
به گزارش ابرامباد، تاریخ ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۴ صرفاً یادآور از دست دادن یک دبیرکل برای حزبالله لبنان نیست؛ بلکه این روز، شاهد ترور یکی از برجستهترین شخصیتهای سه دهه اخیر لبنان و منطقه در حمله اسرائیل به ضاحیه جنوبی بیروت بود.با این حادثه، دورانی نوین در تاریخ حزبالله و موازنههای سیاسی لبنان کلید خورد.
سید حسن نصرالله، که یادش گرامی باد، برای بیش از سی سال سکاندار حزبالله بود. در طول این دوره، او از جنگ ۲۰۰۶ با اسرائیل گرفته تا وقایع سوریه و سپس نبرد غزه، به محور اصلی معادلات داخلی لبنان و منطقهای تبدیل شد. با گذشت دو سال از این ترور، سؤال اصلی صرفاً درباره جانشین او نیست؛ بلکه اهمیت دارد که بدانیم حزبالله پس از فقدان نصرالله چه راهی را در پیش گرفته و از آن سازمان قدرتمندی که او هدایت میکرد، چه چیزی باقی مانده است.
شبکه الجزیره، در تحلیلی به مناسبت دومین سالگرد شهادت نصرالله، این واقعه را سرآغاز فصلی نوین و متمایز برای حزبالله و کشور لبنان قلمداد کرده است. در این دوره جدید، شاهد دگرگونی در رهبری حزب، هدف قرار گرفتن وسیع ساختارهای نظامی و امنیتی آن و تبدیل شدن موضوع تسلیحات حزبالله به یکی از مناقشات محوری در عرصه سیاسی لبنان هستیم.
از سایه نصرالله تا رهبری نعیم قاسم
در پی ترور سید حسن نصرالله، هاشم صفیالدین نیز که یکی از اصلیترین گزینهها برای جانشینی ایشان بود، در حملات بعدی اسرائیل به شهادت رسید. در نهایت، مسئولیت رهبری حزبالله به نعیم قاسم، معاون سابق دبیرکل، واگذار شد.
قاسم در موقعیتی خطیر رهبری حزب را بر عهده گرفت؛ این تغییر و تحول، صرفاً یک جابجایی عادی در سلسله مراتب سازمانی محسوب نمیشد. حزبالله در آن مقطع، همزمان با از دست دادن تعداد قابل توجهی از فرماندهان خود، تحت فشار حملات شدید امنیتی و نظامی و تغییرات بنیادین در فضای منطقهای قرار داشت.
الجزیره در تحلیل عملکرد قاسم، او را شخصیتی معرفی میکند که از ردههای اداری و تشکیلاتی حزبالله برخاسته و اینک در یکی از دشوارترین ادوار تاریخی این سازمان، مسئولیت هدایت آن را بر دوش میکشد.
دگرگونیها در سایه نبرد
ترور سید حسن نصرالله رویدادی ناگهانی نبود. پیش از آن، حزبالله ماهها درگیر نبردی فرسایشی با اسرائیل در امتداد مرزهای لبنان بود. این درگیری، پس از آغاز نبرد غزه و ورود حزبالله به حمایت از مردم فلسطین، به اوج خود رسید و در سپتامبر ۲۰۲۴ با حملات وسیع اسرائیل به لبنان همراه شد.
در مدت زمان کوتاهی، بخشهای حیاتی از ساختار فرماندهی حزب هدف قرار گرفتند و شهادت نصرالله به نمادی از این عملیات بدل شد. اما پیامدهای این نبرد تنها به رهبری محدود نشد.
نشریه «الشرق الاوسط» در تحلیل وضعیت حزبالله پس از سه سال درگیری، به کاهش قدرت نظامی، آسیبپذیری مسیرهای پشتیبانی و تغییر در نقشه حضور حزب اشاره کرده است. با این حال، همان گزارش تأکید دارد که حزبالله همچنان تواناییهای نظامی خود را حفظ کرده و در مسیر بازسازی و سازماندهی مجدد قرار دارد.
این بدان معناست که چهره کنونی حزبالله، نه یک تشکیلات از هم پاشیده است و نه نسخهای دستنخورده از ساختار پیش از سال ۲۰۲۴؛ بلکه سازمانی است که پس از تحمل ضربات سنگین، در صدد انطباق و بازآرایی خود با واقعیتهای نوین است.
