
به گزارش ابرامباد، با کاهش مداوم پوشش برف و یخ بر سطح زمین، میزان جذب گرما در سیاره ما افزایش یافته و این چرخه معیوب، ذوب شدن هرچه بیشتر یخچالهای طبیعی را تشدید میکند.این پدیده به ویژه در ایران، با قرار گرفتن بر کمربند خشک و بیابانی جهان، عواقب وخیمتری دارد؛ کوهستانهای ایران نه تنها در مقایسه با دهههای گذشته، بلکه حتی در یک دهه اخیر، شاهد کاهش چشمگیر دورههای پوشیده از برف و یخ هستند. برای مقابله با این بحران، اقدامات پیشگیرانه نظیر کاهش تولید و مصرف سوختهای فسیلی، جلوگیری از تخریب جنگلها و مراتع، کاهش وابستگی به خودروهای شخصی و محدود کردن دامپروری ضروری است. همچنین، اقدامات سازگاری مانند جایگزینی الگوهای معیشتی کمآببر به جای کشاورزی پرمصرف و توانمندسازی جامعه برای مقابله با خشکسالی و گرما، از اهمیت حیاتی برخوردارند تا روند نابودی یخچالها کند شده و بتوان با پیامدهای آن کنار آمد.
سازمان ملل متحد از سال ۲۰۰۲، روز ۱۱ دسامبر (۲۰ آذر) را به عنوان روز جهانی کوهستان تعیین کرده است. هدف از این نامگذاری، جلب توجه دولتها و ملتها به نقش حیاتی مناطق کوهستانی در تامین آب، حفظ تنوع زیستی و معیشت ساکنان است. هر سال، سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO) شعاری خاص برای این روز برمیگزیند تا موضوع مورد نظر در طول سال به بحث و پژوهش گذاشته شود. برای سال ۲۰۲۵، شعار “یخچالهای کوهستانی اهمیت دارند” انتخاب شده است که مستقیماً به موضوع اصلی مقاله ما مربوط میشود.
متاسفانه، مسئله کاهش عمق و وسعت یخچالهای طبیعی و برفچالهای ایران، و کوتاهتر شدن مدت زمان پایداری برف در کوهستانها، از سوی متولیان بخش آب کشور نادیده گرفته شده است. تقریباً هیچ اقدام مؤثری برای مهار این روند و سازگاری با شرایط جدید صورت نگرفته است. برعکس، طرحهایی همچون سدسازی و پروژههای انتقال آب، که بر پایه آورد رودخانهها در چندین دهه پیش –زمانی که بارشها و ماندگاری برفها بسیار متفاوت بود– طراحی شده بودند، همچنان در حال اجرا یا برنامهریزی هستند.
در شرایطی که رودخانهها دیگر آن آورد سالانه و جریان پیوسته سابق را ندارند، دستکاری در طبیعت آنها خطرات جبرانناپذیری را برای زیستبومهای انسانی و طبیعی وابسته به همراه دارد. علاوه بر این، گرمایش زمین که در ایران به مراتب شدیدتر از میانگین جهانی است، تبخیر آب را به شدت افزایش داده است. این واقعیت، جمعآوری آب در مخازن وسیع سدها و قرار دادن آنها در معرض نور شدید خورشید را به عملی غیرمنطقی تبدیل میکند. با این حال، گروههای سرمایهدار و ساختوسازگرا که منافع مالی عظیمی از اجرای پروژههای سدسازی و انتقال آب به دست میآورند و بسیاری از آنها ترجیح میدهند خود یا فرزندانشان در خارج از کشور اقامت گزینند، همچنان با قدرت به پیشبرد این طرحها ادامه میدهند.
با گذشت بیش از پنج دهه از واگذاری مسئولیت مدیریت منابع آب، از جمله یخچالهای طبیعی، به وزارت نیرو و با توجه به وضعیت بحرانی فعلی این منابع، دیگر تردیدی باقی نمانده است که این وزارتخانه شایستگی اداره آب کشور را ندارد. لذا، تدوین و اجرای طرحی نو و بنیادین برای مدیریت منابع آبی کشور امری ضروری و فوری است.



