اخبار اجتماعیاخبار سیاسی

زلزله‌ای که انقلاب را تسریع کرد: روایت مهدی زارع از طبس و فروپاشی شاهنشاهی

به گزارش ابرامباد، دکتر مهدی زارع، استاد بنام پژوهشکده بین‌المللی زلزله‌شناسی و مهندسی زلزله، به شرح رخدادهای پس از زمین‌لرزه مخرب طبس می‌پردازد و آن را با اوج‌گیری کشمکش‌های سیاسی در واپسین ماه‌های حکومت پهلوی گره می‌زند. او می‌گوید زلزله ۲۵ شهریور ۱۳۵۷، تنها یک هفته پس از واقعه تلخ «جمعه سیاه» و در اوج حکومت نظامی سراسری به وقوع پیوست. در این شرایط، شکاف عمیق میان اقدامات اضطراری دولت و جنبش‌های سازمان‌یافته مخالفان رژیم به شکلی بی‌سابقه افزایش یافت.

زارع در ادامه توضیح می‌دهد که سفر محمدرضا شاه پهلوی به شهر ویران‌شده طبس نیز در فضای پر از تنش و خشم عمومی رقم خورد. این اوضاع، مدیریت بحران را برای حکومت با چالش‌های اساسی روبرو ساخت. رژیم پهلوی در آن زمان زیر فشار محدودیت‌های ساختاری، سنگینی بار بر سیستم اداری و محیط سیاسی ناپایدار قرار داشت.

زلزله‌ای که انقلاب را تسریع کرد: روایت مهدی زارع از طبس و فروپاشی شاهنشاهی

نیروهای مسلح به میدان آمدند؛ اما با موانع جدی

زارع به تشریح اقدامات دولت و ارتش در پی فاجعه طبس می‌پردازد: نیروهای نظامی و دولتی، عملیاتی گسترده شامل پروازهای امدادی و پشتیبانی لجستیکی را سازماندهی کردند. با بهره‌گیری از توان نیروی هوایی، یگان‌های ارتش، هواپیماهای ترابری C-130 و بالگردها، یک کریدور هوایی میان پایتخت، بیرجند، مشهد و طبس ایجاد شد.

به گفته وی، بیمارستان‌های صحرایی، تیم‌های درمانی متخصص، چادر، مواد غذایی آماده و دستگاه‌های تصفیه آب به مناطق حادثه‌دیده ارسال گردید. همچنین «جمعیت شیر و خورشید سرخ» برای کمک‌های درمانی فوری، احداث اردوگاه‌های موقت و مدیریت تدارکات اضطراری به محل اعزام شد.

یگان‌های مهندسی ارتش نیز ماموریت یافتند تا مسیرهای مسدودشده در کوهستان شتری را بازگشایی کنند، خطوط برق آسیب‌دیده را بازسازی کرده و با توجه به تخریب کاریزهای محلی، سامانه‌های اضطراری آبرسانی را راه‌اندازی نمایند.

فرح پهلوی که ریاست چندین نهاد اجتماعی و فرهنگی را بر عهده داشت، فعالیت‌های امداد بشردوستانه را از طریق شبکه‌های خیریه تحت نظارت خود پیگیری می‌کرد. شاه نیز عزای عمومی اعلام کرد و رسانه‌های دولتی مردم را به کمک و همدردی فراخواندند.

با این وجود، زارع تأکید می‌کند که بسیج تمام امکانات حکومتی به معنای موفقیت کامل در مواجهه با بحران نبود.

او می‌گوید که هماهنگی میان سازمان‌های غیرنظامی و نظامی به دلیل ساختارهای خشک و دستورات «از بالا به پایین» و نیز اجرای مقررات حکومت نظامی پس از ناآرامی‌های جمعه سیاه، با کندی مواجه شد.

