اخبار اقتصادیاخبار بین المللاخبار سیاسی

افشای مسیرهای مخفی نفت ایران به چین؛ آیا محاصره آمریکا واقعا شکست خورد؟

به گزارش ابرامباد، با آغاز اعلام محاصره دریایی بنادر ایران توسط ناوگان آمریکا، بسیاری بر این باور بودند که این بار تحریم‌ها کمر تهران را خواهد شکست و صادرات نفت این کشور به طور کامل متوقف می‌شود.اما برخلاف این پیش‌بینی‌ها، تنها چند هفته پس از شروع این محدودیت‌ها، با انتشار تصاویر ماهواره‌ای و گزارش‌های کشتیرانی، تحلیلگران به سرعت متوجه شدند که ایران، حتی در اوج فشارهای بین‌المللی، راه‌های خلاقانه خود را برای ادامه تجارت یافته است. در این میان، چین، همچون گذشته، نقش کلیدی را به عنوان مقصد اصلی این مسیرهای پنهان ایفا می‌کرد.
از نگاه اقتصادی، استمرار جریان صادرات نفت ایران به چین، حتی با وجود محاصره شدید، گواه وجود یک ساختار تجاری پنهان و بسیار پیچیده است که طی سالیان متمادی برای مقابله با تحریم‌ها شکل گرفته است. اطلاعات ماهواره‌ای شرکت Windward نشان می‌دهد که ایران در ماه آوریل سال جاری میلادی، موفق به ارسال تقریباً ۹۸۵ هزار بشکه نفت خام به چین شده است. اگرچه این حجم نسبت به ماه مارس اندکی کاهش یافته، اما همچنان رقمی قابل توجه محسوب می‌شود. ناوگان مخفی ایران با بهره‌گیری از تکنیک‌هایی چون انتقال محموله از کشتی به کشتی در آب‌های منطقه عمان، غیرفعال کردن سیستم‌های شناسایی خودکار (AIS) و استفاده از پرچم‌های جعلی، توانسته حدود ۶۵ درصد از حجم صادرات خود را پابرجا نگه دارد. این روند، درآمد ارزی ماهانه حدود ۱.۸ میلیارد دلاری را برای ایران به ارمغان آورده که به تعدیل بخشی از فشارهای اقتصادی ناشی از محاصره کمک شایانی کرده است.
داده‌های گمرکی چین نیز این واقعیت را تأیید می‌کند که پکن در ماه آوریل روزانه حدود ۱.۰۲ میلیون بشکه نفت از ایران را از طرق غیرمستقیم وارد کرده است. چین با به‌کارگیری شرکت‌های واسط، انجام پرداخت‌ها با واحد پول یوان و ترانسفر محموله‌ها در آب‌های مالزی، توانسته است خطرات مرتبط با تحریم‌های ثانویه را به خوبی مدیریت کند. بر اساس تحلیل‌های شورای روابط خارجی، خریدهای مستمر چین نه تنها حمایت اقتصادی قابل توجهی (معادل ۲.۱ میلیارد دلار درآمد ماهانه) برای ایران فراهم آورده، بلکه پیامی قدرتمند به ایالات متحده ارسال کرده است که صرفاً با محاصره نظامی نمی‌تواند تهران را تسلیم کند.
شایان ذکر است که دولت ایالات متحده آمریکا در تاریخ ۱۱ مه ۲۰۲۶، تحریم‌های تازه‌ای را علیه سه شخص حقیقی و نه شرکت، شامل چهار شرکت در هنگ‌کنگ، چهار شرکت در امارات و یک شرکت در عمان، به اتهام تسهیل فروش و انتقال نفت ایران به چین وضع کرد. همزمان، گزارش بلومبرگ نشان می‌دهد که ایران برای عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز، پرداخت‌ها را به یوان می‌پذیرد. همچنین، سیستم پرداخت بین‌بانکی فرامرزی چین (CIPS) به رکورد بی‌سابقه‌ی ۱.۲۲ تریلیون یوان (معادل ۱۷۹ میلیارد دلار) در یک روز معاملاتی دست یافته که نشان‌دهنده افزایش چشمگیر استفاده از یوان در مبادلات بین‌المللی است.
علاوه بر این، کمیته منتخب مجلس نمایندگان آمریکا اعلام کرده که چین تا اوایل سال ۲۰۲۶ میلادی، حدود ۱.۲ میلیارد بشکه ذخیره استراتژیک نفت، معادل نزدیک به ۱۰۹ روز واردات دریایی خود، را با قیمتی کمتر از نرخ بازار از محموله‌های تحت تحریم انباشته کرده است. این رویکرد چین، بدون بهره‌مندی از تخفیف‌های قابل توجه از سوی ایران نبوده است. طبق گزارش بلومبرگ، ایران و روسیه در رقابتی تنگاتنگ برای جلب نظر خریداران چینی، نفت خود را با تخفیف‌های ویژه‌ای عرضه می‌کنند؛ به طوری که نفت خام سبک ایران با تخفیفی تا ۱۱ دلار و نفت اورال روسیه با تخفیف حدود ۱۲ دلار نسبت به قیمت شاخص برنت به فروش می‌رسد.
بنابراین، آشکار است که محاصره آمریکا، علی‌رغم شدت و هزینه‌های بالا، نتوانسته به طور کامل شبکه پنهان تجارت نفت ایران را فلج کند. چین با تداوم خریدهای خود، نقش حامی اقتصادی را برای تهران ایفا کرده است. یکی از عوامل اصلی موفقیت ایران در این زمینه، وسعت گسترده منطقه و شمار بالای کشتی‌های ناوگان سایه (بیش از ۴۰۰ فروند) است که اعمال کامل و مؤثر محاصره را بسیار چالش‌برانگیز ساخته است.
به بیان دیگر، پکن از این طریق هم نیازهای انرژی خود را برطرف می‌کند و هم وابستگی‌اش به نفت خلیج فارس را کاهش می‌دهد. محاصره آمریکا، اگرچه تأثیرگذار بوده، اما در قطع کامل زنجیره تأمین پیچیده میان ایران و چین ناکام مانده است. از جنبه سیاسی، تداوم این صادرات، موقعیت دیپلماتیک ایران را بهبود بخشیده است. چین با خرید نفت، علاوه بر کمک به اقتصاد تهران، این پیام را به جهانیان مخابره می‌کند که سیاست محاصره آمریکا کاملاً به اهداف خود دست نیافته است.
این مبادلات، جایگاه چین را به عنوان یک بازیگر محوری در معادلات انرژی منطقه‌ای تثبیت کرده و فشارها بر ایالات متحده را افزایش داده است. این رویکرد، که بخشی از استراتژی کلان چین برای حفظ و گسترش نفوذ خود در خاورمیانه است، پکن را قادر می‌سازد تا ضمن حمایت از تهران، وابستگی خود به منابع نفتی خلیج فارس را نیز مدیریت کند. چنین وضعیتی، واشنگتن را به بازنگری در سیاست‌های محاصره خود واداشته و نمایانگر این واقعیت است که اعمال صرف فشار نظامی، به تنهایی برای دستیابی به اهداف کافی نیست.
با این حال، گزارش مشترک FDD و TankerTrackers که در ماه مه ۲۰۲۶ منتشر شد، اذعان دارد که هرچند ایران در آوریل مجموعاً ۲۹.۴۵ میلیون بشکه (حدود ۹۸۲ هزار بشکه در روز) صادرات داشته، اما سهم ۸۶ درصدی از این میزان، پیش از شروع رسمی محاصره (یعنی قبل از ۱۳ آوریل) صورت گرفته است. این گزارش نشان می‌دهد که در فاصله ۱۵ آوریل تا ۱۸ مه، میانگین صادرات ایران به شدت کاهش یافته و به ۲۲۸ هزار بشکه در روز رسیده است. همچنین، طی ۱۸ روز ابتدایی ماه مه، ایران تنها ۲ میلیون بشکه نفتا (و نه نفت خام) صادر کرده که معادل ۱۱۱ هزار بشکه در روز است.
در مجموع، می‌توان گفت که محاصره دریایی آمریکا، با وجود شدت و هزینه‌های قابل توجه، نتوانسته است به طور کامل جریان صادرات نفت ایران به چین را متوقف سازد. چین با ادامه خریدهای خود، نه تنها به ثبات اقتصادی تهران یاری رسانده، بلکه پیامی سیاسی قدرتمند به واشنگتن مخابره کرده است. این شرایط، درسی مهم برای سیاست خارجی آمریکا به شمار می‌رود که در جهان پیچیده امروز، محاصره‌های نظامی به ندرت می‌توانند کاملاً مؤثر واقع شوند و اغلب فرصتی برای قدرت‌های ثالث، همچون چین، فراهم می‌آورند تا دامنه نفوذ خود را گسترش دهند.
برای ایران، تداوم این صادرات، حکم یک شریان حیاتی را دارد که امکان نفس کشیدن در شرایط سخت را فراهم آورده است. اگرچه حجم کلی صادرات کاهش یافته، اما درآمد ماهانه بین ۱.۶ تا ۲.۱ میلیارد دلاری، به تهران این امکان را می‌دهد که در برابر فشارهای اقتصادی مقاومت کرده و زمان بخرد. از سوی دیگر، برای چین، این خریدها بخشی از یک استراتژی وسیع‌تر با هدف تنوع بخشیدن به منابع انرژی و کاهش اتکا به منطقه خلیج فارس است. و در نهایت، برای ایالات متحده، این واقعیت، محدودیت‌ها و چالش‌های سیاست “فشار حداکثری” را به وضوح نشان داده است.
در پایان، این رویداد ثابت می‌کند که در معادلات پیچیده جهانی امروز، اتکا صرف به قدرت نظامی کفایت نمی‌کند. شبکه‌های اقتصادی پنهان، برنامه‌ریزی‌های بلندمدت قدرت‌های بزرگ و توانایی بازیگران منطقه‌ای در تطابق با شرایط، می‌توانند حتی سخت‌ترین محاصره‌ها را نیز بی‌اثر سازند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا