
به گزارش ابرامباد، تفاوت دیدگاه جبهه پایداری در مسائل دیپلماتیک و روابط خارجی بر کسی پوشیده نیست.این جریان که سعید جلیلی را تنها شخص شایسته برای امر مذاکره میداند، همواره هر فرد دیگری را که در جایگاه مذاکرهکننده ایران قرار گیرد، هدف حملات شدید خود قرار داده است. این هجمهها فرقی نمیکند که به سمت محمدجواد ظریف و عباس عراقچی باشد، یا حتی علی باقری کنی که زمانی معاون جلیلی بود و در دوره مسئولیتش گزارشهایی مبنی بر فاصله گرفتن او از جلیلی منتشر شد. از زمانی که محمدباقر قالیباف نیز با نمایندگان آمریکایی رو در رو شد، سرنوشتی مشابه مذاکرهکنندگان پیشین پیدا کرد؛ به ویژه آنکه جبهه پایداری و همفکرانشان، کینهای قدیمی از قالیباف در دل دارند.
خصومت جبهه پایداری با قالیباف، ریشهای عمیق دارد و به نظر میرسد پایانی ندارد. هنگامی که قالیباف در انتخابات ۱۴۰۳ تا پایان مرحله نخست رقابتها در صحنه باقی ماند، هواداران سعید جلیلی به شدت او را مورد انتقاد قرار دادند. آنها قالیباف را مسئول شکست جریان انقلاب در انتخابات معرفی کردند. اظهارنظرهای آشکار این طیف در صحن علنی مجلس نیز این موضوع را به وضوح نشان میدهد. حتی در مواردی مانند برکناری محمدجواد ظریف از سمت معاونت راهبردی ریاست جمهوری، که قالیباف دیدگاهی همسو با جبهه پایداری داشت، نتوانست رضایت این جریان را جلب کند.
لرزههای این نزاع به اظهارات اخیر قالیباف نیز سرایت کرده است. این بار صحبتهای قالیباف نه در مورد مذاکرات، بلکه درباره فضای کشور در روز نهم اسفند و وقایع منجر به شهادت رهبر انقلاب بود؛ سخنانی که مبنای حملات شدید رجانیوز، تحت مدیریت میثم نیلی، برادر داماد ابراهیم رئیسی، قرار گرفت.
قالیباف در روایت خود از روز آغاز جنگ اظهار کرده بود که با هماهنگی علی لاریجانی، دبیر شهید شورای عالی امنیت ملی، تصمیم گرفتند خبر شهادت رهبر انقلاب سحرگاه اعلام شود تا مردم به خیابانها بیایند وگرنه ممکن بود وضعیت خیابانها به گونهای دیگر رقم بخورد.
اما رجانیوز در واکنش به این سخنان نوشت: «بر اساس اولین بیانیه شورای عالی امنیت ملی به دبیری شهید لاریجانی در نهم اسفند، مردم نه تنها به حضور در خیابانها دعوت نشده بودند بلکه از آنها خواسته شده بود تهران را ترک کرده و به شهرهای دیگر بروند. البته بر خلاف این توصیه ش.ع.ام و دقیقاً در همان روز اول جنگ، نخستین تجمعات مردمی حتی پیش از اعلام رسمی شهادت رهبر انقلاب در میادین اصلی پایتخت شکل گرفت. این اجتماعات به حدی خودجوش بود که حتی صداوسیما نیز برای توصیف آن از عبارت «حضور خودجوش مردم» استفاده کرد.»
رجانیوز در ادامه، عدم برگزاری جلسات حضوری مجلس را بهانهای برای حمله به قالیباف قرار داد و در خصوص بازگشایی مجلس چنین نوشت: «باید توجه داشت که این بازگشایی اساساً برای تحقق فرمان رهبر انقلاب نبود و از ابتدای جنگ، مجلس تنها دو بار به صورت حضوری و مؤثر برگزار شده است؛ یک بار برای تمدید ریاست قالیباف و یک بار هم برای تغییر ترکیب کمیسیونهای این نهاد. در واقع میتوان گفت که قالیباف در این مدت درباره همهچیز اظهارنظر کرده به جز وظیفه ذاتی و قانونی خود یعنی اداره مجلس شورای اسلامی.»
یکی دیگر از رویاروییهای این وبسایت با قالیباف را میتوان در بازنشر ویدئویی از فواد ایزدی مشاهده کرد. فواد ایزدی، چهره نزدیک به جبهه پایداری، اخیراً گفتوگویی با محمد فاضلی، جامعهشناس، داشته که در صفحه یوتیوب فاضلی منتشر شده است. پس از آنکه فاضلی روایت میکند که به گزارشهای مهدی محمدی، مشاور محمدباقر قالیباف درباره جنگ گوش میدهد، ایزدی میگوید که این تیم پروژهای انتخاباتی دارد و نباید به حرفهای کسانی که چنین پروژهای را دنبال میکنند گوش فرا داد.
