
نشست دوم مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا، فراتر از یک گفتوگوی صرفاً فنی، محک جدی برای ارزیابی جدیت و تعهد واشنگتن به دستیابی به توافقی عادلانه و پایدار محسوب میشود.به گزارش ابرامباد، با نزدیک شدن به آغاز دور دوم مذاکرات غیرمستقیم میان ایران و ایالات متحده، فضای حاکم بر محافل سیاسی و رسانهای همچنان آمیخته با احتیاط، تردید، و در عین حال رویکردی واقعبینانه است. مقامات در تهران صراحتاً اعلام کردهاند که ورود به این فرآیند دیپلماتیک نه از سر خوشبینی، بلکه بر اساس ارزیابیهای دقیق و با هدف اصلی حفظ حقوق هستهای کشور و رفع کامل تحریمها صورت پذیرفته است. آنها تأکید دارند که این گفتوگوها صرفاً به مسائل هستهای محدود میشود و هیچ دستورکار دیگری را شامل نخواهد شد.
بازگشت ایران به مسیر دیپلماسی فعال، پس از رایزنیهای فشرده میان رئیسجمهور و چند کشور منطقه انجام گرفته است. این کشورها با تأکید بر لزوم مدیریت اختلافات از طریق مذاکره، نسبت به پیامدهای تشدید تنشها هشدار داده و بر نقش سازنده دیپلماسی در حفظ ثبات منطقهای پافشاری کردهاند.
در این میان، نقش کشورهایی چون عمان در تسهیل ارتباطات غیرمستقیم میان پایتخت ایران و واشنگتن بسیار چشمگیر است؛ کشوری که در گذشته نیز در بزنگاههای حساس، بستر گفتوگوهای پنهانی را فراهم آورده بود. به نظر میرسد جمهوری اسلامی در شرایط کنونی، وساطتهای منطقهای را واقعبینانهتر و کمهزینهتر از سازوکارهای فرامنطقهای ارزیابی میکند.
مرزهای تعیینشده: مذاکرات فقط هستهای
بر اساس آنچه منابع آگاه عنوان میکنند، ایران تنها پس از دریافت اطمینان از سوی طرف آمریکایی مبنی بر اینکه دستورکار مذاکرات صرفاً به پرونده هستهای محدود خواهد شد، وارد این روند جدید شده است. تهران دو شرط اصلی برای شرکت در این گفتوگوها تعیین کرده است: پذیرش اصل غنیسازی و تمرکز انحصاری بر موضوعات هستهای.
مسئولین جمهوری اسلامی روشن ساختهاند که مطرح شدن هرگونه موضوع منطقهای یا موشکی در این چارچوب، به معنای عدول از توافق اولیه و توقف فوری فرآیند دیپلماتیک خواهد بود. از دید تهران، هدف از مذاکرات مشخص است: حفظ حقوق هستهای در کنار رفع تحریمهای ناعادلانه و دستیابی به دستاوردهای ملموس اقتصادی برای مردم کشور.
بیاعتمادی عمومی: متغیری تأثیرگذار
یکی از عوامل مهم در معادله کنونی، سطح بالای بیاعتمادی افکار عمومی ایران نسبت به ایالات متحده است. طبق نتایج نظرسنجی مؤسسه گمان (GAMAAN) که بین شهریور تا مهر ۱۴۰۴ (سپتامبر ۲۰۲۵) انجام شده، حدود ۷۵ تا ۸۰ درصد از شرکتکنندگان ایرانی، آمریکا را طرفی غیرقابل اعتماد دانستهاند و تنها اقلیتی از گفتوگوی مستقیم با واشنگتن حمایت کردهاند.
این نگرش ریشه در تجربیات تاریخی و تحولات اخیر دارد. آمریکا در مقاطع گوناگون با اتکا به شبکههای غیررسمی، تحریک به خشونت، و سوءاستفاده از نارضایتیهای اجتماعی، تلاش کرده مسیرهای اعتراض را از مطالبات اقتصادی به درگیریهای امنیتی منحرف کند؛ تجاربی که از کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ آغاز شده و همواره به عنوان آخرین گزینه واشنگتن در برهههای مختلف به کار گرفته شده است. این رویکرد آمریکا مستقیماً بر ارزیابی ایران از نیات واشنگتن در مسیر دیپلماسی تأثیر گذاشته است. از این رو، این وقایع همگی در شکلگیری این ذهنیت نقش داشتهاند؛ در نتیجه، تیم مذاکرهکننده علاوه بر چالشهای خارجی، ناچار به مدیریت حساسیتهای داخلی نیز هست.
واشنگتن: تضاد در رفتار و آزمون جدیت
مقامات ایرانی، تناقض در رفتار و گفتار مسئولان آمریکایی را یکی از موانع اصلی برای شکلگیری روندی پایدار میدانند. تغییر مواضع در بازههای زمانی کوتاه، فقدان انسجام در پیامهای رسمی، و طولانی شدن فواصل میان جلسات، از جمله مواردی است که از سوی تهران به عنوان نشانههایی از عدم رویکرد حرفهای و جدی ارزیابی میشود.
ایران همچنان دیپلماسی را ابزار اصلی برای مدیریت تنشها و پیشبرد منافع ملی خود میپندارد؛ اما این گمان نیز وجود دارد که برخی جریانهای جنگطلب در آمریکا و محافل نزدیک به رژیم صهیونیستی ممکن است تلاش کنند با ایجاد اخلال در روند گفتوگوها، مسیر دیپلماسی را مسدود سازند. به همین دلیل، تهران ضمن اعلام جدیت کامل خود، تأکید کرده که مذاکرات باید بدون تهدید و فشار ادامه یابد.
نقش کمرنگ اروپا در معادلات جدید
در حالی که آلمان، انگلستان و فرانسه از امضاکنندگان اصلی توافق هستهای قبلی بودند، طی هفتههای اخیر تماس مستقیمی با مقامات ارشد ایران برقرار نکردهاند. این وضعیت از دید برخی تحلیلگران در تهران به معنای کاهش نقش عملی اروپا در معادله جاری است، تا جایی که ایران این سه کشور را بیشتر مانعی در روند دیپلماسی میداند تا یک میانجی مؤثر؛ موضوعی که باعث شده تهران بیش از پیش بر کانالهای منطقهای تمرکز کند.
دیپلماسی: یک انتخاب راهبردی
جمهوری اسلامی ایران اعلام کرده که دیپلماسی را بر جنگ ترجیح میدهد، اما این ترجیح به معنای عقبنشینی از خطوط قرمز نیست. تیم مذاکرهکننده بر «نتیجهمحوری» تأکید دارد و معتقد است هر توافق احتمالی باید در کوتاهترین زمان ممکن به دستاوردی ملموس برای ملت ایران منجر شود.
به نظر میرسد دور دوم مذاکرات، بیش از آنکه صرفاً یک نشست فنی باشد، آزمونی سیاسی برای سنجش میزان اراده واشنگتن در حرکت به سوی توافقی متوازن و پایدار است. تهران با وجود تردیدهای انباشته، همچنان گفتوگو را ابزار مدیریت تنش میداند؛ اما این بار با احتیاطی دوچندان و تأکید بر تجربههای گذشته.



