اخبار اجتماعی

حسین علایی: تفاهم‌نامه اخیر، پیروزی قاطع ایران و شکست بزرگ اسرائیل در جنگ ۴۰ روزه!

به گزارش ابرامباد، حسین علایی، از فرماندهان برجسته نیروی دریایی سپاه پاسداران و تحلیل‌گر ارشد مسائل بین‌الملل، در گفت‌وگویی تفصیلی، ابعاد پنهان و آشکار «جنگ چهل روزه» میان آمریکا و اسرائیل با ایران و «تفاهم‌نامه چهارده بندی» متعاقب آن را تشریح کرده است.وی با قاطعیت اظهار می‌دارد که هدف اصلی واشنگتن و تل‌آویو از آغاز این رویارویی، نه صرفاً نظامی که براندازی و تغییر کلی نظام در ایران بوده است. به گفته علایی، دشمنان بر این باور بودند که تحت فشار شدید تحریم‌ها و جنایات جنگی گسترده (از جمله تخریب ۱۳,۵۰۰ هدف و حملات بی‌سابقه به مراکز غیرنظامی)، مردم ایران به پا خواهند خاست. اما حضور همه‌جانبه و مقاومت ملت در صحنه، اهداف آن‌ها را ناکام گذاشت و در نهایت، آمریکایی‌ها خود را مجبور به درخواست آتش‌بس دیدند.

علایی این تفاهم‌نامه را با ارزیابی بسیار مثبت، دست‌کم ۷۰ درصد و در یک نگاه دقیق‌تر، صددرصد به سود ایران می‌داند. او تصریح می‌کند که ایران بدون ارائه هیچ امتیاز راهبردی، توانسته است لغو تحریم‌های نفتی و پتروشیمی، آزادسازی منابع ارزی بلوکه شده، جذب مجوز سرمایه‌گذاری ۳۰۰ میلیارد دلاری و مهم‌تر از همه، «پایان جنگ در ایران و لبنان» را تضمین کند. وی تأکید می‌کند که نگرانی‌های داخلی موجود، ریشه در محتوای خود تفاهم‌نامه ندارد، بلکه ناشی از بدعهدی‌های مکرر و تاریخی آمریکا (مانند تجربه بیانیه الجزایر و برجام) است و لذا هوشیاری در برابر مکر دشمن یک ضرورت حیاتی است.

فرمانده پیشین نیروی دریایی سپاه، با رد برخی دیدگاه‌های غیرواقع‌بینانه که بر تداوم جنگ برای فرسایش قدرت آمریکا اصرار دارند، معنای واقعی «پیروزی» را روشن می‌سازد. از نظر او، پیروزی حقیقی در «برقراری صلح، امنیت و فراهم‌آوردن بستر برای توسعه همه‌جانبه کشور» نهفته است. او با اشاره به تسلط کامل جغرافیایی و حقوقی ایران بر تنگه هرمز و امکان بهره‌برداری از ظرفیت‌های حقوقی و محیط‌زیستی آن، خاطرنشان می‌کند که کشورهای منطقه نیز در طول این نبرد دریافتند که حضور پایگاه‌های آمریکایی ضامن امنیت آن‌ها نیست. در پایان، علایی صهیونیست‌ها را بزرگ‌ترین بازنده این توافق می‌خواند و بر لزوم بسیج تمام ظرفیت‌های ملی برای اجرای کامل تفاهم‌نامه و خنثی‌سازی تحرکات اسرائیل تأکید می‌ورزد.

در ادامه، متن کامل گفت‌وگوی تفصیلی با حسین علایی، نخستین فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و تحلیلگر برجسته مسائل بین‌الملل را می‌خوانید.

واشنگتن با هدف براندازی پا به میدان گذاشت نه توافق!

