اخلاقی بپردازیم که غالباً از آن غفلت میشود.
وی اشاره کرد: اگر جامعهای مدعی پیروی از امام علی (ع) است، این ادعا باید در رفتار و کردارش آشکار باشد. آیا ما واقعاً صداقت، ورع، تقوا، عفاف و استواری را در خود داریم؟ اهمیت این ویژگیهای اخلاقی از هزینههای گزافی که به نام آن حضرت صرف میشود، بسیار بالاتر است.
او توصیه کرد: شایستهتر آن است که هزینههای مربوط به برخی مراسم را به نام و یاد امام علی (ع) به نیازمندان اختصاص دهیم، نه اینکه صفوف طویل برای توزیع غذا تشکیل دهیم که هیچ همخوانی با سیره امیرالمؤمنین (ع) ندارد.
او به پرسش اساسی پرداخت: آیا گفتار و کردار ما یکسان است؟ عدل، صداقت و پرهیز از ریا و دروغ، بنیادهای دین اسلام هستند. جامعهای که این خصوصیات را داشته باشد، بیتردید رستگار خواهد بود؛ اما آیا ما به این حد رسیدهایم؟ پیروزی ما به میزان پایبندیمان به اصول اسلام و مکتب علوی بستگی دارد، گرچه پیروزی نهایی از آن حق است.
وی به توصیههای امیرالمؤمنین (ع) اشاره کرد: «قدمهای خود را در راه مبارزه ثابت و استوار نگه دارید و همواره بر آخرین موقعیت دشمنان متمرکز باشید. اگر احساس کردید که دشمنان آماده نهاجم هستند، پیش از آنکه حمله کنند، برای مقابله آماده شوید و اجازه ندهید به قلمرو شما وارد شده و در آنجا به نبرد بپردازند.»
به جای تلاش برای معرفی آن حضرت با شیوههای نامتعارف و پرهزینه، بهترین راه خدمت به ایشان، نشان دادن سیره علوی در اعمال و رفتارمان است تا مردم واقعاً ما را پیروان راستین علی (ع) بدانند؛ در غیر این صورت، هرگونه صرف بیهوده هزینه، نتیجهای در پی نخواهد داشت.
در شرایط کنونی جامعه، بسیار مناسبتر است که به جای پرداختن به تشریفات پرخرج و ناموجّه، به ژرفای اندیشههای آن بزرگوار بپردازیم.
امام علی (ع) به پیروانی حقیقی نیازمند است، نه صرفاً کسانی که نام او را بر زبان میآورند. به جای مباهات به نام ایشان، باید به اصلاح خویش همت گماریم.
از سخنان جاودانه امام علی (ع) این است که فرمود: «فالموت فی حیاتکم مقهورین و الحیات فی موتکم قاهرین» (اگر در زندگی مقهور شوید، آن زندگی مرگ است؛ و اگر در مرگ خود غالب باشید، آن مرگ عین زندگی است). با این حال، برخی افراد گاهی اوقات با استناد به این کلام، در بحث ضرورت یا عدم ضرورت گفتگو با دشمن افراط میکنند.
وی ادامه داد: میان آنچه که ایدهآل است و آنچه که در واقعیت جریان دارد، تفاوت فاحشی وجود دارد. از منظر حق، آمریکا چه جایگاهی دارد که بخواهد در این سوی جهان به گفتگو با ما بپردازد؟ این امر چه ارتباطی به او دارد؟ این یک واقعیت محض است. اما واقعیت دیگر این است که همین کشور، مسئولان ما را وادار به پذیرش گفتگو میکند تا حدی از آرامش و امنیت کشور حفظ شود و فعلاً این رویه ادامه دارد.
او تصریح کرد: امروز مسئولان کشور اصل مذاکره را پذیرفتهاند، اما اینکه گروهی بخواهند نظرات خود را تحمیل کنند، به هیچ وجه قابل قبول نیست. ما باید از حقایق آگاه باشیم، اما هرآنچه میدانیم لزوماً تحمیلی نیست. واقعیات موجود در جامعه، گاهی حکمهای متفاوتی را بر ما دیکته میکند.
وی به تجربه جنگ هشتساله اشاره کرد و گفت: امام راحل (ره) در آن دوران، با وجود اینکه فرمودند جام زهر را نوشیدند، کاری را که به ظاهر نمیپسندیدند، صرفاً برای مصلحت جامعه پذیرفتند. امروزه نیز این مسائل مطرح است. بنابراین، کلام امیرالمؤمنین (ع) درباره «فالموت فی حیاتکم مقهورین» هیچ منافاتی با اصل گفتگو ندارد و باید هر موضوعی را در جایگاه خود مورد بررسی قرار داد.
یکی از معضلات بزرگ دوران حکومت امام علی (ع)، وجود خوارج بود؛ گروهی افراطی که خود را ملاک حق و باطل میدانستند – نمونههای آنها در عصر حاضر نیز دیده میشوند. آنها معتقد بودند هرچه خود نیک بپندارند نیکو است و هرآنچه بد تصور کنند، بد است. به سخن بزرگان، اندیشمندان، علما و دانشمندان وقعی نمینهادند و حتی در برابر شخصیتی چون امام علی (ع) ایستادند و باعث ایجاد ناآرامیهای گسترده در جامعه شدند.
امام علی (ع) به پیروانش توصیه فرمود که پس از شهادت ایشان، با وجود اینکه یکی از خوارج عامل ترور ایشان بود، از کشتار خوارج در جامعه خودداری کنند. ایشان تأکید داشتند: «میان دو گروه تمایز قائل شوید. گروهی هستند که به راستی در پی حقاند، اما به خطا رفته و گمراه میشوند؛ و گروهی دیگر از ابتدا به دنبال باطل بودهاند و تا انتها نیز بر همان مسیر میمانند. این دو را یکی نپندارید.» خوارج، افرادی جاهل و ناآگاه بودند که به دلیل غرور، دست به آن اعمال زدند.
سفارش حضرت علی (ع) این بود که پس از ایشان، خوارج را رها کرده و به سراغ کسانی بروند که عامدانه و آگاهانه مسیر باطل را برگزیدهاند و با برنامهریزی و هدفمند پیش میروند؛ منظور ایشان بنیامیه بود که سرمنشأ تمامی فسادها و تباهیها در میان مسلمانان شدند.