فاجعه انسانی: ۸۵ درصد مردم طبس زیر آوار

زارع با اشاره به عمق فاجعه انسانی در زلزله طبس می‌گوید: با از میان رفتن حدود ۸۵ درصد از جمعیت طبس، تقریباً تمامی کادر اداری، انتظامی و درمانی محلی نابود شده بود و ظرفیت اولیه برای واکنش و امدادرسانی محلی کاملاً از بین رفت.

در چنین وضعیتی، بی‌اعتمادی عمیقی که در ماه‌های منتهی به انقلاب حاکم بود، نقش پررنگی ایفا کرد. بسیاری از مردم، مجاری رسمی دولتی را نادیده گرفته و کمک‌های خود را مستقیماً از طریق شبکه‌های روحانیت مخالف رژیم ارسال می‌کردند.

به گفته زارع، هم‌زمان، گروه‌های چپ‌گرا و مارکسیست نیز وارد عرصه کمک‌رسانی شدند. سازمان چریک‌های فدایی خلق، حزب توده و تشکل‌های دانشجویی چپ، فعالیت‌های خود را در بستر خیزش سیاسی منتهی به انقلاب ۵۷ سازماندهی کردند. این گروه‌ها به دلیل سرکوب شدید ساواک، اغلب تحت تعقیب یا به صورت مخفیانه فعالیت داشتند؛ از این رو عملیات جست‌وجو، نجات و کمک‌رسانی آنها بیشتر در چارچوب شبکه‌های مستقل مردمی و تلاش مستقیم برای یافتن مفقودان انجام می‌شد.

سازمان‌های چپ‌گرا، عملیات جست‌وجو و نجات را به میدانی برای آشکار ساختن کاستی‌ها و ناکارآمدی‌های حکومت محمدرضا شاه پهلوی تبدیل کردند.

زارع ادامه می‌دهد: فعالان چپ‌گرا، دوشادوش مخالفان مذهبی و دانشجویان مستقل، کاروان‌های امدادی خودجوش از تهران، مشهد و یزد به سمت طبس به راه انداختند. گروه‌های داوطلب متشکل از دانشجویان و فعالان سوسیالیست که در روزهای نخست به منطقه رسیدند، در کنار بازماندگان محلی به آواربرداری دستی و بیرون کشیدن پیکر جان‌باختگان پرداختند و بدین ترتیب، بخشی از خلأ ناشی از تأخیر در استقرار نیروهای نظامی را پوشش دادند.

این داوطلبان همچنین شبکه‌های تدارکاتی مستقل برای توزیع مستقیم غذا، پتو، چادر و تجهیزات پزشکی میان خانواده‌های آواره برپا کردند تا منابع از مسیرهای رسمی و دولتی منحرف نشود.

زلزله‌ای که انقلاب را تسریع کرد: روایت مهدی زارع از طبس و فروپاشی شاهنشاهی

امدادرسانی؛ میدانی برای نبرد سیاسی

زارع با اشاره به سیاسی شدن فرایند امدادرسانی پس از زلزله طبس می‌گوید: این سیاسی‌سازی عملاً با افشای ضعف‌ها و سوءمدیریت رژیم پهلوی همراه بود. سازمان‌های چپ‌گرا فعالیت‌های جست‌وجو و نجات را به بستری برای برجسته کردن ناکامی‌های دولت محمدرضا شاه پهلوی تبدیل کردند. این گروه‌ها با پخش شب‌نامه‌ها و اعلامیه‌های مخفیانه، فرماندهان ارشد نظامی را متهم می‌کردند که اجرای حکومت نظامی در شهرها را بر واکنش سریع و اضطراری در مناطق روستایی خراسان ارجح دانسته‌اند.

به گفته وی، در حالی که رسانه‌های دولتی بر انتقال هوایی ارتش و بازدیدهای سلطنتی تاکید داشتند، گروه‌های مارکسیست کمبود تجهیزات سنگین، تاخیر در انتقال مصدومان و شیوه نامناسب رسیدگی به پیکر جان‌باختگان را به دقت ثبت و مستند می‌کردند.

او می‌گوید: مخالفان حکومت از این شواهد برای تقویت این استدلال بهره می‌بردند که نظام شاهنشاهی نسبت به زندگی طبقه کارگر و روستانشینان بی‌تفاوت است.

روحانیت؛ شبکه‌ای آماده برای یاری‌رسانی

زارع در ادامه به نقش محوری شبکه‌های مذهبی و روحانیون در یاری‌رسانی به آسیب‌دیدگان زلزله طبس اشاره می‌کند: شبکه‌های اسلام‌گرا از ظرفیت مساجد محلی و کمک‌های مالی بازاریان برای هماهنگی مراکز بزرگ امدادی استفاده کردند.

او توضیح می‌دهد: علی‌رغم تفاوت‌های ایدئولوژیک میان نیروهای مذهبی و چپ‌گرا، هر دو جریان در یک هدف تاکتیکی مشترک بودند؛ بهره‌گیری از فعالیت‌های امدادی مستقل برای تضعیف اقتدار حکومت شاه.

به گفته زارع، نیروهای امنیتی و ساواک، اگرچه در روزهای پس از زلزله و با اوج‌گیری انقلاب به شدت تضعیف شده بودند، اما همچنان اردوگاه‌های امدادی غیردولتی را که توسط روحانیون و دانشجویان چپ برپا شده بود، تحت نظر داشتند و گاهی اقدام به اخلال در کار آنها می‌کردند.

نگرانی اصلی نیروهای امنیتی این بود که پایگاه‌های امدادی به مراکز تبلیغات علیه رژیم و جذب نیرو برای انقلاب تبدیل شوند.

زارع می‌افزاید: در پاییز ۱۳۵۷، گروه‌های انقلابی با حضور در مناطق روستایی برای نجات بازماندگان و توزیع مایحتاج، الگوهایی بدیل از سازماندهی مردمی را به نمایش گذاشتند و از کاستی‌های امدادی برای تضعیف هرچه بیشتر موقعیت سیاسی دولت شاه، ماه‌ها پیش از پیروزی انقلاب، بهره بردند.

زلزله طبس و تولد «حکمرانی موازی»

زارع با تبیین نقش روحانیت و شبکه‌های اسلام‌گرای حامی آیت‌الله خمینی می‌گوید: واکنش روحانیت یکی از ابعاد تعیین‌کننده سیاسی زلزله طبس بود. این رویداد، که تنها یک هفته بعد از واقعه جمعه سیاه و در اوج حکومت نظامی رخ داد، به بستری کلیدی برای نمایش توان تشکیلاتی نیروهای مذهبی تبدیل شد.

او ادامه می‌دهد: در حالی که دولت مرکزی پس از زلزله با مشکلات تدارکاتی و لجستیکی دست و پنجه نرم می‌کرد، روحانیون پیرو آیت‌الله خمینی با استفاده از شبکه سراسری مساجد، حوزه‌های علمیه و صندوق‌های مالی سنتی بازار، طی ۲۴ تا ۴۸ ساعت کمک‌های نقدی و غیرنقدی قابل توجهی را جمع‌آوری کردند.

به گفته زارع، شخصیت‌های برجسته و روحانیون محلی حامی آیت‌الله خمینی نیز به طور مستقیم وارد مناطق فاجعه‌زده شدند. چهره‌هایی چون آیت‌الله محمد بهشتی، آیت‌الله محمدجواد باهنر و آیت‌الله محمد صدوقی، مسئولیت هدایت ستادهای امدادی مستقل را در شهر طبس و نواحی اطراف بر عهده گرفتند.

وی با اشاره به اسناد ساواک درباره این فعالیت‌ها می‌گوید: در یکی از گزارش‌های ساواک پس از زلزله آمده بود که حسینیه ارشاد مبلغ ۳۰۰ هزار تومان برای کمک به منطقه آورده و پیشنهاد داده بود در صورت امکان، یکی از روستاهای آسیب‌دیده به حسینیه ارشاد واگذار شود تا بازسازی آن با استفاده از کمک‌های جمع‌آوری‌شده انجام گیرد.