تحولات سوریه و مسدود شدن یک راه حیاتی
از دیگر تحولات مهم این دوره، میتوان به دگرگونی در محیط منطقهای اطراف حزبالله اشاره کرد.
نشریه «المدن» در ارزیابی دو سال اخیر، فروپاشی دولت سوریه را یکی از نقاط عطف تأثیرگذار بر معادلات حزبالله برشمرده است. سوریه برای سالیان متمادی، شاهراه اصلی ارتباط و پشتیبانی لجستیکی حزبالله با ایران به شمار میرفت و تغییرات اخیر در این کشور، دسترسی حزب را به مسیرهای پیشین با چالشهای جدی روبرو ساخته است.
بدین ترتیب، حزبالله نه تنها با چالش بازسازی ساختار درونی خود مواجه شد، بلکه فضای منطقهای که سالها بستر فعالیتهایش بود، نیز دستخوش تغییر اساسی گشت.
موضوعی که در کانون سیاست لبنان قرار گرفت
شاید برجستهترین دگرگونی پس از ترور سید حسن نصرالله، صرفاً به ساختار داخلی حزبالله محدود نشد؛ بلکه در جایگاه مسئله تسلیحات این حزب در عرصه سیاسی لبنان نمود یافت.
قبل از آغاز جنگ، سلاح حزبالله همواره یکی از بحثبرانگیزترین مسائل در سیاست لبنان محسوب میشد؛ اما در سالهای پس از آن نبرد، موضوع «انحصار سلاح در اختیار دولت» با قوت بیشتری به اولویتهای رسمی لبنان راه پیدا کرد.
اکنون، اختلاف نظر بر سر ادامه نقش حزبالله به عنوان یک کنشگر مهم سیاسی و اجتماعی نیست؛ بلکه بحث اصلی بر سر این است که جایگاه نظامی این حزب در چارچوب آینده لبنان چگونه باید تعریف شود.
در این میان، حزبالله قاطعانه اعلام کرده که همچنان خود را جزئی جداییناپذیر از معادله دفاعی لبنان میداند و به سادگی از تسلیحات خود چشمپوشی نخواهد کرد. شبکه العربیه در اولین سالگرد ترور نصرالله گزارش داده بود که رهبری حزب به صراحت بر لزوم حفظ سلاح تأکید کرده است.
با گذشت دو سال، این مناقشه نه تنها حل نشده، بلکه به یکی از کانونهای اصلی تنش میان حزبالله، دولت لبنان و اسرائیل مبدل گشته است.
نصرالله؛ فقدان یک شخصیت یا پایان یک عصر؟
با گذشت دو سال از ترور حسن نصرالله، پاسخ دادن به این سوال که «چه میراثی از حزبالله برجای مانده است؟» به سادگی امکانپذیر نیست.
این حزب همچنان در صحنه سیاسی لبنان حضوری فعال دارد و تحت رهبری جدیدی قرار گرفته است؛ اما ساختار نظامی، شبکه فرماندهی، فضای منطقهای و روابط آن با دولت لبنان، نسبت به دو سال گذشته دستخوش تغییرات چشمگیری شده است.
در عین حال، شهید نصرالله همچنان جایگاهی پررنگ در اذهان هواداران حزب دارد. مراسم و برنامههای سالگرد او گواه این است که موقعیت نمادین رهبر پیشین از بین نرفته است، حتی اگر ساختار سیاسی و نظامیای که او برای سه دهه هدایت کرد، وارد فاز متفاوتی شده باشد. حزبالله امروز با تکیه بر میراث نصرالله به پیش میرود، اما دیگر در همان شرایطی که او سکاندار بود، قرار ندارد.
۲۷ سپتامبر ۲۰۲۴ برای حزبالله نقطه پایانی بر یک دوره بود؛ اما ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۶ بیش از آنکه صرفاً یادآور شهادت نصرالله باشد، به معیاری برای ارزیابی مسیر پس از او بدل گشته است. این مسیر در یک سو به بازسازی و حفظ ساختار حزب معطوف است و در سوی دیگر، با فشارهایی برای تغییر نقش آن در لبنان و بازتعریف رابطه میان حزب، دولت و تسلیحات همراه است.
با گذشت دو سال از آن حمله، نام و یاد نصرالله همچنان بر ضاحیه و بر حافظه سیاسی حزبالله سایه افکنده است؛ با این حال، آینده حزب بیش از پیش به تصمیماتی گره خورده است که در فقدان او و در شرایطی کاملاً دگرگون اتخاذ میشوند.



