
به گزارش ابرامباد، امانالله باطنی، پژوهشگر اجتماعی، اخیراً اظهار داشته است که تمایل به تجرد برای بخش قابل توجهی از جامعه به یک سبک زندگی بدل شده است.این روند تا جایی پیش رفته که در مواردی حتی حمایت والدین را نیز به همراه دارد.
این پژوهشگر در ادامه افزود: برخی گروههای خاص اجتماعی گامی فراتر نهاده و نیازهای عاطفی و حتی جنسی خود را به شکلی منظم در زندگی خود جای دادهاند، اما حاضر به پذیرش تعهد در چارچوب ازدواج رسمی نیستند. به گفته باطنی، پدیده تجرد قطعی در جامعه ایرانی نه صرفاً یک انتخاب آزاد و نه اجباری مطلق است، بلکه بیشتر میتوان آن را «انتخابی اجباری» تلقی کرد. در واقع، فرد ممکن است تمایل به ازدواج داشته باشد و از قرار گرفتن در چنین موقعیتی بدش نیاید، اما شرایط اجتماعی موجود اجازه ازدواج را به او نمیدهد یا او حاضر به قبول مسئولیتهای اجتماعی ناشی از آن نیست.
باطنی با اشاره به پیامدهای این معضل، خاطرنشان کرد که تجرد قطعی برای دختران معمولاً با برچسبهای اجتماعی بیشتر و چالشهای عمیقتری همراه است. وی عواقب این پدیده را در سطح فردی شامل افسردگی و خلأ عاطفی و در سطح اجتماعی بروز بحران سالمندان تنها و خودکشیهای تقدیرگرایانه ناشی از سرخوردگی دانست.
این جامعهشناس در تبیین دلایل این پدیده از دیدگاه مکاتب مختلف جامعهشناسی توضیح داد:
* جامعهشناسی کارکردگرا: تجرد قطعی ناشی از کژکارکردی نهادهای اجتماعی، به ویژه خانواده است. در این دیدگاه، والدین «هلیکوپتری» مقصر شناخته میشوند. والدین هلیکوپتری به جای توانمندسازی فرزندان، همواره در حال خدمترسانی به آنها هستند و مانند هلیکوپتری که بالای سر فرزندان در پرواز است، از آنها مراقبت میکنند. فرزندان این گونه والدین نیازی به استقلال و ازدواج نمیبینند و فرآیند بلوغ اجتماعی و پذیرش مسئولیت ازدواج در آنها به درستی شکل نمیگیرد که همین امر منجر به تمایل بالای آنها به تجرد میشود.
* طلاق و تجرد: باطنی به طلاق به عنوان یکی دیگر از کژکارکردهای نهاد خانواده اشاره کرد. تحقیقات نشان میدهد بسیاری از فرزندان طلاق یا فرزندان طلاق عاطفی، مقاومت خاصی در برابر ازدواج از خود نشان میدهند. این مقاومت ریشه در تجربه تلخ آنها از جدایی والدینشان دارد و به میل آنها به تجرد دامن میزند.
* نهاد حاکمیت: از دیدگاه جامعهشناسی کارکردگرا، تجرد قطعی و تمایل به آن میتواند ناشی از کژکارکرد نهاد حاکمیت نیز باشد. بحران اقتصادی مهارنشده و تورم فزاینده، جامعه را دچار ناهنجاری میکند، به این معنی که بسیاری از هنجارهای اجتماعی مانند ازدواج به عنوان یک قاعده اجتماعی، کمرنگ میشوند؛ چرا که امکانپذیری آن برای بسیاری از افراد جامعه از بین میرود.
* جامعهشناسی تعارضگرا: در این مکتب فکری، تمایل به تجرد ناشی از تعارضات اجتماعی، به ویژه شکاف فرهنگی میان نسلهاست. نسلهای جدید دارای ارزشهای متفاوتی نسبت به نسلهای گذشته هستند و ازدواج برای آنها دیگر معنا و ارزش سابق را ندارد.
* جامعهشناسی تعاملگرا: تجرد قطعی از این منظر به دلیل تغییر محتوا و شکل تعامل اجتماعی میان دختران و پسران در مقایسه با دهههای قبل (مانند عشق رمانتیک و ازدواج سفید) و نیز تغییر معنای ازدواج در ذهن آنهاست.
باطنی در نهایت تاکید کرد که ناهنجاریهای ناشی از بحران اقتصادی، کمرنگ شدن قواعد اجتماعی، و احساس تعلیق و فرار از مسئولیت ازدواج به دلیل حمایتهای بیقید و شرط والدین، مهمترین دلایل افزایش این پدیده اجتماعی هستند.
بر اساس آمارهای موجود، در کشورمان 7 میلیون و 239 هزار و 190 زن کمتر از 40 سال و 7 میلیون و 695 هزار و 987 زن کمتر از 45 سال هرگز ازدواج نکردهاند. همچنین تعداد مردان هرگز ازدواج نکرده در گروه سنی کمتر از 40 سال به 9 میلیون و 338 هزار و 473 نفر و در گروه سنی کمتر از 45 سال به 9 میلیون و 812 هزار و 281 نفر میرسد.
وزارت ورزش و جوانان مجموع افراد مجرد هرگز ازدواج نکرده کشور را 18 میلیون و 775 هزار و 452 نفر اعلام کرده است. مسئولان همچنین اذعان دارند که در گروههای سنی بالای 45 سال، تعداد مردان مجرد هرگز ازدواج نکرده به مراتب کمتر از زنان است که این موضوع به دشواری ازدواج جدی برای زنان در این سنین منجر شده است.



