
به گزارش ابرامباد، خبر مسدود شدن صفحه اینستاگرام و کانال یوتیوب نیما رضایی، که در فضای مجازی با نام «نیما تکیدو» شناخته میشود، با واکنشهای بسیار متفاوتی از سوی کاربران همراه شد. در حالی که تعداد زیادی از مخاطبان با راهاندازی کمپینهایی، خواستار رفع محدودیت از صفحات او و بازگشت فعالیتهایش شدند، گروهی دیگر به نقد جدی محتوای تولیدی این چهره مجازی پرداختند و محبوبیت وی را زیر سؤال بردند. در این میان، برخی از کاربران نیز دامنه بحث را گستردهتر کرده و به موضوع کلیتر محدودیتهای اعمالشده بر صفحات پرمخاطب و چالشهای اولویتبندی در کشور اشاره کردند.
«چرا صفحهاش بسته شد؟»
بخش قابل توجهی از کاربران بر این عقیده بودند که نیما تکیدو تنها در زمینه تولید محتوای سرگرمی فعالیت میکند و مسدود شدن صفحات او، عملاً مخاطبانش را از نوعی محتوا که به آن علاقه دارند، محروم کرده است. یکی از کاربران به صراحت نوشت: «چرا پیجش رو بستن؟ مگه چیکار کرده بود؟ تو این اوضاع خراب، اون یه نفر بود که میتونست حالمونو بهتر کنه، همین رو هم بستند.»
کاربر دیگری نیز با استفاده از جملهای که در میان هواداران نیما به یک شعار معروف تبدیل شده بود، ابراز داشت: «بشینید تا کانال از محدودیت دربیاد.»
همچنین در میان نظرات، برخی کاربران انتقادکنندگان از فعالیتهای این تولیدکننده محتوا را متهم به نادیده گرفتن محبوبیت واقعی او کردند. یکی از مخاطبان خطاب به منتقدان نوشت: «حق نیما این نبود. آیا میدانید چقدر برای برگزاری رویدادهایش تلاش و هزینه کرد و چقدر سختی کشید تا به این جایگاه برسد؟ هودیهایش در عرض چند دقیقه به فروش رفت و بلیتهای ایونتهایش هم به سرعت تمام شد.»
احترام به سلیقههای گوناگون؛ دفاع از نیما
گروه دیگری از کاربران، انتقادات وارد شده به محتوای نیما را ناشی از بیاحترامی به سلایق مختلف مردم دانستند. آنها تأکید کردند که هر فردی حق دارد محتوای مورد علاقه خود را دنبال کند و این یک حق طبیعی است. یکی از کاربران در واکنش به منتقدان نوشت: «تا الان هر پولی که به شما دادیم هیچ سودی برای ما نداشت، حالا که داریم برای خوشحالی خودمان خرج میکنیم، شما ناراحتید؟ ما ایرانیها از کودکی آموختهایم به علایق همه احترام بگذاریم.»
این گروه از کاربران معتقد بودند که استقبال گسترده و چشمگیر مخاطبان از برنامهها و محصولات ارائه شده توسط نیما، خود گواهی بر جایگاه ویژه او در میان بخشی از کاربران فضای مجازی است و نباید صرفاً به دلیل تفاوت در سلیقهها، این میزان از محبوبیت را نادیده گرفت.
«حیف اینترنت برای چنین محتوایی!»
در نقطه مقابل، دستهای از کاربران دیدگاهی کاملاً متفاوت داشتند و اساساً محتوای تولید شده توسط نیما تکیدو را فاقد ارزش دانستند. یکی از کاربران، پس از مشاهده ویدئوهایی از او و با اشاره به گزارشی درباره رویدادهای نیما، بیان کرد که با «شوخیهای بیمزه و سطحی» مواجه شده و این سؤال را مطرح کرد که چگونه چنین محتوایی میتواند میلیونها دنبالکننده داشته باشد. او در ادامه مطلب خود نوشت: «واقعاً حیف از اینترنت، برق و زمانی که برای تماشای این نوع محتوا صرف میشود.»
کاربر دیگری نیز با لحنی کنایهآمیز نوشت: «اینفلوئنسر نسل Z… واقعاً متأسفم.»
در میان این نظرات، برخی نیز اشاره کردند که با وجود عدم جذابیت صفحه اصلی نیما برایشان، از برخی ویدئوهای منتشر شده در صفحات مرتبط با او استقبال کردهاند.
بحث از یک شخص فراتر رفت
بخشی از کامنتها اما کمتر به خود شخص نیما میپرداخت و بیشتر به سیاستهای کلی محدودسازی محتوا یا اولویتهای کشور اشاره داشت. یکی از کاربران با انتقاد نوشت: «خدا را شکر که این مشکل کشور هم با تدبیر مسئولان حل شد؛ مشکل بعدی چیست؟»
کاربر دیگری نیز معتقد بود: «افراد بیکار به جای اینکه به فکر بهبود اوضاع اقتصادی و معیشت مردم باشند، به دنبال این مسائل جزئی افتادهاند. چرا کسی که مردم را شاد میکند، باید صفحهاش بسته شود؟»
عدهای نیز با اشاره به مسدود شدن صفحات دیگر چهرههای شناختهشده، این اتفاق را تنها منحصر به یک نفر ندانستند. یکی از مخاطبان نوشت: «جالب است که صفحه فردوسیپور و نیما هر دو با هم بسته شده؛ هر دو هم برنامههای بسیار پرطرفداری داشتند.»
در میان این نظرات، جملهای بیش از همه جلب توجه میکرد: «هر کسی که طرفداران زیادی داشته باشد، یعنی خطر و غیرقابل کنترل است.»
دو نگاه متفاوت به یک پدیده اجتماعی
بررسی نظرات کاربران نشان میدهد که ماجرای نیما تکیدو تنها به بسته شدن یک صفحه اینستاگرامی یا کانال یوتیوب محدود نمانده است. برای گروهی، او نمادی از نسلی است که سرگرمیهای خود را در بستر شبکههای اجتماعی پیگیری میکند و حذف صفحاتش به معنای محدود شدن حق انتخاب مخاطبان است. در مقابل، گروهی دیگر معتقدند که کیفیت این نوع محتوا پایین است و محبوبیت آن را نشانهای از تغییر در ذائقه فرهنگی بخشهایی از جامعه میدانند.
با این حال، نقطه مشترک در بسیاری از نظرات این بود که بحث درباره نیما، به سرعت به موضوعات گستردهتری مانند آزادی فعالیت تولیدکنندگان محتوا، حق انتخاب کاربران، اولویتهای مدیریتی و نقش تعیینکننده شبکههای اجتماعی در زندگی روزمره مردم کشیده شد؛ موضوعی که نشان میدهد واکنشها به این خبر، فراتر از صرفاً یک تولیدکننده محتوا، بازتابدهنده دیدگاههای مختلف کاربران نسبت به فضای مجازی و نحوه مدیریت آن در جامعه است.
۲۳۳۲۳۳



