
به گزارش ابرامباد، این روزها ادبیاتی رواج یافته که برخی آن را “شوخی” مینامند، اما عواقب آن به هیچ وجه شوخی نیست.انتظار از نهادهای امنیتی و وزارت کشور این است که با این گونه سخنان و تهدیدات مقابله کنند، اما ظاهراً فراموش کردهاند که همین “شوخیها” در گذشته چه هزینههای گزافی بر کشور تحمیل کردهاند.
از دل همین لحنهای به ظاهر ساده، افرادی مانند سعید عسگر سربرآوردند و در روز روشن، سعید حجاریان را هدف گلوله قرار دادند. همین رویکردهای “شوخطبعانه” بارها باعث تحریک عدهای شده و به بهم ریختن مراسم عزاداری، سخنرانیها و گردهماییها با شعارهای افراطی انجامیده است. فجایعی چون قتلهای زنجیرهای کرمان، اسیدپاشیهای اصفهان و خودسریهای خراسان، همه ریشه در همین نوع “شوخیها” دارند.
مسئله اصلی صرفاً طنز بودن این افراد نیست، بلکه آن است که بسیاری از پیروان و مقلدان این اشخاص، این حرفها را به جد میگیرند و متوجه جنبه “شوخی” آن نیستند. شاید خود مسببان این فضا نیز از سر تفریح دست به اسلحه ببرند یا قمه بکشند، اما قربانیان این اقدامات به هیچ وجه قصد شوخی ندارند. درست مثل آن شعر معروف که “بچهها شوخی شوخی به گنجشکها سنگ میزنند و گنجشکها جدی جدی میمیرند.”
بیایید ما نیز این “شوخی” را کنار بگذاریم و با مسئولان جدیتر صحبت کنیم. واضح است که عزیزان وزارت کشور بهتر از هر کس دیگری میدانند که تنزل دادن این رفتارها به حد “شوخی”، خود یک شوخی تلخ و بیمزه است. شاید این تذکرات ظاهری برای خالی نبودن عریضه و نشان دادن حساسیت به مسائل کشور باشد، اما امیدواریم برخورد جدیتری در پشت پرده صورت گرفته باشد. هرچند شواهد نشان میدهد که آغازکنندگان اینگونه “شوخیها” بدون هیچ توقفی به کار خود ادامه میدهند تا زمانی که اوضاع واقعاً بحرانی شود.
نمونه بارز این افراد، شیخ قاسمیان است که با لحنی بسیار “شوخ”، مداحان جوان و امثالهم را تربیت میکند. در همین ایام که کشور لحظات حساسی را سپری میکند، شیخ قاسمیان با قرآن در دست از این میدان به آن میدان و از این شبکه تلویزیونی به آن شبکه میرود تا با استناد به کلام خدا، افرادی چون قالیباف، پزشکیان و عراقچی را خائن معرفی کند. ای کاش به همین حد اکتفا میکرد. او در برنامهای تلویزیونی، از آیات قرآن استنباط میکرد که تنها مومن واقعی در میان سیاستمداران جهان، رفیق پوتین است و بس. اینها همان شوخیهای خطرناکی است که از دل آن، نابخردی زاده میشود که اقدام به تهدید بریدن گلوی رئیسجمهور میکند.
باید سرچشمه این مشکلات را خشکاند، وگرنه پرداختن به معلولها تا ابد راه به جایی نمیبرد. به قاسمیانها رسیدگی کنید که در پوشش تفسیر قرآن، بذر کینه و تفرقه میپاشند و آتش جهل و خشم افراد سادهلوح را شعلهور میسازند. نبویانها را دریابید که آشکارا با دروغ و تحریف، سعی در کشاندن کشور به آشوب و ناامنی دارند. یقه آن نمایندگان معدود را بگیرید که با عنوان نماینده مردم، هر سخن بیهودهای میگویند، بدون توجه به عواقب آن. فردی علناً در جمع خشمگین مردم به تیم مذاکرهکننده دروغ میبندد تا احساسات آنها را برانگیزد. اگر در پی این تحریکات، کسی برای “حفظ استقلال و عزت کشورش” برانگیخته شود و به یکی از همین متهمان توسط نبویان حمله کند، چه کسی پاسخگو خواهد بود؟ چرا باید یک طیف سیاسی در این مملکت از چنین مصونیت آهنین برخوردار باشد؟
اینکه “ما میدانیم و تیغ و حلقوم شما؟” دیگر یک شوخی ساده نیست. آیا هر کسی میتواند چنین تهدیداتی را علیه اشخاص حقیقی و حقوقی مطرح کند و سپس آزادانه گشت و گذار کرده و به ریش تمام ارکان مملکت بخندد؟ چرا برای یک اعتراض صنفی ساده یا حتی یک موضوع پیش پا افتاده، مدعیالعموم وارد عمل میشود، اما در چنین مواقعی که مسئله واقعاً عمومی و مربوط به امنیت نود میلیون ایرانی است، خبری از پیگیری نیست؟ نمیتوان یک نفر را به جرم یک استوری اعتراضی یا یک کامنت کمبازدید، احضار و به اقدام علیه امنیت ملی محکوم کرد، اما از کنار این همه تخلف آشکار و اقدام رسمی علیه آرامش و امنیت عمومی به راحتی گذشت. این میزان تساهل و بیخیالی در برابر این گروه خشن و “شوخی” فرض کردن جدیترین تهدیدات کنونی و آینده این سرزمین، به ضرر همه ما تمام خواهد شد. فقط بنشینید و تماشا کنید.