*** در کشورمان، در مواجهه با پایان این جنگ، دو دیدگاه کاملاً متضاد وجود دارد؛ یک گروه تفاهم‌نامه را فرصتی برای پایان دائمی خصومت ایران و آمریکا و حل مشکلات می‌دانند و گروه دیگر انتقاد کرده و آن را فرصتی برای تجدید قوا توسط آمریکا می‌پندارند تا پس از آن مجدداً جنگ را آغاز کند. نظر شما در این باره چیست؟

تصور آن‌ها با توجه به دهه‌ها تحریم گسترده علیه ایران و جنگ عظیمی که به راه انداختند، این بود که مردم تحت فشار شدید، از درون به عصیان برخواهند خاست. آمریکا با آغاز این جنگ چهل روزه، هرگز به دنبال امضای تفاهم‌نامه‌ای با ایران نبود. هدف اصلی آن‌ها تغییر ساختار نظام جمهوری اسلامی در ایران و بازگرداندن سیطره و حاکمیتی بود که در دوران رژیم گذشته بر ایران حکم‌فرما بود؛ یعنی کنترل و مدیریت مستقیم ایران توسط واشنگتن. این همان رویکردی بود که رئیس‌جمهور ترامپ صراحتاً بیان می‌کرد.

رژیم اسرائیل نیز از دیرباز به دنبال تغییر نظام در ایران بوده و معتقد بود که مشکلات اسرائیل تنها با دگرگونی در حکومت ایران حل می‌شود. آن‌ها حتی برای این دگرگونی، جایگزین نیز تعیین کرده بودند؛ پیش از ماجرای طوفان‌الاقصی، پسر شاه را به اسرائیل بردند و در آنجا او با اسرائیلی‌ها پیمان بست، کلاه یهودی بر سر نهاد و در کنار دیوار ندبه حاضر شد. اسرائیل هزینه‌های گزافی را صرف ایجاد التهاب در داخل ایران کرد تا وانمود کند جریانی داخلی از تغییر حمایت کرده و فرد مورد نظر اسرائیل را گزینه مناسبی می‌داند و تلاش داشت او را به قدرت برساند. آن‌ها واقعاً برای این برنامه ریزی گسترده‌ای داشتند.

اما پس از جنگ دوازده روزه سال گذشته، آن‌ها به این نتیجه رسیدند که اقدامات لازم برای تغییر نظام نتیجه نداده است. انتظاراتشان از حضور مردم در خیابان‌ها و استقبال از جنگ تجاوزکارانه آمریکا و اسرائیل محقق نشد. از این رو، به سراغ برنامه‌های بعدی رفتند تا اینکه به جنگ چهل روزه رسیدند.

حسین علایی: تفاهم‌نامه اخیر، پیروزی قاطع ایران و شکست بزرگ اسرائیل در جنگ ۴۰ روزه!

درخواست آتش‌بس آمریکایی‌ها، نشانه درک ناکامی آن‌ها در جنگ بود

حملات آمریکا و اسرائیل، با همه وسعتی که داشت، در حافظه تاریخی مردم ایران بدتر از حملات مغول‌ها حک شد، اما هیچ‌کس آمریکا و اسرائیل را پیروز این میدان نمی‌داند. در جنگ چهل روزه، آمریکا و اسرائیل با برطرف کردن تمامی کاستی‌های خود در جنگ دوازده روزه، با برنامه‌ای جامع‌تر، اهدافی به‌مراتب بزرگ‌تر و نقشه‌ای دقیق برای تخریب زیرساخت‌های ایران وارد صحنه شدند. می‌دانید که آمریکایی‌ها ادعا کردند ۱۳,۵۰۰ هدف را در ایران منهدم کرده‌اند که البته برخی از این حملات، جنایت جنگی و فاجعه بشری محسوب می‌شود؛ نظیر حمله به مدرسه میناب یا ورزشگاه لامرد در همان روز اول جنگ. این حملات مستقیماً توسط آمریکا انجام شد و تاکنون نه عذرخواهی کرده‌اند و نه پشیمانی نشان داده‌اند. آمریکا بر این باور بود که تمام توان نظامی، نیروهای مسلح و ظرفیت‌های صنعتی ایران را در حوزه نظامی از بین برده است.