رجانیوز، که به برادر داماد ابراهیم رئیسی تعلق دارد، پیش از این نیز در خردادماه موضعگیری خود را علیه قالیباف با مهندسی یک خبر نشان داده بود. در خردادماه، زمانی که شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله لبنان، در نامهای به قالیباف از حمایتهای جمهوری اسلامی از لبنان قدردانی کرد، سایت رجانیوز بخشهایی از این پیام را حذف و آن را به گونهای منتشر کرد که گویی متن، یک بیانیه عمومی بدون مخاطب مشخص است. در نسخه رجانیوز، پاراگراف اول نامه که شامل سپاسگزاری از مواضع قالیباف در مورد جبهه مقاومت بود، به طور کامل حذف شد و متن از پاراگراف دوم آغاز شد. اتفاقی مشابه در گفتوگوی تلویزیونی قالیباف نیز رخ داد. دقیقاً یک ماه پیش، زمانی که قالیباف در یک گفتوگوی تلویزیونی از تفاهمنامه ایران و آمریکا دفاع میکرد، سخنانش در این رسانه قطع شد. پس از افزایش واکنشها به این اقدام، صداوسیمای تحت مدیریت جبلی-جلیلی این اتفاق را مشکل فنی خواند و کل گفتوگو را مجدداً پخش کرد.
رویارویی قالیباف و تندروها به جایی رسید که روزنامه خراسان، نزدیک به رئیس مجلس، در گزارشی از دوگانهسازیهای طیف افراطی روایت کرد و با نام بردن از افرادی مانند کوچکزاده و نقدعلی، نمایندگان تندرو مجلس، و همچنین علیرضا قاسمیان، روحانی تندرو، نوشت: «کسانی که کیلومترها از خط مقدم فاصله دارند، بیشتر از فرماندهان میدان درباره جنگ و مذاکره نسخه میپیچند. سید مجید موسوی که هزینه نبرد را با جانش میپردازد، از ضرورت همافزایی دیپلماسی و میدان میگوید؛ اما عدهای همچنان سرگرم هستند. گویی برای آنان دعوای سیاسی مهمتر از فهم الزامات جنگ است.»
بخشی از این تقابل با قالیباف، با تحریک و شور دادن به تجمعات شبانه نیز همراه بوده است؛ تا جایی که برخی از مداحان و سخنرانان تلاش کردهاند دوقطبیسازی در خیابانها را مدیریت کنند. از جمله آنکه میثم مطیعی، مداح شناخته شده، به صفآراییهای سیاسی در برابر قالیباف واکنش نشان داد و گفت: «بزرگ شوید، از بچگی خودتان دست بردارید. الان انتخابات نیست، الان جنگ است.» جالب اینجاست که همین اظهارات از سوی رجانیوز بیواکنش نماند. این وبسایت نوشت: «آقای مطیعی به درستی گفته «بزرگ شوید» و «در دعواهای انتخاباتی نمانید» اما مخاطب خود را اشتباه انتخاب کرده، چرا که در روزهای اخیر گروهی که هر مطالبهای را با فرض تسویه حساب انتخاباتی ساکت کرده، از حامیان طرف بازنده انتخابات قبل بوده!»
علاوه بر این، انتشار یادداشتی درباره مذاکرات در سایت مشرق و بازنشر آن در خبرگزاری تسنیم باعث شد که رجانیوز علیه این رسانهها موضعگیری کند. مطلبی که در خروجی مشرق قرار گرفته بود، به نوعی انتقاد از خواستههای آرمانی از مذاکره بود، اما رجانیوز در حمله به این رسانهها، نگاه آنها را منجر به برجام خواند تا جایی که تسنیم را به واکنش واداشت. این خبرگزاری با بیان اینکه رجانیوز به رویکرد مشکوک و تفرقهافکنی روی آورده نوشت: «این سایت این روزها به دروغ مدعی نقد دیگران به خطوط قرمز رهبر معظم انقلاب شده است. آن هم درباره تسنیمی که جانفداییاش برای رهبر معظم انقلاب و ایستادگی شبانهروزیاش بر اصول و خطوط قرمز ایشان بر دوست و دشمن محرز است.»
در اغلب این رویاروییهای میان جبهه پایداری و قالیباف، علاوه بر موضوع مذاکره، کلیدواژه «انتخابات» نیز به طور پررنگ دیده میشود. همین مسئله نشاندهنده ناخودآگاهی است که حتی در شرایط جنگی امروز نیز همچنان به انتخابات میاندیشد. آیا از جریانی که حتی مسئولیت ناکامی خود در انتخابات گذشته را بر عهده نمیگیرد و آن را به گردن دیگری میاندازد، میتوان جز این انتظار داشت که زیر کولر تحریریههای خود نسخه بپیچد و مذاکره را نفی کند؟ بگذریم از اینکه سیاستهای غربستیزانه و تحریمآور این جریان تا چه اندازه در شکلگیری وضعیت کنونی نقش داشته است.