این زلزله که تنها یک هفته پس از جمعه سیاه و در شرایط حکومت نظامی رخ داد، به عرصه‌ای اصلی برای نمایش قدرت تشکیلاتی نیروهای مذهبی تبدیل شد.

زارع ادامه می‌دهد: شبکه‌های روحانیت، کامیون‌های حاوی مواد غذایی، آب آشامیدنی سالم، پتو، چادر و تیم‌های پزشکی را مستقیماً از شهرهایی چون یزد، مشهد، تهران و قم به منطقه اعزام کردند. آنها عامدانه مستقل از ارتش و «جمعیت رسمی شیر و خورشید سرخ» عمل می‌کردند تا کمک‌ها از مسیر بوروکراسی دولتی عبور نکند.

زلزله‌ای که انقلاب را تسریع کرد: روایت مهدی زارع از طبس و فروپاشی شاهنشاهی

از امدادرسانی تا اعتمادسازی اجتماعی

زارع با اشاره به نقش داوطلبان مذهبی در عملیات امداد می‌گوید: روحانیون حامی آیت‌الله خمینی، هزاران جوان مذهبی، دانشجو و کارگر بازاری را در قالب تیم‌های داوطلب جست‌وجو و نجات بسیج کردند. در شرایط کمبود ماشین‌آلات سنگین، این داوطلبان با دست خالی آوارها را کنار می‌زدند تا پیکر جان‌باختگان و بازماندگان را بیابند.

او ادامه می‌دهد: برخلاف دفن‌های دسته‌جمعی و عجولانه‌ای که طبق دستورالعمل‌های اضطراری انجام می‌شد و آسیب روانی جدی به جامعه وارد می‌کرد، روحانیت بر اجرای آئین‌های سنتی کفن و دفن اسلامی تاکید داشت.

هنگامی که محمدرضا پهلوی برای بازدید از مناطق آسیب‌دیده به طبس سفر کرد، با واکنش سرد و خصومت آشکار بازماندگان و امدادگران مذهبی روبرو شد.

به گفته زارع، آنها در صورت امکان مقدمات غسل، کفن و نماز میت را به صورت انفرادی فراهم می‌کردند؛ اقدامی که به تسکین آلام بازماندگان کمک کرده و باعث جلب اعتماد عمیق عمومی می‌شد.

او با اشاره به پیام آیت‌الله خمینی از نجف درباره زلزله طبس می‌گوید: آیت‌الله خمینی از تبعیدگاه خود در نجف، ضمن ابراز همدردی با قربانیان، رژیم شاه را به بی‌توجهی، فساد و سوءمدیریت در بحران متهم کرد و از ایرانیان خواست کمک‌های خود را نه از طریق مجاری دولتی، بلکه مستقیماً برای روحانیون مورد اعتماد ارسال کنند.

زارع ادامه می‌دهد: زمانی که محمدرضا پهلوی برای بازدید از مناطق آسیب‌دیده به طبس رفت، با سردی آشکار و خصومت علنی بازماندگان و امدادگران مذهبی مواجه شد.

او در جمع‌بندی نقش سیاسی زلزله طبس می‌گوید: برای روحانیت و جنبش هوادار آیت‌الله خمینی، زلزله سال ۱۳۵۷ طبس به منزله یک نمایش عملی از «حکمرانی موازی» یا دولتی در سایه بود.

به گفته زارع، شبکه روحانیت با ارائه خدمات کارآمد در زمینه جست‌وجو و نجات، حمایت معنوی و کمک‌های مادی در شرایطی که سازوکارهای دولتی دچار ناکارآمدی بودند، اعتبار مردمی خود را تحکیم بخشید و توانمندی‌های سازمانی لازم را برای تسهیل انتقال قدرت در جریان انقلاب ۱۳۵۷ ایران مهیا ساخت.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا