
به گزارش ابرامباد، حزب «نیروهای لبنانی» (معروف به القوات اللبنانیه) یکی از بانفوذترین گروههای سیاسی مسیحی در بیروت است که از زمان تأسیس خود در کوران جنگ داخلی لبنان، همواره نقشی محوری و پرچالش در صحنه سیاست این کشور ایفا کرده است.این تشکل، که ریشههای آن به سالهای پرآشوب جنگ داخلی (۱۹۷۵-۱۹۹۰) بازمیگردد و امروزه تحت رهبری سمیر جعجع، سیاستمدار کارکشته لبنانی، فعالیت میکند، از مخالفان سرسخت حزبالله، جمهوری اسلامی ایران و مداخله سوریه در امور داخلی لبنان محسوب میشود.
امروزه، القوات اللبنانیه به عنوان یکی از فراکسیونهای اصلی مسیحی در پارلمان لبنان شناخته میشود و مدعی اصلاحات سیاسی و لزوم انحصار کامل سلاح در اختیار دولت است. با این حال، این حزب هرگز نتوانسته سایه سنگین گذشته پرفراز و نشیب خود را از دوش بردارد.
در دوران اوج درگیریهای داخلی لبنان در اواخر دهه ۱۹۷۰، «نیروهای لبنانی» در قالب بازوی نظامی جبهه لبنانی، متشکل از احزاب مسیحی راستگرا و به رهبری بشیر جمیل، پا به عرصه وجود گذاشت. در آن مقطع، فعالیت گسترده گروههای مسلح فلسطینی (PLO) و نفوذ نظامی سوریه، توازن قوا را به ضرر جریانهای مسیحی تغییر داده بود. این شرایط ناعادلانه، راه را برای همکاریهای جنجالی این گروه با تلآویو باز کرد که بعدها به یکی از تاریکترین و پربحثترین فصول تاریخ معاصر لبنان بدل شد.
اسرائیل، با هدف تضعیف سازمان آزادیبخش فلسطین و شکلدهی دولتی همسو در بیروت، در آن سالها حمایتهای گستردهای از القوات به عمل آورد که شامل ارسال تسلیحات، آموزش نظامی و تبادل اطلاعات بود. این همکاریها به اوج خود رسید تا جایی که در سال ۱۹۸۲، همزمان با عملیات «صلح برای جلیل» (اشغال لبنان توسط اسرائیل)، نیروهای القوات نقش متحد اصلی میدانی ارتش اسرائیل را ایفا کردند. بشیر جمیل، با حمایت کامل ارتش اسرائیل، در اوت همان سال به ریاستجمهوری برگزیده شد، اما پیش از تصدی رسمی این مقام، در یک انفجار مهیب جان باخت.

اوج همکاریهای بحثبرانگیز میان اسرائیل و القوات اللبنانیه اما، پس از ترور بشیر جمیل در سپتامبر ۱۹۸۲، به فاجعه اردوگاههای صبرا و شتیلا منجر شد. گزارشهای کمیسیونهای مستقل بینالمللی و حتی کمیسیون کاهان در اسرائیل، آشکار ساخت که شبهنظامیان القوات، تحت فرماندهی وقت ایلی حبیقه، مسئول کشتار صدها غیرنظامی در این اردوگاهها بودهاند. این جنایت در شرایطی رخ داد که ارتش اسرائیل با محاصره کامل منطقه و نورافشانی آسمان با منور، مسئولیت غیرمستقیم این حادثه دلخراش را بر عهده داشت.
با پایان جنگ داخلی لبنان و امضای پیمان طائف در سال ۱۹۸۹، ساختار نظامی القوات منحل شد و سمیر جعجع، رهبر این گروه، بیش از ده سال را در زندان سپری کرد. پس از خروج نیروهای سوری از لبنان در سال ۲۰۰۵ و آزادی جعجع، «نیروهای لبنانی» خود را از نو تعریف کرده و این بار به عنوان یک حزب سیاسی رسمی، دوباره در صحنه سیاسی لبنان عرض اندام کرد.

با وجود آنکه قوانین لبنان هرگونه رابطه یا عادیسازی با اسرائیل را ممنوع کرده و حزب القوات نیز رسماً بر التزام به قانون اساسی تأکید دارد، منتقدان داخلی، به ویژه گروههای نزدیک به محور مقاومت، همواره سوابق بحثبرانگیز این حزب در دهه ۱۹۸۰ را به عنوان نقطه ضعف تاریخی آن یادآور میشوند. این گذشته خونین در حافظه جمعی لبنان از اهمیت بالایی برخوردار است و القوات اللبنانیه، حتی پس از کنار گذاشتن سلاح، نتوانسته است اعتبار از دست رفته خود را به طور کامل بازیابد.
مواضع رسمی کنونی این حزب بر اصولی استوار است که از دید برخی، با منافع اسرائیل همجهت ارزیابی میشود. مهمترین خواسته آنها، انحصار تسلیحات در اختیار ارتش لبنان و مخالفت شدید با ساختار نظامی حزبالله است. آنها همچنین بر لزوم اجرای قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل در خصوص لبنان تأکید دارند و قطعنامههای ۱۵۵۹ و ۱۷۰۱ را، که هر دو به خلع سلاح گروههای مسلح غیردولتی اشاره دارند، از اسناد حیاتی برای آینده لبنان میدانند.
با وجود آنکه «نیروهای لبنانی» در سالیان اخیر هیچ رابطه دیپلماتیک رسمی با اسرائیل نداشته و بارها حملات این رژیم به خاک لبنان را محکوم کردهاند، اما حزبالله را مسئول اصلی کشاندن لبنان به درگیری با اسرائیل میدانند. به طور کلی، رویکردهای این حزب به سیاستهای ایالات متحده، فرانسه و عربستان سعودی نزدیکتر است تا به محور ایران و سوریه.
یوسف رجی، وزیر امور خارجه کنونی لبنان، به دلیل مواضع صریح و تند خود علیه حزبالله و اظهارنظرهای انتقادی در مورد ایران، چهرهای شناختهشده است. او از اعضا و چهرههای نزدیک به حزب «القوات اللبنانیه» به رهبری سمیر جعجع محسوب میشود. رجی در فوریه ۲۰۲۵، به عنوان نماینده و سهمیه این حزب، در دولت نواف سلام به سمت وزیر خارجه منصوب شد. این انتصاب، پس از سالها، وزارت امور خارجه لبنان را به دست شخصیتی نزدیک به جریان ضد حزبالله سپرد. او سابقه طولانی در کسوت دیپلماتیک، از جمله فعالیت در سفارتهای لبنان در واشنگتن، بروکسل، ژنو و نیز سمت سفیر سابق در اردن را داراست.

یوسف رجی، هرچند دارای سوابق دیپلماتیک و تکنوکراتیک است، اما با سهمیه سیاسی و حمایت کامل «نیروهای لبنانی» وارد کابینه شده است. با آنکه او همواره تأکید میکند که لبنان بر اساس قوانین خود در وضعیت جنگی با اسرائیل قرار دارد و دیپلماسی کشور صرفاً در راستای منافع ملی، حفظ تمامیت ارضی و اجرای قطعنامههای بینالمللی عمل میکند، منتقدان او را به جانبداری از اسرائیل متهم میکنند. رجی نه تنها به شدت از حزبالله انتقاد میکند، بلکه جمهوری اسلامی ایران را نیز به مداخله در امور داخلی لبنان متهم میسازد.