اسرائیل نیز در این نبرد سنگ تمام گذاشت و هر آنچه در توان داشت، به کار گرفت و ادعا کرد ۱۹ هزار هدف را مورد اصابت قرار داده است. یعنی به نظر من، در طول تاریخ بشر، چنین جنگی سابقه نداشته است. تصور آن‌ها با توجه به دهه‌ها تحریم گسترده علیه ایران و جنگ عظیمی که به راه انداختند، این بود که مردم تحت فشار شدید، از درون به عصیان برخواهند خاست؛ اما برعکس، مردم از روز نخست جنگ، حفظ نظام و ایران را وظیفه اصلی خود دانستند و به خیابان‌ها آمدند. از لحظه آغاز جنگ تا به امروز، مردم صحنه را خالی نکردند و این یک رخداد بسیار بزرگ بود.

در این جنگ دوم، یعنی جنگ چهل روزه پس از جنگ دوازده روزه، باز هم این آمریکا و اسرائیل بودند که درخواست آتش‌بس کردند؛ یعنی ایران خواستار آتش‌بس نشد. علت آن بود که فهمیدند جنگ به اهداف مورد نظرشان نخواهد رسید. گرچه آمریکایی‌ها در خباثت و تخریب، ماهیت ضدبشری خود را به تمام و کمال نشان دادند؛ حتی پلی افتخارآمیز ایران در کرج را که در آستانه بهره‌برداری بود، هدف قرار دادند و آن را با پلی مشابه در آمریکا مقایسه کردند و تخریبش کردند. این در حالی بود که آمریکا و اسرائیل تبلیغ می‌کردند ایران پس از انقلاب عقب رفته است، اما با هدف قرار دادن آن پل، خود به پیشرفت‌های عظیم ایران در صنعت مهندسی صحه گذاشتند و سپس آن را ویران ساختند.

خب، این اقدامات انجام شد اما به نتیجه نرسیدند. تقریباً تمامی ناظران جهانی و اکثر افکار عمومی دنیا و مردم ایران، آمریکا و اسرائیل را در این جنگ نابرابر شکست‌خورده ارزیابی می‌کنند. هیچ‌کس آن‌ها را پیروز نمی‌داند. آن‌ها تخریب کردند، جنایت کردند و فاجعه آفریدند، اما پیروز نشدند؛ یعنی به هیچ‌یک از اهداف خود دست نیافتند. تنها توانستند سرمایه‌های عظیم انسانی را از ملت ایران بگیرند و هزینه‌های گزافی را بر ایران تحمیل کنند. بله، این کارها را انجام دادند و حملات آمریکا و اسرائیل در تاریخ ایران، بدتر از حملات مغول‌ها در حافظه تاریخی مردم حک شد، اما هیچ‌کس آمریکا و اسرائیل را پیروز نمی‌داند. همین الان نیز ترامپ مورد پرسش است که این تفاهم‌نامه‌ای که امضا کرده‌اید، تماماً به نفع ایران است و شما در برابر ایران کوتاه آمده‌اید.

در تفاهم‌نامه تقریباً هیچ امتیاز مهمی به طرف مقابل ندادیم

 *** آیا واقعاً این تفاهم‌نامه تماماً به نفع ایران است؟ بسیاری می‌گویند ما همه چیز را از دست داده‌ایم. بیایید بررسی کنیم چه داده‌ایم و چه به دست آورده‌ایم؟

حتی با اینکه ایران در جنگ از خود دفاع می‌کند و به دشمن ضربه می‌زند، اما نفس وجود جنگ به ضرر مردم ایران است. این وضعیت باعث می‌شود اقتصاد از اولویت خارج شده، مردم تحت فشارهای معیشتی قرار گیرند، سرمایه‌گذاری متوقف شود و ایران نتواند توسعه ملی و همه‌جانبه را دنبال کند و دائماً باید به فکر دفاع باشد. بیایید ببینیم چه داده‌ایم و چه به دست آورده‌ایم. ما در این تفاهم‌نامه چهارده بندی، تقریباً هیچ امتیاز اساسی نداده‌ایم. آمریکا معتقد است که پرونده هسته‌ای ایران را از بین برده و منهدم ساخته است. ما حداکثر چیزی که گفته‌ایم این است که در آینده درباره مسائل هسته‌ای گفتگو خواهیم کرد. از ابتدا نیز موضع ایران عدم دستیابی به سلاح هسته‌ای بود؛ این موضوع مربوط به امروز نیست، در برجام هم همین‌طور بود، پیش از آن نیز همین‌طور بود و فتوای رهبر شهیدمان نیز بر همین اساس بود. ما اصولاً به دنبال سلاح هسته‌ای نبودیم و واقعاً هم نیستیم، بلکه به دنبال استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای بودیم.

دانش این فناوری را نیز در شرایط تحریم به دست آوردیم؛ هیچ کشوری به معنای واقعی کلمه در توسعه صنعت هسته‌ای به ما کمکی نکرد و ما توانستیم این صنعت را با تکیه بر دانشمندان ایرانی خودمان محقق کنیم. به همین دلیل هم در جنگ دوازده روزه و هم در جنگ چهل روزه، اسرائیل دانشمندان هسته‌ای ایران را ترور کرد. قبل از جنگ دوازده روزه نیز اسرائیل دانشمندان هسته‌ای ایران را در داخل کشور به شیوه منافقین ترور کرد و بعدتر در جنگ، ترور را از طریق هواپیما انجام داد.

خب، ما در این تفاهم‌نامه چه کردیم؟ گفتیم درباره هسته‌ای مذاکره می‌کنیم. در مورد جنگ گفتیم که جنگ پایان یابد، نه فقط در ایران، بلکه در لبنان هم خاتمه پیدا کند. این به نفع ایران است یا به نفع آمریکا و اسرائیل؟ ایران که هرگز به دنبال جنگ نبوده، این آمریکا و اسرائیل بودند که همیشه به دنبال جنگ با ایران بودند. آمریکا و اسرائیل به دنبال کشورگشایی، حمله به مردم لبنان، سوریه و غزه بودند و این کارها را انجام می‌دادند. خب، اگر بر اساس این تفاهم‌نامه جنگ پایان یابد، آن‌ها دیگر نمی‌توانند از طریق جنگ به اهدافشان برسند. آیا خاتمه جنگ دستاورد کمی است؟

حضور جنگ به خودی خود زیان‌بار است

اینکه شما بتوانید جنگ را با یک تفاهم برای آینده منتفی کنید، یک موفقیت بزرگ برای ایران است. زیرا حتی با اینکه ایران در جنگ از خود دفاع می‌کند و به دشمن ضربه می‌زند، اما نفس وجود جنگ به ضرر مردم ایران است. این وضعیت باعث می‌شود اقتصاد از اولویت خارج شده، مردم تحت فشارهای معیشتی قرار گیرند، سرمایه‌گذاری متوقف شود و ایران نتواند توسعه ملی و همه‌جانبه را دنبال کند و دائماً باید به فکر دفاع باشد. خب این تفاهم‌نامه این مسئله را حل می‌کند و این یک دستاورد بسیار بسیار عظیم است.

بندهای دیگر چیست؟ مثلاً در حوزه هزینه‌ها، اجازه سرمایه‌گذاری ۳۰۰ میلیارد دلاری در ایران داده شده است. بخشی از دارایی‌های ایران که توسط آمریکایی‌ها مسدود شده بود، آزاد می‌شود؛ همان ترامپی که ادعا می‌کرد اجازه نمی‌دهد یک سنت به ایران برسد و تمام انتقادش به اوباما این بود که در برجام شما به ایران پول دادید. آن زمان هم اوباما پول خود ایران را پس داد، نه پول خودش را؛ الان هم ایران در حال دریافت پول‌های خودش است.

موانع صادرات نفت و پتروشیمی ایران برداشته شد؛ یعنی آمریکایی‌ها رسماً اعلام کردند که وزارت خزانه‌داری آمریکا مجوز داده است که ایران نفت و محصولات پتروشیمی صادر کند، به هر مقصدی که خواست بفرستد و پولش را نیز دریافت کند. آیا این‌ها اتفاقات کوچکی هستند؟ بنابراین، از این منظر به نظر من، این تفاهم‌نامه بسیار عالی است.

این سومین تفاهم یا معاهده یا توافق (زیرا هنوز می‌گویند به توافق نرسیده‌ایم) میان ایران و آمریکاست که به نظر من ظرفیت موفقیت و دستاوردهای بیشتری نسبت به دو مورد قبلی دارد. اولی توافق الجزایر پس از ماجرای گروگان‌گیری در ایران بود که البته آمریکایی‌ها به آن عمل نکردند. دومی برجام بود و این سومی است. این‌ها از نظر دستاوردهاست.

حسین علایی: تفاهم‌نامه اخیر، پیروزی قاطع ایران و شکست بزرگ اسرائیل در جنگ ۴۰ روزه!

نگرانی‌ها از بدعهدی آمریکاست، نه مفاد تفاهم‌نامه

این تفاهم‌نامه، حداقل با یک برآورد درصدی، ۷۰ درصد به نفع ایران و ۳۰ درصد به نفع آمریکاست. بسیاری از ارزیاب‌ها و نمره‌دهندگان این را می‌گویند، اما من معتقدم صددرصد به سود ایران است. اما کسانی که نگران و مخالف هستند، از رفتار آمریکا نگرانند و حق هم دارند. آن‌ها می‌پرسند آمریکایی‌ها تاکنون به کدام تعهدشان وفادار بوده‌اند؟ به بیانیه الجزایر پایبند نماندند و عمل نکردند. از برجام که خودشان امضا کرده بودند و کشورهای اروپایی نیز حضور داشتند، خود آمریکا خارج شد و آن را بر هم زد. مذاکراتی که در زمان ترامپ در دو دور انجام گرفت و تفاهم اولیه حاصل شد، آن‌ها مذاکره را به ابزاری برای جنگ تبدیل کردند؛ یعنی نگذاشتند مذاکرات به سرانجام برسد. به همین دلیل، بخشی از مردم نگرانند و می‌گویند این تفاهم نیز ممکن است به سرنوشت توافقات قبلی دچار شود. از این جنبه به نظرم جای نگرانی دارد و مردم احساس نگرانی می‌کنند، وگرنه محتوای خود تفاهم‌نامه بسیار غنی، مثبت، منسجم و عالی است. نمی‌گوییم آیا بهتر از این ممکن بود یا نه؛ طبیعتاً هر چیزی ممکن است پتانسیل بالاتری داشته باشد، اما باید به توانایی‌ها و قدرت خود و نیز به طرف مقابل توجه کرد.

در شرایط کنونی پس از جنگ، همه معتقدند که این تفاهم‌نامه حداقل با یک برآورد درصدی، ۷۰ درصد به نفع ایران و ۳۰ درصد به نفع آمریکاست. بسیاری از ارزیاب‌ها و نمره‌دهندگان این را می‌گویند، اما من معتقدم صددرصد به سود ایران است. البته طرف مقابل هم از آن سود می‌برد؛ سودش این است که مجبور بود هزینه‌های هنگفتی را برای جنگ متحمل شود، اما اکنون بدون نیاز به ادامه آن هزینه‌ها، با یک تفاهم‌نامه نوعی رضایت درونی برای خود ایجاد می‌کند که من نمی‌خواستم ایران به سلاح هسته‌ای دست یابد و حالا امضا گرفته‌ام که به سوی سلاح هسته‌ای نمی‌روند؛ در حالی که قبلاً هم وضعیت همین‌گونه بود.

روسیه و چین، خواهان نزاع ایران و آمریکا نبودند

*** چند روز پیش مناظره‌ای می‌دیدم؛ برخی تحلیلگران منتقد می‌گفتند ما اشتباه کردیم جنگ را پایان دادیم، اگر آن را ادامه می‌دادیم، هزینه‌ها برای آمریکا افزایش می‌یافت و قدرت آمریکا فرسوده می‌شد؛ حتی روسیه و چین نیز اکنون از پایان جنگ ناراحتند زیرا ما در حال تغییر نظم جهانی بودیم. به نظر شما این‌گونه تحلیل‌ها تا چه حد واقع‌بینانه است؟

اینکه بخواهند از شهری به شهری پرواز کنند و بگویند هواپیما نیست، این که پیروزی نیست!کسانی که دائماً از این تفاهم‌نامه حمایت کرده‌اند و همواره درخواستشان این بوده که با آمریکا توافق و تفاهم کنید، چینی‌ها و روس‌ها بودند. آن‌ها با اینکه با آمریکا رقابت دارند، همیشه در مورد مسائل مربوط به ایران و آمریکا می‌گفتند شما مشکلاتتان را با آمریکا حل کنید. حتی چینی‌ها و روس‌ها می‌گفتند ما برای اینکه بتوانیم با شما همکاری اقتصادی داشته باشیم، بایستی این تحریم‌های آمریکا برداشته شود؛ ما ملزم به رعایت تحریم‌های آمریکا هستیم.

در زمان قبل از جنگ، نفتی که ما به چین صادر می‌کردیم به گونه‌ای بود که چین اجازه نمی‌داد کشتی‌های ما به بندرهای آنجا بروند و پهلو بگیرند؛ همه در دریا کشتی‌به‌کشتی می‌شد. یعنی چینی‌ها که با ما کار می‌کردند این‌طور نبود که رعایت تحریم‌های آمریکا یا تحریم‌های سازمان ملل را نکنند. آن‌ها منتظر نبودند که ما در این جنگ آمریکا را شکست دهیم تا دنیا عوض شود.

پرهیز از گاو شاخ‌دار، نشان عقل است

ما که نمی‌توانیم آمریکا را از نظر نظامی شکست دهیم؛ ما می‌توانیم مقاومت کنیم. آمریکا قدرت بزرگ جهان از نظر نظامی، فناوری، مالی و پولی است. ما می‌توانیم این قدرت را به چالش بکشیم، همان‌طور که کشیدیم و نگذاشتیم پیروز شود. اما اینکه فرض کنید ما با قدرت نظامی که داریم — که بودجه ما از نظر نظامی کمتر از یک‌صدم بودجه سالانه آمریکاست — بخواهیم آن را شکست دهیم، تصور درستی نیست. بالاخره خداوند دنیا را طوری آفریده که مردم با عدد و رقم و با واقعیت‌ها سروکار دارند و باید سر کار داشته باشند.

پیروزی به این مفهوم است که شما بتوانید محیطی را برای ایران فراهم کنید که مردم بتوانند با آرامش خاطر بخوابند، با آرامش خاطر صبح از خواب بیدار شوند و با آرامش خاطر دنبال توسعه انسانی، توسعه اقتصادی و توسعه کشور در همه ابعاد باشند امام (که خدا رحمتشان کند) جمله‌ای می‌فرمودند؛ می‌گفتند ابوعلی سینا گفت من از گاو می‌ترسم، چون شاخ دارد ولی عقل ندارد! حالا اینکه ابوعلی سینا با آن عظمت بگوید از گاو می‌ترسم، این نشان‌دهنده ضعف ابوعلی سینا نیست؛ گاو شاخ دارد و اگر بزند شکمت را پاره می‌کند. هنر دیپلماسی و سیاست این است که شاخ گاو به شما نخورد و شما جوری

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا